|
||||
|
به باورمن، «طنز» گریهی نا مرئی است؛ زیرا وقتی به تحلیل طنز میپردازیم، ظاهر مان میخندد و قلب مان گریه میکند. به عباره دیگر: «طنز» غم را نابود میکند و شادی میآفریند و يا به خوش بودن دعوت میکند؛ به قول شاعر: خنده کن تامیتوانی خنده کن خنده کن از خنده غم شرمنده کن اما این خنده در طنز، از گریه بر میخیزد. ا- عناصر طنز: 1- خنده 2- گریه 3- غلو 4- اغراق 5- تبلیغ 6- نقد 7- نیش 8- نوش 1-خنده:- خنده، یکی از عناصر ضمنی طنز است که به ریش صحنه های تراژید میخندد و به گونه های مختلف؛ اما جهت دراز نشدن مطلب فقط نام میگیریم: 1- تبسم 2- پوزخند 3- لبخند 4- زهرخند 5- نیشخند 6- دلخند 7- خندهی گریه دار 8- خندهی کنایه دار 9- خندهی تلخ 10- خندهي شیرین و... 2- گریه - در انواع طنز وجود دارد؛ ولی در طنز های تصویری زیادتر حس میگردد که مثال خوب و بهتر در این مورد، کارهای طنزی «مستر بین» و «چارلی چاپلین» است که چشم را میگریاند و قلب را میخنداند و برعکس هم . 3- غلو عنصری است که از نگاه عقلی و عملی غیر ممکن باشد. 4- اغراق -عنصری است که از نگاه عملی، ناممکن و از نگاه عقلی، ممکن باشد. 5- تبلیغ عنصری است که هم از نگاه عقلی و هم از نگاه نظری ممکن باشد. 6- نقد نقد، یکی از عناصر مهم و درونی طنز است که با زبان برنده، زشتی ها و پستی های جهان را گردن میزند و هدف اساسی طنز نیز همین است. 6- نیش مخاطب را میگریاند. 7-:نوش :مخاطب را میخنداند و زیادتر در «فکاهه» دیده میشود. ب :- هدف طنز طنز، مشکل ترین ژانر ادبی میباشد و کمتر کسی می تواند طنز بنویسد؛ مثلا هدفی را که در سایر ژانرهای ادبی بیان، میشود، می توان در طنز هم بیان کرد؛ ولی یک موضوع طنزی را اگر در قالب یکی از ژانر های دیگر ادبی بنویسیم ناممکن است و در صورت امکان، چیزي در خور نخواهد بود. از همین خاطر هدف طنز، درپهلوی این که زشتی ها و پستی های جامعه و جهان را گردن میزند، در حصهی بیان زیبایی ها و خوبی هاهم بال و پر دارد. ناگفته نبا ید گذاشت که طنز، دارای دو جنبه است: 1- جنبهی اصلاحی 2- جنبهی رسوایی 1- جنبهی اصلاحی:- کسانی که با اعمال و افکار ناشایست خود در جامعه زایشگاه سوژه طنز ایجاد میکنند را اصلاح و بالای شان توبهی نصوحا میکشد. 2- جنبهی رسوایی: آنانی که در چشم ها و گوش های شان میخ ها فرو رفته باشند و به گپ استاد خلیل الله خلیلی، منتظر «میخ پنجم» (در شعر زیر)باشند را رسوا میکند. « شنیدم ز درویش روشن روان که چون سفله را بر کشد آسمان بکوبد به گوش اش دو میخ حدید که حرف حقیقت نداند شنید برارد به چشمش دو میخ دگر که حق گردد از دیده اش مستتر یکی میخ دیگر گذارد نهان که چون حکم عزلش رسد ناگهان کند در قفایش فرو تا به بیخ که از چشم وگوش اش فتد چار میخ چوداری تو بر صدر عزت قرار بدان میخ پنجم نظر برگمار» که در هردو صورت، گردن طنز فراز میباشد. 3- انواع طنز:- به صورت كل، طنز به سه نوع است: طنز ادبي، طنز ژورناليستيك و طنز تصويري. جهت طويل نشدن متن، هر سه نوع طنز، و بعضي از شاخه هاي شان را به گونهی مختصر به معرفي ميگيريم. 1- طنز ادبی 2- طنز ژورنالیستیک 3- طنز تصویری 4- طنز فلسفی 5- طنز گفتاری 6- طنز سکس یا ایروتیک 7 - طنز اشاره یی 8 - طنز مینی مالیستی 9- طنز تلخ اکنون کوتاه نظری در مورد هرکدام: 1- طنزادبی به طنز های گفته می شود که پدیده های منفی را به زبان و بیان ادبی گردن میزند. نمونه های طنز های ادبی را زیادتر در آثار کلاسیک، در لابلای آثار حافظ ، سعدی، عطار و....دیده میتوانیم. 2- طنز ژورنالیستیک مشکلات عینی جامعه را در قالب های خبر، گزارش، تبصره و...بیان میکند. فراموش نشود که برجسته بودن عنصر خنده، یکی از ضروریات مهم و مبرم طنز ژورنالیستیک است. برخی ها بدین باوراند که طنز ژورنالیستیک، ماندگار نیست و بعد از مدتی از خواندن و شنیدن می افتد؛ درحالی که چنین نیست. این گونه طنز، دارای سلسله معیارها و هنجارهای مخصوص بوده که شرح آن مجال بیشتر میخواهد. 3-طنز تصویری به طنز های گفته میشود که پیام، به واسطه تصویر ارایه شود و زبان، هیچ نقشی در آن بازی نمیکند. این طنز، زیادتر در قالب نمایشنامه های «پانتومیم» طنزی، در کار های «چارلی چاپلین» و»مستربین» دیده میشود. بااین که در ارایه چنین نمایشنامه ها، استفاده از زبان اشاره، اهمیت دارد. 4- طنز فلسفی پدیده های منفی را با زبان فلسفی میکوبد و زیادتر در لابلای آثار مولانای بلخ، حکیم عمر خیام، میرزاعبدالقادر بیدل، مولاناعبید زاکانی دیده میشود. 5- طنز گفتاری به طنز هایي گفته میشود که با درنظرداشت عناصر ویژه، به زبان و بیان گفتاری ارایه میگردند و زیادتر در برنامه های طنزی تلویزیونی و رادیویی قابل استفاده میباشد. (متاسفانه یک تعداد رسانه ها زیر نام «طنز گفتاری»، به طنز توهین نموده اند؛ مثلا در برنامهی خنده سالار تلویزیون طلوع، طنزهایي که از زبان اجراکننده ها ارایه میشوند بذله، هرزه و چرندی بیش نیستند و در آن برنامه، کمتر گپی را سراغ داریم که اندک بار طنزی داشته است؛ آنهم با استفاده از طنزهای کلاسیک بزرگان؛ اما با پس و پیش کردن کلمات، یا دراوردن موضوع به زبان کوچه، که می شود آن را «ایزکانه» خواند. 6- طنز ایروتیک یاسکس به طنزي گفته میشود که پیام با زبان برهنه ارایه شود و زیادتر، در آثار مولیناعبید زاکانی، مولینا جلالالدین محمد بلخی، میرزاعبدالقادر بیدل، ایرج میرزا و...و همچنان در طنز های معاصر در آثار حاجی اسمعیل سیاه مشهوربه «گوزوک» استاد فیض محمد عاطفی هروی و طناز های امروز؛ مثل: نصیراحمد نشاط، کاکه تیغون، سمیع حامد و چند تن دیگر دیده میشود. طنز های سکسی یا اروتیک، در ادبیات کلاسیک، به هدف بیان پیام های ارزنده یی مورد استفاده بوده اند و بار بیشتری داشتند؛ مثل داستان مشهور «کنیزک و کدو» در مثنوی معنوی.
7- طنز اشاره یی- چگونه به یک انسانی که شنیده نمیتواند؛ اما حق برداشت و دانستن را دارد طنز بگوییم؟ برای آن ها بهترین گزینه زبان اشاره است؛ ولی نه اشاره معمولی. نمونه کارهای «چارلی»و «مستربین» بهترین وسیله برای رسانیدن پیام به این طیف ازجامعه است. و همچنان اخبار و گزارش های روز را هم میشود به همین زبان برای شان بیان کرد. 8- طنز مینی مالیستی گونه های مینی مالیستی در نظم و نثر کلاسیک دیده میشوند و اکنون نیز در بعضی از ژانرهای ادبی- به خصوص در طنز– قابل دید میباشند و هدف طنز مینی مالیستی، این است که در چند جملهی کوچک، گپ کلانی باید گفته شود. میزیبد نوشتهی از سعدی شیرازی را نقل کنیم . ناخوش آوازی، به بانگ بلند قرآن همی خواند. صاحبدلی، بر او گذر کرد و پرسید: ترا مشاهره چنداست؟ گفت: ازبهرخدا خوانم گفت: ازبهرخدا! مخوان! 9- طنز تلخ به طنز هایی گفته میشودکه به زبان نهایت برنده و کوبنده، زشتی ها و پستی ها را گردن زند و از زبان ایروتیزم هم دراین گونه، زیاد تر استفاده میشود. در کنار «طنز» پدیده های دیگری هم وجود دارند که رگه های از طنز در آنها دوانده شده و با معیارها، هنجارها و عناصر مخصوص، خنده می آفرینند و میستیزند که عبارت اند از: - فکاهه - هجوه - هزل - شوخی - مزاح - کارتون - کاریکاتور و اما فکاهه فکاهه نویس، در سدد ارایهی پیام، به مخاطب نیست؛ زیرا هدف اساسی فکاهه، صرف به خنده افگندن است و عنصر خنده، هرقدر زیاد باشد به همان اندازه فکاهه زیباتر جلوه میکند - هجو عبارت از انتقام گرفتن و به مسخره گرفتن کسی یا چیزی میباشد. در هجو، نویسنده دست باز دارد و میتواند با استفاده از دشنام های رکیک و زشت، اما هنرمندانه و ظریف، حریف را سیرآب سازد و گل خنده را نیز بر لب ها بشگفاند. - هزل هزل، به هجو همسری دارد؛ ولی در این جا زبان نرم تر و صمیمانه تر از زبان، در هجو میباشد. شوخی هدف از شوخی، به خنده افگندن مخاطب و فی البداهه میباشد و بین کسانی صورت میگیرد که فطرتا طبع شوخ داشته باشند. در شوخی هم زبان گاه گاه به سرحد هجو میرود؛ ولی نباید فراموش کرد که شوخی، فی البداهه است. - مزاح شوخی و مزاح، به مثابهی هزل و هجوه میباشند؛ بدین معنی، که در مزاح، زبان نرم تر از زبان شوخی است. - کارتون نوعی از طنز تصویری است که دارای عمق و محتوامیباشد. در کارتون، زیاد تر مسایل منفی سیاسی گردن زده میشود و حتا میتواند پیام های فلسفی را هم به مخاطب ارایه کند. ناگفته نباید گذاشت که یک کارتون، میتواند یک کتاب پیام داشته باشد. - کاریکاتور نوعی از طنز تصویری است که برعکس کارتون، بدون عمق و محتوا میباشد و هدف آن، تنها به مسخره کرفتن اشخاص مورد نظر است؛ مثلا کسی اختلاص میکند و کاریکاتوریست، چهره اورا - به گونهی که مخاطب بداند کیست- رسم میکند و شکمش را بزرگتر از حد معمول میکشد تا اختلاص اورا نشان بدهد. به هرحال، آنچه در بالا گفتیم را نمیتوان به صفت تیوری کامل طنز، پذیرفت؛ زیرا طنز در این سیاهه، بسیار کوتاه به معرفی گرفته شده است؛ در حالیکه، میشد هرکدام از عناصر را با تماس با عناصر دیگر طنز به بررسی گرفت. و همچنان از تشریح صور خیال، تشبیه، کنایه، مجاز و سایر ساز و برگ درونی طنز در این جا میگذریم گپ دیگر اینکه در این نبشته، روی زبان طنز، اصلاً بحث نشده است و روی اهمیت و چگونه رسانیدن پیام نیز کاری نکرده ایم؛ زیرا نیاز به تحقیق و پژوهش بیشتری داشت؛ ولی برای تان وعده میدهم که اگر زنده بودم و بخت یاری کرد رسالهیی را در زمینهی تیوری طنز، به شکل کامل آن تقدیم خوهم کرد.
|
|
|||
| Copyright © 2005-2009 www.khorasanzameen.net | ||||