|
||||
|
آنانی که برای آزادی تلاش می کنند، از تلاش برای
آگاهی آغاز می
نمایند ( فوزیه کوفی )
کانون اندیشه زاده شد: مژده باید گفت و مژدگانی باید پرداخت، رسم نیکوی نیاکان را، که آموختن
بوده است و دانایی! گواه داریم بر این آگاهی از دیر گاه
گاهباوری که، آریایی تباران و مردمان ایرانزمین در آن دورانی که هنوز آیین پور آذر
( ابراهیم حکیم ع ) به پیروان سوشیانت ( زردهشت حکیم )، نرسیده بود ( 1500 سال پیش از مسیح )، پارتیان
در شرق، مادها
درشمال وپارسها
درجنوب فلات آریانا ( ایرانزمین ) به گسترش فرهنگ شهریاری و شهرداری پرداخته بودند.
آیین دانش باوری و آگاهی ازپدیدارهای روی زمین؛ به اندازه پیرامون شناسی مردم آن
روزگار، دامنه یافته بود. گواه این سخن را نیز از دفترهای اوستای کیش آفرین بدخشان
زمین ( زردهشت بزرگ ) میتوانیم بروشنی بخوانیم. مهربان یاران! این سخنان رابرای آن بیان نمودم، تا بدانیم
برآنچه دراین نامه گفته میشود و آگاه باشیم، که کانون اندیشه برای پرورش دماغی و
ورزیدگی بیشتر در آموختن دانش امروز و روزگار پیشین جوانان بدخشان، پیدایی یافته
است.
همینگونه آگاه باشیم و باورکنیم که، این دانش سرای مهم و ارزشمند، توان
آموختن، دانستن، فراگرفتن و توانستن کاربست آگاهی و دانش را در هستی ممارست
خواهدکرد. کانون اندیشه راهی است ازسنت ودیرماندگی،
بسوی صنعت و نواندیشی. این راه پیروان ورهروان بیشماری خواهد یافت وهمین دم نیز
بسیاراند جوانان دانش پژوه ودانشجو که کمر بسته اند و همت نموده اند، تا درپای
اندیشه و دانش خم شوند واز جویبار دانایی کام تشنه خویش را سیراب کنند.
پایه گذار ان کانون اندیشه : آنهایی که کانون اندیشه برای جوانان بدخشان زمین را همچون، دانشکده ی
دانش و فن و پرورشگاه اندیشه و هنرمدرن، درکابل زمین برپا کرده
اند، سروری بسیار نموده اند. پس تنهاسپاسگزاری و دست بیدرد گفتن برای آنان
وبه پاداش ایشان سزاوار نیست. کار آنان به ارزندگی و بزرگی ساختن یک دانشگاه است.
همه بدخشانیان، همه کوهباوران و کوهزادگان کوهستان زمین ( بخارای شرقی ) این تلاش و
کوشش پیشگامان وپی ریزان " کانون اندیشه" را فرخنده و فرزانه میخوانند. دست این
مهربان یاران درد مبیناد وکوتاه مباد. کارایشان سنگ تمام گذاشتن است بر روی هرچه
افتخار واختیار. خانم فوزیه کوفی که ازپیشکسوتان جنبش آگاهی برای آزادی زنان و جوانان
امروز افغانستان است، در فروردین ماه سال روان ( 1386 خ ) دراین اندیشه بود که،
بجای چسپیدن به گروهسازی و گروه باوری، برای پایه گذاشتن یک نهاد اجتماعی فراخور
امروز، نیروهای اجتماعی و اندیشه های گذشته گذر فردا نگر ( نواندیش وبازبین ) را
بهم پیوند بزند وبه آوردگاه بیاورد. اینک آن بانوی بیدار کارخویش بدرستی پی کرده
است و به ساختن آن نهاد نیکو ( کانون اندیشه ) پیروز آمده است. مانیز در این هفته
های پسین آگاه شدیم که، آموزشکده ی جوانان و فرزندان آزادی و آگاهی از دورا دور
بدخشان ( از پامیر تا تخار ) در یک کانون گرد آمده اند ودر هماهنگی و همگامی
پایدار؛ خانم فوزیه کوفی و همکارانش را همراهی و همگامی میکنند. پس برای ساده فهمی،
همینجا بایستی بگویم، خانم کوفی پایه گذار و برنامه ریز این اندیشه بود وهست.
ولی آنانی که در نخستین همایش اورا همراهی کرده اند، همه افتخار پایه گذار
بودن در کانون
اندیشه برای بدخشانیان را دارند. گفت و گزارهای چندماه آغاز امسال درراه ساختن نهاد سودمند برای پرورش
اندیشه و دانش درجوانان و زنان، بیهوده نماند و در آغاز ماه اسد 1386 خورشیدی مجلس
موسسان کانون، نخستین پیمان راهبردی و بیاننامه ی کار و کردار خویش (
اساسنامه ) را در هشت
فصل و سی وچهار
ماده پذیرا ی همه اعضا نمود. مجلس پایه گذاران با رهبری خانم کوفی در سالن مجلس
نمایندگان پارلمان برگزار شد. خوشبینی و نکوباوری دراین میان آنست که، کانون اندیشه نه در پشت دیوارهای بسته؛ که
درپایگاه نمایندگان و در خانه مردم بدنیا آمده است. ازاین باور نیز کار رهبران ومبتکران آن
پیشینه و نظیر ندارد.
لابد نمیتوان بی آفرین و بدون تحسین از کنار آنان گذشت. آموزشکده ی اندیشه، پایگاه دانش وعلم برای دانش آموزان و دانشجویان
شریک دراین کانون است. اما همه جوانان بدخشان زمین که به فراگیری علوم، دانش
اجتماعی و مبانی سیاست واندیشه، درپرتو فرهنگ ملی و داده های تاریخی آن در گذشته
وامروز خوشبین باشند، دروازه ی کانون را میتوانند بگشایند و خودرا محصل وممثل آن
بدانند.
این نهاد فشرده و کوچک علمی- فرهنگی بیاری جوانان آگاه ودانشمراد بدخشان
تبار، دیر ویازود بیک کانون بزرگ ( دانشسرای عالی ) راه خویش را خواهد گشود. کوشش
کانون در آن زمینه باید باشد که بتواند دانشیان و دانشمندان داخلی وخارجی درداخل
کشور ( افغانستانی و غیر آن ) را به مثابه آموزگار ورهنمای کار هرازگاهی پذیرا باشد
و این پایگاه دانش و آگاهی را در زمان مناسب از حالت ملی نیز فراتر ببرد.
فراخوان کانون اندیشه : یک چنین پروژه و برنامه ی
بلند پروازانه ای با این هدف ها ی بزرگ و ابزارهای اندک , بدون همیاری و همکاری
روحانیان روشنفکر، پژوهشگران و اندیشمندان دانا، استادان وکارشناسان ممتازدانشگاهی
و روشنفکران و نویسندگان آزاد، متخصصات و تجربه داران حوزه دانشگاه و استادان فهیم
و فکور، در عمل نمی تواند گام های با پیامدی به پیش بردارد و توفیقی برای خود و
تضمینی برای ادامه راه داشته باشد. از اینروست که کارداران کانون اندیشه، تمامی
منسوبان دانش و بیداری و همه عزیزان فرهنگدوست را به شرکت در پربارساختن این پروژه
و برنامه های آن، با مطرح کردن دیدگاهها، پیشنهادها و تجربیات آنان، یا پذیرش
همکاری تنگاتنگ در راستای خدمت به هدفهای مورد نظر این کانون واین مرکز فرا می
خواند. همچنین از مسئولان کانون و
مراکز و نهاد هایی که وجه مشترکی با هر کدام از محورها وزمینه های فعالیت این
مرکز دارند، دعوت می کنیم تا در حد امکان این پروژه نو کار ونوپای آموزشی را
باارایه ی تجربیات و دانسته های خود یاری کنند. آرزوی محکم وباور زمینی ما اینستکه
دانشمندان، دانشیاران و آگاهان و استادان چه بدخشانی، چه افغانستانی و آنگاه چه
جهانی؛ مارا در راهیکه درپیش نهاده ایم همراهی و همگامی خواهند نمود. هردانش دوست درنزد
ما منسوب این دانشگاه کوچک است و هرکسی که به خواست این مرکز, درهمکاری و تبادل نظر
در محورهای مورد توافق طرفین, پاسخ مثبت گوید همکار ماست. کانون اندیشه، افزون بر
شناخت راه ورسم امروز جوانان روی زمین، برای فراهم آوردن دانش سودمند و آگاهی
کارآمد، درحوزه های گوناگون علم و مهارتهای هنری، به یکسری آموزشهای تخصصی ورشته یی
نیز خواهد پرداخت. این امر درگامهای نوبت وار وحرکتهای پیوسته و آهسته ی کانون
زمینه ی خویش را خواهد یافت. کانون نو کار وهنوز نا پایداراست، همت شما دوستان
ومهربان یاران پشتوانه ی انجام و دوام آن خواهد بود. شایسته ی هردانش دوست
دانش پروری و سروری برای دانشگستری و دانایی است. هربدخشانی بیش وپیش ازآنکه
ثروتمند باشد ویا دولتمند؛ بایستی روان دانشخواهی و شعوربالای فرهنگی- سیاسی خودرا
خوار نکند، این نشانه و شاخص دانشجویی و دانایی انسان بیدار و هشیار است. فراموش
نشود که کانون اندیشه این امتیاز را نه تنها برای بدخشانیان، که برای همه جوانان و
دانشدوستان سراسر کشور آرزو میکند.
محورهای آموزش در کانون
اندیشه:
کانون اندیشه درپیش
برنامه خویش، مسایلی را علامت داده است که جامعه از نبود آن رنج بسیار میبرد. ما
جامعه یی هستیم با نیاز های بیشمار، جامعه یی با زیرساختهای ویران و نظام آموزشی
قرون وسطایی، جامعه یی با رنج وحقارتهای فراوان و آشفته گیهای ذهنی ناشی از
استبداد، مردمانی هستیم آزار دیده و روان پریشی مزمن، جامعه یی با انگیزه های خشونت
و آموزه های خشونت انگیز، بدینسانست که درچنین جامعه یی دانش و علم کلید حل معمای
امروز و سودای فردای ماست. جوانانی که در درون آتش و خون بزرگ شده اند و از فرهنگ
وفاق و اتفاق محروم مانده اند، مگر میشود بدون آگاهی و آموزه های عالی بتوانند راه
خویش را بسوی فردای تفاهم و همیاری در جامعه ی نا بسامان و پسمانده ی آسیایی همانند
افغانستان، سازماندهی و روبراه کنند؟
محورها و پروژه ها:
یک- محور های اجتماعی: هنر وادبیات، زبانهای
خارجی، عرفان وتصوف، دین شناسی ودین پیرایی( روانشناسی دین)، فلسفه و کلام، تفسیر و
منطق، فن سخنوری ( فصاحت وبلاغت)، اخلاق ومنش نیک، حقوق و قانون، تاریخ وجامعه
شناسی، تبار شناسی جنبشهای اجتماعی، روانشناسی، مدیریت وگردانندگی، کارآموزی
وکاردانی وسرانجام نقد اجتماعی.
دو- محورهای سیاسی: علم سیاست ( تبار شناسی
قدرت )، تاریخ روابط سیاسی، تبار شناسی جنبشهای سیاسی، جامعه شناسی سیاسی، ساختار
شناسی نظامها، روانشناسی رهبری، روشهای سیاتگرایی وسیاستگذاری، آسیب شناسی
ایدیولوژیها، خرد گرایی سیاسی، مدارا ومدیریت روشنفکری وسرانجام تاریخ عمومی سیاسی.
سه- محورهای اقتصادی: آموزش مبانی علم اقتصاد،
خوانش اقتصاد سیاسی، تاریخ علم اقتصاد، تبار شناسی اقتصاد دولتی و بازار آزاد،
پژوهش درنظام اقتصادی شرق وغرب، انکشاف و توسعه در اقتصاد، پلانگذاری دراقتصاد
دولتی، تاریخ جنبشهای بزرگ اقتصادی غربی، تازه های علم اقتصاد و سرانجام اقتصاد
زراعتی. چهار- محورهای نظامی: بررسی تاریخ جنبشهای
مقاومت ملی، تاریخ ارتش ملی در افغانستان، صلح دربرابرجنگ، اندیشه های انقلاب و
کودتاها، دفاع ملی و آزادی و مسایل دیگر .. ! سرنوشت کانون اندیشه را
آرزو مندانه با آموزش اندیشه های پیامبر عشق واسرار ( مولوی بلند پندار ) با چند
سروده از مثنوی او دراین بخش برای آینده نکته می گذارم: هر دکانی را ست
سودایی دگر مثنوی دکان فقر
است ای پسر لذت تخصیص تو وقت
خطاب آن کند که ناید از صد شراب لفظ را ماننده ی
این جسم دان معنی اش را در درون مانند جان |
|
|||
| Copyright © 2005-2007 www.khorasanzameen.net | ||||