بــــــــاور
من
از خود رهبری،
خضری
من از خود
باوری دارم
کتابم
عشق، خضرم عقل
سالم، داورم
وجدان
حقیقت
رهبرم، نیکی
طریقم، باورم
انسان
شراب
انتهوردرجنت
و آتش به عمق
دوزخ من نیست
جهالت دوزخ و
فردوس برینم
خردمندیست
من
آزادم
من
آزادم
ز هر
خیری وهر شری
زهردامی و هر
بندی
به ((انسان
اقتدا)) کردم
که دانستم
سزا، کردم
جهانی
روشنی دارم
بهار و گلشنی
دارم
همه
شبهام مهتابی
زمین خاطرم
سبزآسمان
فکرتم آبی
حسادت
را پذیرا نیست
قلب بی
تمنایم
که
جز از مهر
ننیوشم به جز
بر عشق نگشایم
من از
خود داوری
دارم
من از خود
باوری دارم
کانادا
کالگری 08/24/2007