با شناختن عناصر مشکوک و خائن، موفقیت بدست میاوریم

۱۷ جدی (دی) ۱۳۹۶

شکست های پیهم، ما را نباید از درك ضعفها و اشتباهات اساسی  به ظاهر رهبران سياسی تاجیک  غافل سازد. در يک بيان کلی بايد بگويم: سقوط آسان و شگفت انگیز "تاجیک" از اقتدار سیاسی و انتخاب "جلالت مآب عبدالله!" این چهره مشکوک و مرموز بعنوان  رییس ریاست اجراییه (به هر دلیلی) و پی آمد این دو تحول ، فقط ضعف – ناتوانی   فکری- عدم اعتماد به نفس و آينده نگری به ظاهر رهبران سياسی - تاجیک - و ناکامی این مرحله از زندگی سیاسی  این قوم بزرگ را طی هفده سال گذشته  به نمايش گذاشت و تمام.

این چند وزیر- نماینده مجلس وخانواده تاجیک که ﺗﻤﺮﮐﺰ قدرت و اﻧﺒﺎﺷﺖ ﺛﺮوت  تاجیک در آن ها  ﻣﻨﻌﮑﺲ می گردد و امروز در مقابل درج واژۀ – افغان – در شناس نامه های برقی - تغییر جبری هویت مان و حذف عطا محمد نور بزدلانه خاموشند، دیروز همهی اقتدار و امکانات مدیریتی کشور دستشان بود. در  جامعه ی چند قومی  کشور این - تن لش - ها نه تنها برای تثبیت جایگاه قوم - تاجیک - کاری نکردند که پیامد اش را شما الان دارید میبینید، بلكه عملکرد عقل ستيزى این جماعت،  ميخ هاى بودند بر تابوت پاکدامنی، عدالتخواهی ، آزادگی و اقتدار دوران «مقاومت».

این آدم های مغرور به  کسی پاسخگو که هیچ -  حتی خدا را بنده نبودند! اما بهجای ايجاد انسجام سازمانی و سیاسی و آسیب شناسی و دشمن شناسی  ازخود بى تدبيرى نظامى، سیاسی، عصبيّت بدوی و خودسرى غیرلازم نشان داده  به دنبال "پول" بودند.

 باری، در فرجام با به نمایش گذاشتن بیبضاعتی سیاسی، نداشتن برنامه عمل، انبوه توهمات کاذب ( وحدت ملی – برادری دینی( و با رسوایی تمام دشمن ناامید را شاد، مردم را سرخورده و بازی سرنوشت را ناشیانه باختند.

 خوب از ذهن های توسعه نيافته و پریشان و مملو ازهياهوی نفس اماره و خِرَدگريز و تجددستيز که برحسب تصادف و در پی همکاری در به شهادت رساندن «پیشوای مقاومت» بر اریکه قدرت تکیه زدند، نمی شود بیشتر از این انتظار داشت.

بايد بیفزایم كه این ها  از بازماندگان و تربيت شدگان مكتب «مسعود» نه بلکه – نخاله-  فتنه های  یک دوره تاریخی خاص هستند، البته با این توضیح که در درازنای تاریخ بشری هر قیام، انقلاب و مقاومت بزرگی بدون استثناء با این مشکل مواجه بوده اند، تبيين  ابهامات و تناقضات درعملکرد این طیف در زمان حیات «آمرصاحب مسعود» و پس از آن اکنون محل بحث ما نیست، ، باشد برای آینده.

درهرصورت، گذشتۀ پراشتباه و سراپا خطای اکثر این دلالان   ايدئولوژی زده و فاقد شعور سیاسی، نقش تاجیک درآيندهء اقتدار سیاسی کشور را به هیچ رسانده است. هر چند با نگاه به تجربه گذشته، واقعیتی که میشود به آن ایمان داشت این است که - تاجیک - با همه تنشها و فشارهای گوناگون به هستی تاریخی خویش سنگین و با وقار دل طوفان ها و تلاطم های این چنین را شکافته ادامه خواهد داد. اما برای جلوگیری از تکرار و باز توليد چنین اشتباه ، بايد شجاعانه و بیپروا  گذشتۀ پراشتباه و بیافتخار این آدم های مغرور و پرادعا را نقد- بازنگری نموده و بعنوان یک مسئولیت تاریخی افشاء سازیم . آنگاه این طیف  سیاسی و حاضر در قدرت از قوم تاجیک اگر " شرافت دارند " باید به پیشگاه روح شهدای دفاع از منزلت تاجیک صادقانه پاسخ گفته و معذرت بخواهند .

 حرف آخر من دراینجا این است :

 ای روشنفکران  آينده نگر و فرماندهان راستین مقاومت، شما مناديان دفاع از آزادی و عدالت ؛ شرایط حسّاس کنونی مسئولیّت تاریخی بسیار خطیری را در برابر  شما قرار داده است .از طریق قوم یا با شمشیر و یا به زورِ خارجی ها از اين کشور گُم ما می کنند* یاهویت ما را عوض میکنند. اینک چشمانِ میلیون ها  « تاجیگ» دلاور – وطن پرست ، منتظر اقدامات دلیرانه شماست.

 واقعیت امر این است که  حذف  تاجیک - از اقتدار سیاسی  -  ومـُـقدم بر آن، به تاراج رفتن هویت و هست و بود تاجیک ، گزینۀ نیست که نخبگان با وجدان – راستین تاجیک  به رغم همه اختلافاتشان، بتوانند آن را بپذیرند. حذف  تاجیک - از اقتدار سیاسی و محو هویت او - لزوم طرح برنامه های سياسى نوينى را براى جامعه در حال تحول تاجیک ضرورى ساخته است، نباید در این هياهو وغوغاى آشفته بازار سیاست این را فراموش کرد.

پس مسئولیّت نخبۀ تاجیک این است تا  از درون بررسی این شکست و حمله با قوم - شمشیر یا زور خارجی ها به هویت ما،  سیاست های کلیدی – راهبردی را بیرون کشیده و راه غلبه بر این بحران را توضیح دهد، تا در محوریت این - راهبرد - انسجام در داخل « تاجیک» ایجاد شود و انسجام راهی باشد برای رسیدن به اقتدار سیاسی پایه دار و پاسداری از هویت!

امید این مسئله سبب همبستگی و باعث بقا و پايدارى «حس تاجیکی» در ما گرديده و در پیروزی بر اين شكست هولناك روحى کمک ما کند.

 

 *احمد ولی مسعود:

«غنی در محضر بیست نفر برایم گفت که شما مردم(تاجیک) را یا از طریق قوم یا با شمشیر و یا به زورِ خارجی ها از اين کشور گُم می کنم».

 

 

خیزش بزرگ 

 

ما در آستانه خیزش بزرگی‌ قرار گرفته ایم که «عطا محمد نور» آن را رهبری می کند. این مقاومت توان ونیروی خود را از بی عدالتی، جنایت، سرکوب و خواست های منکوب شده که طی‌ صد سال و اندی  گذشته توسط جانی‌ ترین جنایت کاران تاریخ و حکومت های سیاه قبیله محور‌بر مردم اعمال شده است می گیرد. این خیزش از نیروی لازم  برای دست یافتن به ناممکن‌‌ها (عدالت – برابری) برخوردار است. لازمه این کار البته آن است که لگد مال شده گان و ستم دیده گان که نیروی محرکه اصلی‌ این جریان را تشکیل می دهند، نسبت به بی عدالتی – نا برابری موجود در کشور روشن و آگاه گردند. آرزوها و خواست‌های پایه ای شان نباید با توهمات واهی (برادری دینی – وحدت ملی) به قمار گرفته شود. رهبریت باید از قدرت تحلیل شرایط، شناخت لازم از دشمن، پاک دامن و باور به عدالت و برابری داشته باشد. از طرفی برای عطامحمد نور بعنوان رئیس اجرایی جمعیت اسلامی و رهبر این مقاومت لازم است تا یک جراحی بزرگ در سامانه سیاسی جمعیت اسلامی  و ایجاد تغییراتی رادیکال در ساختار فرماندهی آن به وجود آورد، چون با این رهبریت محافظه کار کاری از پیش نخواهد رفت.

اینکه آیا این جنبش و مقاومت عدالتخواه  قادر به انجام این کار شگرف خواهند شد یا نه به این مربوط است که ذهنیت تاریخی و سنگ شده مان را پالایش داده و از سپهر سیاسی–فکری مان، ازلی وابدی وقدیمی خواندن نام «افغانستان، حکومت مرکزی، اکثریت پشتون و  خط مرزی دیورند» را با یَدِ بیضای حقیقت و واقعیت کنار بزنیم، چون هیچ یک از این ها مقدس، ازلی و آمده از آسمان نیست و لازم به تغییراست.

برگزیدگان  استعمار جدید را که پشت گرم به قدرت های بیرونی اند باید از رأس «ساختار هرمی شکل قدرت» بزیر کشید واین «تمرکز قدرت» را بایستی شکست و خورد نمود.

 







به دیگران بفرستید


دیدگاه ها در بارۀ این نوشته
نام

دیدگاه

جای حرف دارید.

شمارۀ زیر را درج کنید
   



وحید غیاثپور کاظمی