امیر حبیب الله خان و شاه امان الله خان

٢٩ جدی (دی) ١٣٩٠

امیر حبیب الله خان (١٩٠١ - ١٩١٩) مشهوربه "سراج المله والدین" پسرامیرعبدالرحمان خان، میراث دارقدرت، و دنباله سیاست های پدرش بود، اما باعیاشی های بیشتر. امیربه خاطرجلب حمایت روحانیون ازطریق درباربه آنها توجه می نمود وحتی باجمعی از درباریانش به سلک مریدان گروید وازجانب عده ای از روحانیون محافظه کار لقب "سراج المله والدین" را پذیرفت وبعد از آن مثل پدرش به ادعای داشتن احکام خدایی آغاز نمود. بر اثر فرمان او رسالاتی درشان پادشاه ولزوم اطاعت از او به رشته تحریر و چاپ درآمد. امیر در انجام وظایفش خود را "فقط در برابر خدا جواب ده می دانست." به گفته غبار "امیرشاهی وپیغمبری را چون دو نگین دریک انگشتری" می دانست ودست خود را دست خدا می دانست. او بیشتر کار های امور دولتداری را به برادرش سردار نصرالله وپسرش سردار عنایت الله واگذاشت وخود را برای ورزش، شکار و تفریح بیکارساخت.

دربار امیر برای تامین مصارف گزاف خویش مالیات رابرمردم گرسنه کشورافزایش بخشید، وباین فرصت کلاه برداری رابرای ماموران مالیه ستانی که اکثراً ازخاندان بارکزایی بودند، مساعد گردانیدکه ترویج چنین فسادی درمحلات محرک قیامها وشورشهای مردمی درمنطاق پکتیا (1912-13) وقندهار (1912)گردید. امیرحبیب الله مثل پدرش برای افراد خانواده معاش مقررنمود وتبعید شده گان راعفو وبکارهای دولتی بگماشت.

درسال 1905 امیر حبیب الله خان به تاثیرازمعاهده سرحدی پدرش موافقت نامه ای را باانگلیس به امضاء رسانید وخودرامقید به اجرای معاهدات پدرش دانست وتا زمان مرگ خود درین تعهد باقی ماند وهیچ گونه ادعایی نسبت به مسایل ولایات شرقی را به میان نگذاشت. دوره حبیب الله خان به نسبت امضای معاهده1907 میان روسیه وانگلیس که درآن روسیه افغانستان را خارج حوزه نفوذ خود خواند وانگلیس آماده گی خودرا برای عدم مداخله به شرط اجرای معاهدات اعلام داشت، دوره آرامی بود. با آنکه جنگ جهانی اول فرصت مناسبی رابرای منازعات ارضی به وجود آورد، امیر دریک جمع آمد سیاسی که سفیرانگلیس نیز درآن اشتراک داشت چنین اظهار نمود: "خط وایسرای صاحب هند (لارد هاردینگ) درخصوص اخبار کیفیت حرب عمومی اروپا وداخل بودن دولت معظمه بریتانیا درین حرب بحضورمارسیده، وضمناً بطور اشعاردوستانه نوشته اندکه چون دولت علیه افغانستان از زمان اعلیحضرت ضیاءالمله والدین مرحوم با دولت معظمه بریتانیا عهددوستی وپیمان مودت داشته ودارد ودرمهمات ومعظمات امور خارجه پرسیدن رای واستشاره دولت بریتانیا ازجمله مواد عهدنامه قرارداده شده وتجدید هم شده است، ازآن رو بی طرفی دولت علیه افغانستان رادرین حرب حاضره موافق ومناسب تردانسته، به اشعار دوستانه واظهار مخالفت کارانه ابتدا ورزیده شد..." ماهم پس از بعضی تمهیدات دوستانه برای دوست خود جناب وایسرای نوشتم که: "واقعاً دولت علیه ما با دولت بهیه شما تا به وقتیکه به شرف وحیثیت واستقلال وحریت آن هیچ تعرضی از هیچ طرف به وقوع نیامد وشرایط معهود خلل پذیر نشده باشد؛ از ملک بی طرفی انحراف نخواهد ورزید."

درسال1907 که امیربه دعوت دولت انگلیس به هند سفرنمود، تعدادی ازعلمای دینی باین دیدارمخالفت نشان دادند، درواکنش به این مخالفت[امیر]چهارملا رااعدام نمود.([1])

 امیر شخص عیاش ودرکاردولتداری بازی گوش وسهل انگاربود، اما امیر حبیب الله نسبت به پدرش درین عرصه پیش قدم تربوده است. امیر عبدالرحمان خان درحرم سرای خویش غلام بچه های برهنه روداشت، اما امیر حبیب الله بیشتراز یک صد زن زیبا رادرحرم سرای خویش بنام کنیز نگه داری می کرد. به قول غبار"امیر دردریای بیکران عیش وعشرت واناث فرو رفته بودوحتی خلاف مقررات مذهبی بیشترازصد زن غیر شرعی ازمردم حروآزاد افغانستان درحرم سرای خود جمع وده ها اولادغیر قانونی بوجود آورده بود." چنانکه او وبرادرش نصرالله نیزازبطن گلریزخانم، کنیزی ازپامیر زاده شده وبه نام فرزندان لاله بیگم دختر میرجهاندارشاه معرفی گردیدند، که به قول نگارش گران لاله بیگم خانم نازا بوده است.

به قول مورخین همین دوره، امیر دراوایل سلطنت خود مورد تنفر زیاد مردم افغانستان قرارنداشت، زیرا مردم ازخشونت پدرش گرفته خاطر بودند وزمام داری اورا مغتنم می شمردند، اما امیر حبیب الله نتوانست این وضع راحفظ کند. بنا به نوشته عبدالحی حبیبی درتاریخ مختصر افغانستان "درعصر سلطنت 18 ساله امیر حبیب الله خان جز بغاوتی که یک بار درسمت جنوبی بسرکردگی جانداد احمد زی بعمل آمد، واقعه ای به ظهور نرسید. زیرا پدرش قبلاً مملکت را ازرجال کاری وارباب ادعا خالی کرده بود...امیر با وجود فراغ وامنیت داخلی کار مهمی رادرکشور نکرد.

درین حال "حزب سری ملی" که ازمیان مشروطه خواهان دربارقدبلندکرده بود دربرابر استبدادفرد سالارانه نظاره گر امور درباربود. شهزاده امان الله خان، محمدولی خان دروازی، عده ای ازغلام بچه گان دربارومامورین به شمول فیض محمد کاتب مورخ دربارعضواین حزب بودند؛ که اثرات تاسیس این حزب دربیداری جوانان افغانستان فوق العاده مثبت وماندگاربوده است. بخاطردریافت طرح قتل امیردرسال1909 توسط حزب سری ملی رهبرآن مولوی محمد سرور واصف قندهاری وچندتن دیگرازاعضای آن حزب اعدام گردیدند، وتعدادی دستگیروزندانی شدند ونقش شهزاده امان الله ومادرش درنزد امیرحبیب الله کاهش یافت.([2]) امیر حبیب الله خان به تاریخ21 فبروری1919 براثر یک کودتای خانوادگی درهنگام شکاردرلغمان بقتل رسید، قرارزمزمه ها وشایعات نظامیان در همان وقت، محمد نادرخان در این کودتا نقش عمده ای داشته است.

 

شاه امان الله خان  

ازمیان شاهان محمدزایی افغانستان امیرامان الله خان فرزندامیرحبیب الله خان باتوجه به کارنامه های مردم پسندی که داشت، بیشترموردعلاقه روشنفکران ومتجددین وقت قرارگرفت. شاه امان الله خان درسال1919پس ازقتل پدرش درلغمان عنان سلطنت رادرکابل بدست گرفت، وبه زودی دربرابرانگلیس هاکه تاآن زمان امورمربوط به سیاست خارجی افغانستان رادراختیار داشتند؛ اعلام قیام به خاطرتحقق استقلال را نمود، ودرین کارموفق هم گردید که براساس آن لقب "غازی" وفاتح مسلمان راکمایی نمود. امان الله خان پس ازقبض قدرت نصرالله خان وبعضی ازمامورین عالی رتبه- به شمول جنرال محمد نادرخان، عضو خانواده مصاحبان- رابازداشت نمود؛ به اینان ظن دست داشتن درقتل پدرش میرفت. نصرالله خان درزندان درگذشت، اما نادرخان آزادگردید وبه وظایف عالی دولتی سرفرازگردانیده شد وامان الله خان دراحاطه محمودطرزی مشاوروخسرخودکه افکارغربی درسرداشت قرارگرفت. اوبرخلاف پیشین یانش که خودرابرگزیده خدا برای رهنمایی [خلق]می خواندند، به خلق وایجاداعتباری بنام "ملت بااعتبارافغانستان" توجه داشت، تا تاج سلطنت رابه دست خود برتارک اوگذارد.([3])

شاه نظام برده داری راکه جدش عبدالرحمان خان رایج نموده بود، ملغاقرارداد وهزاره های شیعه راازاسارت آزادکرد. براساس این قانون برای نخستین بار جامعه شیعه افغانستان ازصحنه برده گی پای بر پله رعیتی وبعداً شهروندی افغانستان گذاشت واجازه یافت تامراسم مذهبی خودرادرملاء عام اجراکند. بنابه نوشته فیض محمد کاتب "سیاست های مذکور برای امان الله، احترام وملاحظه خاصی رادرمیان هزاره ها به وجود آورد."([4]) وبیگاری راممنوع ساخت(1920) که ازجانب مردم غیرپشتون ساکن مناطق شمال، مرکزوغرب استقبال گردید، اما تمرکزقدرت دردست شاه که درقانون اساسی1922 تسجیل گردید، ملیون آزادی خواه راکه امیدوار به یک قانون اساسی [شاهی مشروطه]بودند ازاو ناراض ساخت.

به هرحال، شاه امان الله خان یک شاه متجدد بود. درتعریفی ازشاه امان الله خان دردایره المعارف تاجیک می خوانیم: "امان الله خان درساحات مختلف حیات اقتصادی، سیاسی وفرهنگی اصلاحات به میان آورد. قانون اساسی افغانستان راطرح کرد که به قرارآن همه ساکنان مملکت صرف نظرازملیت، نژاد، مذهب، وضعیت اجتماعی درنزد قانون آزادوبرابر، مال وملک آن ها محفوظ، غلامی لغو، آزادی شخصی وغیره اعلان شد."([5])

برنامه های اصلاح طلبانه وتجدد خواهانه شاه درشرایطی که استعمار خارجی وسران جامعه سنتی و قبیله ای ازمتن آن بیرون می شدند، مورد مخالفت آنها قرار گرفت. بسیاری ازاصلاحات شاه امان الله چون( رفع حجاب زنان، الزام پوشیدن لباس اروپایی- دریشی وکلاه شاپو- مرخصی درروزیک شنبه به عوض روزجمعه، فرستادن دختران به خارج از کشوربه خاطر تحصیل، وامثالهم) کم عمق وبه دورازتحمل جامعه آن روزی افغانستان وبه تقلید ازاصلاحات مصطفی کمال (اتاترک) درترکیه ورضاشاه پهلوی درایران اعلام گردیدند، وبرای اجرای این گونه اصلاحات بی موقع هیچ گونه ضمانت مالی وانسانی وجودهم نداشته است. باشیوع فسادماموران ازهرتیپ ونوع آن درولایات که باواکنش های دولت مرکزی همراه نبود، مخالفت های درنواحی روستایی برپامی گردید ومحوراین مخالفت ها همان اصلاحات شاه عنوان می شد.

درآن سال ها هنوز امان الله خان به خطرات ناشی ازمداخلات استعماری به وسیله قبایل سرحدی وملاهای نام نهاد پی برده بود، ازین رو تساوی حقوق مذاهب رااعلان واز ملاهای که ازسوی مرزهای استعماری باداشتن اسناد تحصیلی مدارس انگلیسی ودیوبندی به کشوربر می گشتند، توسط علمای جید دینی امتحان می گرفتند. انگلیس ها ازین روش هم درتبلیغات خود استفاده کردند وملاها رابرضد شاه تحریک وبه شورش درآوردند که شورش ملاعبدالله احمدزی موسوم به ملای لنگ ازهمین مجراء جاری گردید. ملاهای مشکوک عکس های نیمه برهنه ملکه ثریا راساختند ودربین مردم قبایل سرحدی پخش نمودند وآن ها رابه نام اینکه شاه ازدین برگشته است، به شورش دعوت نمودند. غباردرین رابطه نوشته است: "همین قبایل بودند که عبدالکریم خان هندی را به نام پسر محمد یعقوب خان وارد پکتیا نمودند واز وی حمایت کردند وشورش ها به راه انداختند که چقدر پول ملت به مصرف بیجا وبالاخره جنگ به نفع هندی ها تمام شد. بنا به نوشته سیدال یوسف زی..."درین دوره بازهم به واکنش ومقاومت عناصرمنسوب به نظام قبیلوی برمی خوریم که توسط خانواده نام دار محمودطرزی- خانواده فوق العاده روشنفکزرومنور ومبارزاست- به شدت وبدون مجامله وبطورصریح وآشکار مطرح میکرد، چه خانواده موصوف بویژه ملکه ثریا وشخص محمودطرزی درارزش های غیرقبیلوی واسکان یافته بارآمده، آموزش دیده وهیچ گاه تصورنمی کردند که نتوانند باتوصل به نظام قبیلوی رفاه وآسایش وامتیازات خانواده گی وقشری شان راحفظ واستمراربخشند."

هرچندشاه امان الله باهمکاری محمود طرزی مسایلی چون منع تعددازدواج(بیشترازچهارزن دریک زمان)، جلوگیری ازرسم"بدلی" یعنی انتقام خونی درمیان قبایل که براساس آن دریکی ازوقایع، یک قوم بالای قوم دیگر هفتاد هزار دختر رابه طور"بدل" به خاطرمحکومیت آنها ادعاکرده بود، وغیره رابه میان گذاشت، که به عقیده طرزی تکثرزوجات پس ازوفات امیردوست محمدخان باتکرارزوجات ازسی تاچهل زن درقید یک سرداررایج گردید، که موجب ناتوانی آنها درامرتعلیم وتربیه فرزندان، افزایش هم چشمی ونفاق بین امباق هاو فرزندان آنها گردیده؛ "به انواع لهو ولعب هامشغول می شدند، تحصیل علمی شان اکثراً بحدخواندن کتاب فارسی ونوشتن یک امرواحکام منحصرمی ماند. ازاحوال عالم خارج، هیچ وقوف ومعلوماتی نداشتند. ذاتاً بی خبری وبی علمی عمومی چنان حکمفرمابود که هیچ کس ازآن رهایی نداشت."([6])

 امان الله خان که نسبت به همین گونه عنعنات قبیلوی کراهیت داشته است، دریکی ازخطابه هایش درروزجمعه ماه عقرب1304درمسجدجامع خرقه شریف قندهاراصلاح نظام قبیلوی رابه رعایت احکام سراسری اسلام رجعت داده ودرتقبیح رواج های قبیلوی گفته است: "پس ازچیست که شماعلاوه براسلامیت به خود وهم دیگر، نسبت درانی وغلجایی وسدوزایی واچکزایی وغیره رامی کنید. ویا شما وعلمای تان این قدرفهم ندارید که شرع شریف احمدی به مقابل اسلامیت، قومیت ووطنیت رااهمیتی نداده است وهمه پیروان صادق خودرا به بانگ بلند به شاه راه توحید(من قال لا اله الاالله دخل الجنه)می کشاند وبه جزازتقوی وپرهیزگاری، هیچ امتیازی به قومیت ووطنیت نداده است...؟"([7]) به قول گزارش گر جریده امان افغان، شاه امان الله خان درپایان این خطابه خود به گریه افتاد.

پس ازبازگشت شاه ازیک سفرطولانی هشت ماهه ازاروپا وکشورهای شرق میانه وهند درجولای1928 اوباامواج گسترده ای ازمخالفت وشورش درسرزمین های پشتون نشین شرقی وجنوبی، همچنان درمناطق کوهدامن وکوهستان روبروشد، تابه خفت وادار به واگذاری قدرت(1929) گردید، شکست اومیراث مهمی برای روندسیاسی افغانستان به جا نهاد، وبه عنوان شیوه[ناکام غرب زده گی]وافراط گرایی برای اهل پژوهش حایزاهمیت است.

باروی کارآمدن هتلر، نامبرده گزارش هیئت اکتشافی "هنتیگ- نیدرمایر"راکه درسال(1914-15)ازمنطقه هندوکش به عمل آورده بود، نادیده گرفت وافغانستان رامرکزسیاست خارجی ونظامی آلمان قرارداد وسعی کردکه افغانستان رابه اتحادآلمان درجنگ جهانی اول علیه هندوستان که مستعمره انگلیس بود، دعوت کند. درسال1921 روابط دوباره دیپلوماتیک بین آلمان وافغانستان برقرارگردیدوبراساس یک قراردادفرهنگی که بین دوکشوربه امضارسید، درسال1924 مکتب آلمانی(نجات)بعداً "امانی" رادرکابل تاسیس وقراردادی جهت ایجاد راه آهن واعزام متخصصین آلمانی به افغانستان به امضاء رسید که براساس آن ساختمان قصردارالامان وپل آرتل درکابل رویدست گرفته شد. درسال1926 پیمان دوستی میان هردوکشور عقدگردید، وباسفرشاه امان الله خان درسال1928 به برلین منجربه تحکیم روابط فرهنگی واقتصادی میان هردوکشورگردید. به گفته غبار"درنوامبر1928 به یک رویدادمعمول میان یک دسته پشتون کوچی وده نشینان شینوار، ازجانب ماموران محلی برخورد درخورو مناسب صورت نگرفت؛ شورش به یک بلوای مسلحانه علیه دولت مرکزی تبدیل شد."([8])

نظام قبیلوی حتی علیه شاه امان الله خان(پشتون دموکرات وبرخاسته ازمتن جامعه قبیلوی) که اوراپاسدار حفظ وتداوم هستی خودنیافت، بااستفاده ازهرموقعی به خصوص متکی به مسایل دینی به خاطر بی اثرنمودن مبارزاتش آرام ننشست وشاه بافهم این مشکل مجبوربه عقب نشینی گردیدوکشورراترک گفت.

شورش ها وقیام ها برضد دولت امانی پیش ازهمه ازسرحدات آزاد وبعد مردم جاجی، شینوار پکتیاومنگل شروع شد ودرمیان آنها برخی ازمذهبی نمایان فتوای جهاد علیه شاه امان الله راصادر کردند. این شورش ها حفره عمیقی بر سرراه مردم افغانستان درحرکت بسوی نوگرایی و اصلاحات اقتصادی، اجتماعی وسیاسی ایجاد کرده وزمینه های سقوط شاه امان الله رامساعد ساختند وکشورنه تنهااز دسترسی به ترقیات اجتماعی باز ماند، بلکه مردم افغانستان درپی آن نفس راحتی نکشیدند.

شاه امان الله خان درطرد سلطنت خویش هیچ کس راجزقبایل خودش مقصرندانسته وگفته است: "به مجردی که دانستم که بعضی طوایف ابدالی ها وحصه ای ازتوخی وهوتکی وتره کی مخالف ماشده اند، به اساس خواهش دیرینه وصلح جویانه خود ازمحاربه دست کشیدم، من هیچ آرزونداشته وندارم که قوم خودم ازدست خودم ویابرای خودم شایع شوند."شاه صحبت خودراباین فرد به پایان رسانید:

میروم تاتونشنوی نامم

اگرازنام من تراننگ است([9])

 یکی ازمصیبت های دیگردستگاه امانی حضورجنرال نادرخان بود، که امان الله خان پوره ملتفت مقاصد پوشیده وبرنامه های جاه طلبانه نادرخان نگردیده بود، بنابرآن دربازگشت ازپکتیا اوراوزیر حربیه خود مقرر کرد، وبه اوموقع داد که به صفت وزیر اول درنقاط مختلف افغانستان گردش وبا مردم تماس بگیرد. البته نادر برای معرفی خود وپهن کردن رسوخ خویش به آن کار احتیاج شدیدداشت. چنانچه درسال1920 درمشرقی جرگه قبایلی راجمع وبه ملک ها وروحانیون خلعت ها تقسیم ومعاشات مستمری تعیین نمود. مقدمه چینی ها وتبلیغات سوء که علیه نهضت امانی ازمدت ها پیش درپکتیا آغاز شده بود، برمبنای اینکه چرا امان الله خان ملاهای انگلیسی مکتب دیوبند وملک های جغه دار سرحدی راتحویل نمی گیرد، وچرا امان الله خان تبعیض زبانی، نژادی، قومی وحتی قبیلوی رامردود می شمارد؛ وچرا معاشات عشیره خاندان محمد زایی رالغوکرد وچرافروش دختران هزاره راممنوع اعلان کرد ودر انجام چراحقوق تمام ملیت های ساکن درافغانستان مساوی اعلان گردید؟ این بود که روحانیون نقاب پوش با تبلیغات دینی علیه شاه زمینه سرنگونی اورا مساعد ساختند واین چراها زنگ خطررابرای قبیله سالاران بعدی به صدا درآورد تابا خواست های نظام قبیلوی مخالفت نکنند.

 به قول عبدالحی حبیبی که نویسنده کتاب "اردو وسیاست" آن راروایت کرده است "دیده شد شاه وطندوست قربانی اعمال ناروای عمال فاسد دربار وهمکاران مغرض اوگردید. شورش ها براثر تحریک ودسیسه اجانب صورت گرفت، سپه سالارمحمد نادرخان وبرادرانش باانگلیس ها پیوند خوردند واز قشرروحانی ومذهبی ومصارف هنگفت پول برای شان به نفع خود وسقوط دولت جوان امانیه استفاده کردند." به قول غبار "جنگ بین دولت ومردم پکتیا به نفع وخواسته های استعمار شروع شد وجنگ پکتیا تقریباً یک سال طول کشید وبه مصرف معادل یک ساله مالیات کل کشور برای دولت جوان امانی تمام شد."

نورالمشایخ مجددی درپکتیا باچند هزارنفرازمریدان خودبه خاطر جهاد علیه نظام امانی راه غزنی- کابل رادرپیش گرفت وبروی مدافعان دولت امانی آتش گشود. محمدنادرخان به همدستی وتائید او با شتاب خودرابه لوگررسانیدوکوشید تاقبل از برگشت امان الله خان کابل رابه تصرف خود درآورد. درکتاب "جنبش مشروطیت"، تالیف عبدالحی حبیبی آخرین سخنرانی شاه امان الله خان را می خوانیم: "اکنون ثابت شد که دشمنان می خواهند دربین قبایل ما فساد وجنگ اندازند وما بدست خود یک دیگرخودرابکشیم وسبب این عمل ناجایزمن خواهم بود که برای بازستانی تاج وتخت من، کشت وخون روی خواهدداد. شماملت عزیزم زنده وافغانستان باقی خواهد ماند ولی روسیاهی ابدی، مسئولیت این هنگامه ناشایست به نام من ثبت می شود، درحالی که من ازروز اول شاهی خود تعهد سپرده بودم که برای سعادت ووحدت شمامردم کارکنم. اکنون می بینم که شما درجنگ قبیلوی گرفتار می آئید...یک اودُرزاده من درپاره چنار(منظورنادر است) ودیگربرادر روحانی من (مقصد نورالمشایخ مجددی است) درهمین جا نشسته وجنگ خانگی رادرمی دهند، ولی من مرد این کار نیستم. توصیه من به شما اینست که باهم کنار بیائید واستقلال خودرا نگه دارید، وطن خودرا به دشمنان خارجی مگذارید، ومن باید بروم تا باعث ویرانی کشور نشوم." این بود فاجعه ایکه دریکی از حساس ترین برهه زمان توسط قشری بنام روحانی، قبایل سرحدی وبه پیشگامی نادرشاه(قهرمان سمسورافغان) به مطامع بیگانه گان ودرراس انگلیس روند تجدد وتمدن رادرافغانستان بی رحمانه خفه نمود.

شاه امان الله به اصلاحات اداره واجتماع مشغول گردید، وهمه رادرشعاع احکام شریعت انجام میداد. تعداد قوانینی که بنام نظامنامه بافرامین شاه به اطلاع مردم رسانیده شده اند، به72 فقره به شمول نظام نامه ناقلین و قانون اساسی ابتدایی می رسیده است. نظام نامه ناقلین یکی ازناخوش آیند ترین موارد حقوقی است که شاه آن رابرای خوش وراضی نگه داشتن قبایل جنوب تدوین وبه مرحله اجراقرارداد، با تدوین این نظام نامه که حق مردم بومی اکثراًدرمناطق زمین داری شمال ومرکز غارت گردید، وکاری برای بقای دولت امانی صورت نگرفت، امایکی ازکارنامه های نا زیبا به آدرس دولت امانی حواله گردید.

 

نظام نامه ناقلین

قاعده:

1- کسانیکه ازاهالی ولایت کابل وحکومتی های اعلی سمت مشرقی وجنوبی به زمین داری ولایت قطغن راغب باشند وروانه قطغن می شوند، نایب الحکومه قطغن ومدیریت زراعت قطغن فوراً برای سکونت شان مطابق مواداین نظام نامه مکلف وموظف شمرده می شود.

2- مطابق نظام نامه تفریق وظایف حکام، مدیریت زراعت قطغن قبل ازرسیدن ناقلین، زمین های قطغن رابه نظردقت گرفته وبرای اسکان ناقلین استحضارات اولیه رااجرامیدارد، ازآن جمله زمینی که حالاآب داشته وبرای اسکان ناقلین تیارباشد مشخص می کند وتعدادنفری ناقلین راکه درین زمین هاسکونت وگذاره کرده می توانند تعین می کند.

3- مدیرزراعت به ذریعه نایب الحکومه ازمقدارزمین وگنجایش مقدارنفوس ناقلین به وزارت داخلیه فوراً اطلاع میدهد. وزارت داخلیه مطابق اطلاع مدیرزراعت قطغن حصه تعدادنفوس ولایت کابل وسمت مشرقی وجنوبی راتفریق کرده به آنهاخبرمی رساند، والی کابل وحکام اعلی سمت مشرقی وجنوبی مطابق اطلاع وزارت داخلیه اعلان کسانی که خواهش رفتن راداشته باشند روانه قطغن می دارند.

4- علاوه به زمین های که به تحت جوی آب می باشند، نایب الحکومه ومدیرزراعت قطغن مکلف وموظف هستندکه سررشته نهرامام صاحب وامثال آنرانیزملاحظه می کنند، نایب الحکومه به ذریعه مدیرزراعت قطغن پیمایش انهاری راکه جدیدکشیده می شود تعیین می دارد وبرای کشیدن انهارمذکوربه ذریعه وزارت تجارت تخصیصات لازمه منظوری حاصل میدارد.

5- بعدازمنظوری تخصیصات مدیریت زراعت تاریخ افتتاح واختتام کارومقدارزمین ومقدارگنجایش تعدادنفوس رابه صواب دید نایب الحکومه تعین میدارد، وبعدازاختتام کارمطابق تفصیلات فوق ازاختتام کاروزمین ومقدارگنجایش تعدادنفوس به وزارت داخلیه اطلاع میدارد وزارت داخلیه نیزموافق تفصیلات فوق حصص ولایت کابل وحکومتی های اعلی سمت مشرقی وجنوبی رامشخص کرده برای والی ولایت کابل وحکام اعلی سمت مشرقی وجنوبی اخبار می نماید. والی کابل وحکام سمت مشرقی وجنوبی مطابق اطلاع وزارت داخلیه برای اهالی متعلقه حکومت خوداشتهارکرده مطابق تفصیلات این نظام نامه کسانی که آرزوی زمین داری قطغن راداشته باشند، آنهارابه طرف قطغن روانه می دارند. ویک سندبه نام نایب الحکومه قطغن ازطرف والی کابل یاحکام اعلی سمت مشرقی وجنوبی که تعدادنفوس وجای سکونت سابقه شان مندرج باشد، برای اشخاصی که به علاقه قطغن میروند داده می شود، هم چنان یک راپورت نفری مذکوررابه وزارت داخلیه می دهند.

6- صورت انتقال ناقلین اهالی ولایت کابل وحکومتی های اعلی سمت مشرقی وجنوبی درنواحی قطغن وتعین جای برای اسکان ناقلین وصورت اسکان شان بامعافیاتی که ازطرف دولت داده می شود مطابق مواداین نظام نامه تعمیل می شود.

7- کسانی که باعیال داری خودازرعایای حکومتی متعلقه کابل وحکومتی های اعلی سمت مشرقی وجنوبی خواهش زمین داری ورفتن قطغن راداشته باشند برای ترقی حال اوشان معافیات ذیل داده میشود:

الف: برای هرفردذکورواناثیه خانواری که هفت ساله ویابالاباشد فی نفرهشت جریب زمین آبی ازاراضی که برای ناقلین مخصوص ومعین می شود درعلاقه ونواحی حکومت قطغن داده می شود.

ب: قیمت زمین مذکورازطرف ناقلین فی جریب یک شاهی به خزینه دولت تسلیم می شود. نایب الحکومه قطغن به موجب ماده(10)نظام نامه فروش اراضی قباله شرعی برای ناقلین میدهد.

ج: برای بذرافشانی سال اول فی جریب چهارسیرگندم وجوبه ضمانت هم دیگرداده می شود، بعدازسه سال درظرف سه سال واپس بقرار...همان سال اول گرفته می شود.

د: برای چهل جریب زمین دوصدروپیه معادل182 افغانی و82 پول عوض قیمت خرید قلبه وغیره سامان زمین داری به ضمانت هم دیگر به طورتقاوی داده می شود. بعدازسه سال درظرف سه سال گرفته می شود.

هـ: ازاول کشت شش سال کامل ازمالیات دیوانی معاف می باشند.

و: ازاول سال هفتم الی سه سال کامل مناصفه مالیه پلوان شریک مالیه گرفته می شود.

ز: محصول مال مواشی که ناقلین باخوددرقطغن آورده باشند، دراول آمدن شان سیاهه می شود ودرمدت سه سال ازمحصول معاف می باشند ونیزازمحصول گاوقلبه که درقطغن به قدراحتیاج زراعت زمین خودخریداری می نمایند، سه سال معاف هستند.

ح: محصول سرخانه فی خانوار ده روپیه مقررشده است، ناقلینی که به موجب مواداین نظام نامه روانه قطغن می شوند، درمدت سه سال ازمحصول سرخانه معاف گفته می شوند.

8- تعین زمین ومحل سکونت ناقلین وتعین وتفریق زمین برای ناقلین وهمه معاملاتی که برای اسکان ناقلین تعلق داشته باشد ازجمله وظایف مجلس مشاوره شمرده می شود.

9- امتیازاتی که برای ناقلین درین نظامنامه مشخص شده است مطابق تجویزمجلس مشاوره ازطرف مستوفی ویامامورین مالیه رسانیده می شود، ودرصورت حساب این مصرف مطابق این نظام نامه محاسبه مجراداده می شود.

10- مجالس مشاوره درهرماه یک راپورت اجراآت خودرابه ذریعه مستوفی به وزارت داخلیه می فرستند، درین راپورت صورت اسکان وتعدادشان ومقداری راکه ازقسم زمین وغیره معافیات داده شده است علیحده علیحده نشان میدهند، وزارت داخلیه اقسامی راکه لازم اطلاع حکومتی محلی مسکن اصلی همان ناقلین لازم می بیند اطلاع می دارد.

11- مستوفی ومامورین مالیه قطغن جدول املاک راعندالمطلب باین مجالس ناقلین می دهند.

12- بااجرای این نظام نامه وزارت داخلیه مکلف است، ادخال واجرای احکام این نظام نامه رادرزمره نظامات دولت امرومنظورفرمودیم.

 

16 حمل1306

 

مهردوره شاهی امان الله خان

 

 


[1] -New cambridge history of islam p35 برگرفته ازچگونگی استیلای نظام قبیلوی،ص163

[2] - رک عبدالحی حبیبی، جنبش مشروطیت درافغانستان، کابل1986/1364

[3] - میرغلام محمد غبار، افغانستان درمسیرتاریخ، ص752 وسرپیرس سایکس، تاریخ افغانستان،ج2،ص 264

[4] - خاطرات فیض محمد کاتب، "کابل درمحاصره"1929، بصیراحمد دولت آبادی، شناسنامه افغانستان، تهران1361،ص316-326

[5] - پروفیسوردکترحقنظر نظراف، دایره المعارف تاجیک، مطبعه دولتی تاجیکستان1978،ج1،ص164

[6] - مقالات محمودطرزی درسراج الاخبارافغانیه، موسیسه انتشارات بیهقی، حوت1355کابل، ص15

[7] - رک امان افغان، دوشنبه8قوس1304، ش27،ص2

[8] - رک غبار، افغانستان درمسیر تاریخ،ص818-820

[9] - حبل المتین،سال37،ش22و23، ص22-23







به دیگران بفرستید


دیدگاه ها در بارۀ این نوشته

عبید کابل09.07.2013 - 07:18

  غازی امان الله خان واقعأیک شخصیت برجسته بوده که برای پیشرفت مصبت و زندگی مرفه برای مردم افغانستان تلاش داشته ولی افسوس که سالها است ما فریب دشمنان این کشور را میخوریم و بعد ها متوجه میشویم که چه اشتباهی نمودیم. تا به کی ما مردم بهاین سیستم زندگی میکنیم، چرا اصلاح نمیشویم و همین حالا نیز ما پشت سر یکی دیگر افتیدیم تا بادار های خارجی ما از ما خوش باشند و از پول حرام که در دسترس ما قرار میدهند زندگی کنیم

الماندر08.07.2013 - 20:29

 بد نبود.
نام

دیدگاه

جای حرف دارید.

شمارۀ زیر را درج کنید
   



داکتر صاحبنظر مرادی