مجموعۀ حقوق زن – بخش پانزدهم

٢٣ حوت (اسفند) ١٣٩٠

حق حسن معاشرت زن

یادداشت:

زن بحیث یک انسان دارای حقوق متعدد است و از طرف دیگر، صحبت کردن از حقوق زن به صورت عام تمام حقوق را در بر می گیرد که یک شخص بحیث یک انسان دارا است. بناً تعداد حقوق که در این مجموعه درج گردیده اند، به هیچ صورت جامع افراد نمی باشند.

از طرف دیگر؛ بحث مفصل پیرامون هر حق زن بسیار گسترده بوده و سیاه کردن چند صفحه در این مجموعه به معنی پوشش کلی حقوق متذکره نمی باشد. بل بحث مختصر است که فقط می توان آنرا یک رویکرد گذرا یاد کرد.

در این مجموعه کوشیده شده است که هر حق با در نظرداشت اصول علمی حقوق تعریف شده و بعداً پیرامون آن از چهار منبع مهم ( قانون، آیات قرآن کریم، احادیث رسول الله و کنوانسنیون های بین المللی) اسناد جمع گردند و در اخیر هم، موضوع مرتبط تحت عنوان «متفرقه» درج گردد.

«مجموعه حقوق زن» در قالب 16 قسمت بدست نشر سپرده خواهد شد. نگارنده از تمام اشخاص که این مجموعه را مطالعه می کنند، صمیمانه خواهشمند است که لطف نموده نظریات شان را پیرامون کمی و کاستی های آن با نگارنده از آدرس های ذیل شریک سازد.

 

ششم: حق حسن معاشرت زن

برخورد نیکو با زن یکی از وجایب سایرین می باشد. زن نیز مستحق است که باید از حسن معاشرت دیگران فیض ببرد، و با برخورد شریف سایرین استقبال گردد.

تعریف حق حسن معاشرت زن:

گفته شده که حسن معاشرت ، به معنای رفتار و اعمالی است که خداوند بدان امر نموده است. و نیز مراد از معاشرت به معروف، ادا نمودن حقوق زن، چون قسم، نفقه و داشتن رفتار و گفتاری مناسب با اوست .

یکی از حقوق مسلم زن عبارت از حسن معاشرت  با زن می باشد. یعنی به زن به عنوان یک انسان دیده شده و مانند مردان برخورد گردد و در اجتماع از جایگاه که در شأن زن است مستحق گردد. البته این حق بیشتر در خانواده ها قابل مکث است و رعایت این حق هم بیشترتر متوجه شوهران زنان می باشد، بخاطریکه زن به  حسن معاشرت شوهر نبست به رفتار سایرین بیشتر ضرورت دارد.

حسن معاشرت از یک سو، باعث دوام و قوام یافتن زندگی مشترک و شیرین شدن آن، برای هر یک از زن و شوهر خواهد شد . از سوی دیگر، موجب شکوفا شدن استعدادهای زن مسلمان می شود و عاملی برای پیشرفت او در زندگی می گردد .

مبنی حق حسن معاشرت زن:

الف) آیت: خداوند (ج) باربار در قرآن کریم تأکید بر حسن معاشرت با زن دارد. چنانچه می فرماید: "وَ مِنْ آیاتهِ أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْواجاً لِتَسْکُنُوا إِلَیْها وَ جَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً ..." (1)؛ ترجمه: "از نشانه خداوند این است که از خودتان همسرانی برای شما افرید تا اینکه ارامش یابید و بین شما وهمسرانتان دوستی و مهربانی ورحمت قرار داد." در این آیه الله (ج) می فرماید که که همسرانی تان را از جنس خودی شما به هدف آرامش شما خَلق کرده ام و باید که بین شما دوستی و مهربانی برقرار باشد. که طبعاً دوستی و مهربانی بین همسر و شوهر بدون حسن معاشرت ممکن نیست.

و همچنان  الله (ج) در سوره مبارکه نساء میفرماید : "عاشروهن بالمعروف" بدین معناست که با زنها به شایستگی رفتار کنید. و هدف از رفتار شایسته همانا حسن معاشرت با زنان است. و رسول خدا برای تأکید بر این امر خداوند در حدیثی فرموده است: "کاملترین مومنین از نظر ایمان ان کسی است که خوش خلق باشد و شایسته ترین شما کسی است که با زنان خود مهربان و خوش رفتار باشد."

ب) حدیث: برقراری حسن معاشرت تنها مربوط به مرد نیست بل زن هم وجیبه دارد تا در راستای تحقق آن کوشا باشد. بخاطریکه روابط زنا شوهری یک رابطه دوجانبه است که حسن معاشرت آن بدون کوشش و سعی هر دو جانب بسیار مشکل حتی ناممکن است. پیامبر در این مورد فرموده است: "جهاد المرئه حسن التبعل."؛ ترجمه:" جهاد زن خوب شوهر داری است." و بنا بر این قول رسول الله یکی از وجایب زن هم حسن معاشرت با شوهر است.

ج) قانون: اساساً جامعه زمانی می تواند که یک جامعه خوب باشد که خانوده های همان جامعه که در حقیقت سنگ بناهای آن را تشکیل میدهند، خوب باشند. و یک خانواده هم زمانی عالی خواهد بود که روابط فی مابین زن و شوهر عالی باشد، تا سایرین به شمول اولاد ها از این روابط الگو برداری نموده و درست تربیه شوند. ولی اگر خدای نخواسته در یک فامیل حسن معاشرت بین زن و مرد حاکم نباشد، طبعاً بالای اطفال هم تأثیر سؤ گذاشته و آینده آنهارا به مخاطره می اندازد. و به همین دلیل است که مادۀ پنجاه و چهارم قانون اساسی افغانستان دولت افغانستان را مکلف نموده تا برای سلامت جسمی و روحی خانواده، بالخص طفل و مادر، تربیت اطفال و برای از بین بردن رسوم مغایر با احکام دین مقدس اسلام تدابیر لازم را اتخاذ نموده و خانواده را که رکن اساسی جامعه را تشکیل میدهد، مورد حمایت قرار دهد.

یکی از اهداف قانون منع خشونت علیه زن عبارت از حفظ سلامت خانواده و مبارزه علیه رسوم، عرف و عادات مغایر احکام دین مقدس اسلام مسبب خشونت علیه زن، می باشد (2). بنا بر این، قانون گذاران نیز در رابطه به منع خشونت علیه زن و ایجاد حسن معاشرت در مقابل زن سکوت ننموده و در قوانین مربوطه احکام وضع نموده است.

برعلاوه، در این قانون موارد خشونت علیه زن صریحاً بیان شده اند(3). که ارتکاب هر کدام آن جرم پنداشته شده و باید که مرتکب آن تحت تعقیب عدلی قرار گیرند. در اینجا به چند مورد که مستقیماً به حسن معاشرت با زن ربط دارند، اشاره می گردد.

مطابق به این قانون اگر شخصی زنی را تحقیر نماید و یا دشنام دهد، یا آذار و اذیت کند، حسب احوال به حبس قصیری که از سه ماه کمتر نباشد( از یک سال بیشتر نباشد)، محکوم می گردد (4). و همچنان مطابق به حکم مادۀ سی و یکم قانون منع خشونت علیه زن، اگر شخصی زن را به انزوا مجبور نماید یعنی از دید و باز دید با محارم شرعی اش مانند والدین، برادر و خواهر و...  محروم کند، حسب احول به حبس قصیری که از سه ماه بیشتر نباشد، محکوم می گردد.

د) کنوانسنیون های بین المللی: رفتار نیکو با زنان و پرهیز از خشونت علی زنان و تأکید بر تساوی مرد وزن از جمله عمده ترین اصول کنوانسنیون های بین الملی میباشد . فقره اول مادۀ ششم اعلامیۀ حقوق بشر اسلامی با بیان اینکه: "در حيثيت انساني ، زن با مرد برابر است و به همان اندازه که زن وظايفي دارد ، از حقوق نيز برخوردار است و داراي شخصيت مدني و ذمه مالي مستقل و حق حفظ نام و نسبت خويش را دارد." بر تساوی حقوق زن و مرد تأکید نموده است.

برعلاوۀ تذکر فوق اعلامیه حقوق بشر اسلامی، مواد مرتبط به موضوع در اعلامیه جهانی حقوق بشر هم موجود است که بر آزادی، امنیت شخص و زندگی تأکید دارد چنانچه در مورد مادۀ سوم این اعلامیه می فرماید: " هر كس حق دارد از زندگی و آزادی و امنیت شخصی خویش برخوردار باشد."

متفرقه ( برخی از مصادیق حسن معاشرت):

معاشرت به معروف مصادیق فراوانی دارد و شامل بسیاری از امور اخلاقی می گردد که در این جا مجال بحث در مورد همه آن ها نیست و تنها به برخی از مصادیق مهم اشاره، و توضیح مختصری در رابطه با آن، داده خواهد شد .

1.  حسن خلق: حسن خلق صفتی پسندیده و نیکوست که اسلام بسیار به آن سفارش نموده است، تا آن جا که در روآیات، حسن خلق به عنوان اولین، سنگین ترین، بهترین و با ارزش ترین چیزی بیان شده است که در روز قیامت مورد محاسبه قرار می گیرد. حسن خلق در روابط خانوادگی و خصوصا بین زوجین جایگاه ویژه ای دارد، تا آن جا که بر سایر اعمال انسان نیز تاثیر می گذارد . در این مورد روایتی از پیامبر اکرم (ص) نقل شده است که ذکر آن، باعث روشن شدن اهمیت خلق و خوی نیک در خانواده خواهد شد .

به پیامبر (ص) خبر دادند که سعدبن معاذ درگذشت . با شنیدن این خبر، پیامبر (ص) با اصحاب خویش به خانه سعد رفتند . پیامبر (ص) به چهار چوب در خانه تکیه داده بود . دستور داد که او را غسل دهند . چون او را خوشبو ساختند و کفن کردند و بر تابوت نهادند، پیامبر (ص) با پای برهنه و بدون عبا در پی جنازه روان گشت . گاه از راست جنازه می گرفت و گاه از چپ، تا جنازه به گورستان رسید . پیامبر (ص) نزدیک قبر آمد و خود سنگ بر آن نهاد و آجر بر آن چید . (در هنگام ساختن گور) پیاپی می گفت: آجر بدهید، گل بدهید و با گل ها (که در میان خشت می نهاد) آجرها را محکم می کرد . چون (کار ساختن گور) پایان یافت و خاک بر آن پاشید و قبر را هموار ساخت، فرمود: می دانم که این گور فرسوده می گردد و می پوسد; لیکن خداوند بنده ای را دوست دارد که چون کاری انجام دهد، آن را درست و استوار به انجام برساند . زمانی که خاک روی قبر را صاف کرد، مادر سعد گفت: سعد! بهشت گوارایت باد . پیامبر (ص) گفت: مادر سعد! ساکت باش . درباره کار خدا این گونه، حتمی میاندیش; زیرا که گور، سعد را بفشرد . سپس پیامبر (ص) بازگشت و مردم نیز بازگشتند . (در راه بازگشت)، به پیامبر (ص) گفتند: یا رسول الله! دیدیم که با سعد رفتاری کردی که با هیچ کس نکردی، تشییع کردی در حالی که پابرهنه بودی و عبا بر دوش نداشتی . رسول خدا (ص) فرمود: ملائکه هم پا برهنه و بدون عبا بودند، و من به آن ها تاسی کردم . گفتند: یک بار طرف راست جناه را می گرفتی و یک بار طرف چپ آن را . پیامبر (ص) فرمود: دست من، در دست جبرئیل بود . من آن جایی را می گرفتم که او می گرفت . گفتند: به غسل او فرمان دادی و بر جنازه اش نماز گذاردی و او را در گور نهادی، سپس فرمودی که قبر او را بفشرد؟ پیامبر (ص) فرمود: آری (چنین است که گفتم) ; زیرا که سعد با خانواده اش بد اخلاق بود ."(5)

از نوع برخورد پیامبر (ص) با سعد به خوبی روشن می شود که سعدبن معاذ، فردی درستکار و با ایمان بوده و نیز فرمان بردار و تابع قوانین الهی; مسلما حق و حقوق زن را رعایت می کرد; که اگر چنین نمی بود، پیامبر نیز با او این گونه با احترام رفتار نمی کرد . پس این همه احترام پیامبر نسبت به او به دلیل این است که او فردی بوده که حقوق افراد و خانواده و جامعه را کاملا رعایت می کرده و در این مورد هیچ گونه ظلمی بر کسی روا نمی داشته است . اما پیامبر مطلبی بالاتر از حق و حقوق زن و شوهری را مطرح می کند و آن رعایت اصول و ارزش های اخلاقی است، که حسن خلق یکی از این موارد است، و لزوم وجود آن در خانواده، مورد تاکید است .

2.  اکرام و احترام به زن: اسلام دو جنس زن و مرد را در گوهر انسانی و شرافت، یکی می داند و از این لحاظ تفاوتی بین ایشان قائل نیست . قرآن کریم تمام انسان ها را بدون در نظر گرفتن جنسیت و نژاد و ... دارای کرامت می داند و می فرماید: "وَ لَقَدْ كَرَّمْنَا بَنى ءَادَمَ" (6) که اشاره به این اصل مهم و اساسی است . اما در این میان، اکرام و احترام نسبت به زن جایگاه خاص و ممتازی دارد . پیامبر اکرم (ص) در این مورد فرموده اند: "جز کسی که بهره ای از کرامت برده باشد، زنان را احترام و اکرام نمی کند و به زنان، اهانت نمی کند، مگر انسان پست ."

از دیدگاه اسلام، زن میهمان محترمی است که اکرام و احترام نسبت به او لازم و ضروری است. چه زمانی که او دختری در خانه پدر است و چه زمانی که همسری در کنار شوهر و یا مادری مهربان برای فرزندان باشد . در همه حالات فوق توصیه های فراوانی در روآیات آمده است که دلیل بر لزوم احترام و اکرام نسبت به اوست .

در حقیقت سیره عملی نبی مکرم اسلام (ص) نیز به خوبی نشان می دهد که ایشان در نهایت احترام با زنان، خصوصا دختر گرامیشان حضرت فاطمه ( ع) و همسرانشان، رفتار می نمودند . که رفتار و گفتار ایشان در حقیقت ترسیم کننده نگاه اسلام، به زن است، که زن را از موجودی پست و فاقد روح انسانی، در عصر جاهلیت، به انسانی صاحب کرامت، تبدیل کرد .

3.  محبت و اظهار آن: اصل مهر و محبت و علاقه همسران نسبت به هم را خداوند متعال، در وجود زوجین، قرار داده است . این محبت و علاقه با شروع زندگی مشترک تولد می یابد و با ادامه زندگی، استحکام پیدا می کند و تثبیت می شود .

البته بدیهی است که مهر و محبتی دارای ارزش است که در مسیر الهی و مطابق با دستورات شرع باشد وگرنه، چه بسا مهر و محبتی، که هیچ ثمره معنوی نداشته باشد و حتی باعث سقوط فرد به ورطه نابودی شود .

قوانین و توصیه های اسلام، بر اساس فطرت و خصوصیات کلی انسان هاست . این حدیث، با توجه به خصوصیات خاص زن که دارای احساسات و عواطفی بیش از مرد است، توصیه به اظهار محبت مرد نسبت به همسرش می نماید; چرا که زن از نظر روحی، نیاز به دوست داشتن و محبوب بودن دارد، و با این جمله همسر، نیاز روحی و روانی او تامین و به زندگی دلگرم می شود، و می تواند همسری مهربان برای شوهر و مادری دلسوز و با عاطفه برای فرزندان باشد .

4.  پوشاندن عیوب همسر: زن و مرد در ارتباط و معاشرت با هم باید عیوب یکدیگر را بپوشانند و یکدیگر را از گناه و خطاو اشتباه حفظ نمایند.

در تشبیه همسر به لباس، نکات جالبی وجود دارد; به عنوان مثال، لباس متناسب با فصل و زمان تغییر پیدا می کند، پس هر یک از دو همسر باید اخلاق و رفتار خود را متناسب با نیاز روحی و روانی همسر خود تنظیم نماید . و یا این که لباس باید در رنگ، دوخت و جنس، مناسب شان انسان باشد، و یا این که لباس هم موجب حفظ بدن است و هم زینت به حساب می آید و انسان همیشه به آن نیازمند می باشد . البته بین انسان و لباس رابطه ای متقابل وجود دارد . همان گونه که لباس انسان را حفظ می کند، در مقابل، هر فردی موظف به حفظ لباس خویش است .

پس زن و مرد باید همانند لباس هم باشند، هم یکدیگر را از خطا و اشتباه حفظ کنند و هم هر یک زینت دیگری به حساب آیند و به یکدیگر افتخار کنند . این رابطه تنگاتنگ و متقابل، در یک تشبیه خیلی ساده و کوتاه بیان شده است و نشان دهنده ارتباط صمیمانه و پر از صدق و دوستی دو همسر نسبت به هم است .

5.   عفو و گذشت: انسان مختار آفریده شده است، و حق انتخاب دارد و ممکن است در برخی از انتخاب ها دچار اشتباه شده و از مسیر اصلی خارج گردد . و این مساله برای زن و مرد، هر دو یکسان است . به طور معمول، امور مربوط به خانه، بر عهده زن گذارده می شود و او باید امور خانه را مدیریت نماید . او ممکن است در این راه دچار اشتباه شود، حتی ممکن است در برخورد و رفتار و گفتارش نسبت به همسر خویش خطا و اشتباه کند . در این مواقع، بسیار سفارش شده است که مردان خطاهای همسر خویش را ببخشند و آن ها را به این دلیل مورد آزار و اذیت قرار ندهند . .

عفو و گذشت تا آن جا اهمیت دارد، که قرآن کریم، عفو و گذشت را از موارد احسان می داند، و فردی که دارای احسان باشد، محبوب خداوند متعال است: "وَ الْعَافِينَ عَنِ النَّاسِ وَ اللَّهُ يحِب الْمُحْسِنِينَ" (7)؛ ترجمه: "و از خطای مردم در می گذرند، و خدا نیکوکاران را دوست دارد ." زن و مرد، هر دو در مسیر زندگی مشترک، دچار اشتباه می شوند و هر یک باید با گذشت از خطاهای طرف مقابل، فضای گرم و صمیمی خانواده را حفظ نماید، و از طرف دیگر، با عفو و گذشت، محبوب خداوند متعال خواهند شد .

6.   مدارا کردن: ممکن است در طول زندگی مشترک، به دلیل برخی از مسائل، از میزان مهر و محبت زن و شوهر نسبت به هم کاسته شود . و یا ممکن است وجود برخی از خصوصیات اخلاقی در زن و یا شوهر، کدورت و دلسردی در بین ایشان ایجاد کند و زوجین تصور کنند که می توانند از طریق جدایی، زندگی بهتری را برای خود فراهم آورند . قرآن کریم با توجه به اهمیت لزوم حفظ نظام خانواده و نیز با توجه به این که حق طلاق در دست مردان است، خطاب به ایشان می فرماید:

"وَ الْعَافِينَ عَنِ النَّاسِ وَ اللَّهُ يحِب الْمُحْسِنِينَ" (8)؛ ترجمه: "و اگر از آن ها (به جهتی) کراهت داشتید (فورا تصمیم به جدایی نگیرید)، چه بسا چیزی خوشایند شما نباشد، و خداوند خیر فراوانی در آن قرار می دهد ."  در این آیه، به مردان توصیه شده است که نسبت به همسران خود مدارا نمایند; هر چند که مورد پسند و رضای شما نباشند . و در مقابل، برای کسانی که چنین رفتار نمایند، مژده «خیر کثیر» می دهد; زیرا انسان به جهت محدودیت علم و دانش، از بسیاری از مطالب بی اطلاع است .

7.   مشورت و تبادل نظر: در قسمت های قبل، بیان شد که هریک از زن و مرد، دارای خلق و خوی خاص خود هستند . و هر یک وظایف و تکالیف خاصی در خانه دارند .

در برخی از مسائل که ارتباط زیادی با زن دارد و تصمیم گیری مرد به تنهایی، نمی تواند کاملا صحیح و بی عیب و نقص باشد، مشورت و تبادل نظر، بهترین راه برای رسیدن به نتیجه مطلوب می باشد.

در قرآن کریم نمونه ای از مشورت بین همسران بیان گردیده است: "فَإِنْ أَرَادَا فِصالاً عَن تَرَاضٍ مِّنهُمَا وَ تَشاوُرٍ فَلا جُنَاحَ عَلَيهِمَا وَ إِنْ أَرَدتُّمْ أَن تَسترْضِعُوا أَوْلَدَكمْ فَلا جُنَاحَ عَلَيْكمْ إِذَا سلَّمْتُم مَّا ءَاتَيْتُم بِالمَْعْرُوفِ "(9)؛ ترجمه: "گاه والدین خواستند با رضایت و مشورت، فرزند خود را از شیر بگیرند، این کار ایرادی ندارد و اگر خواستید برای فرزندتان دآیه بگیرید، در صورتی که حقوقی به حد متعارف به او دهید، اشکالی ندارد."

در جایی دیگر، قرآن کریم با تعبیر دیگری به زوجین توصیه می کند که با هم مشورت نمایند: "وَ أْتَمِرُوا بَيْنَكم بمَعْرُوفٍ وَ إِن تَعَاسرْتمْ فَسترْضِعُ لَهُ أُخْرَى" (10) ؛ ترجمه :"و (درباره فرزندان، کار را) با مشاوره شایسته انجام دهید; و اگر به توافق نرسیدید، زن دیگری شیر دادن آن بچه را بر عهده می گیرد."

از فوائد مشورت در امور خانواده، این است که طرف مقابل، خود را در فکر و تصمیمی که گرفته شده، سهیم می داند و دیگر احساس نمی کند که این کار بر او تحمیل شده است .

البته بدیهی است که آن چه مطلوب و مفید است، مشورت با همسر در امور مربوط به خانه و خانواده است; و یا اموری که زن در آن صاحب نظر است، و در اموری که به او ارتباطی ندارد، مشورت، توصیه نمی شود . پس به وسیله مشورت با همسر، علاوه بر حل مشکلات، راه صحیح نیز انتخاب می شود و امور به احسن وجه اداره می گردد .

مؤخذ قسمت چهاردهم:

  1. سوره روم آیه 21.
  2. فقرۀ 2 مادۀ 2قانون منع خشونت علیه زن.
  3. مادۀ 5 همان قانون،
  4. مواد 29 و  30همان قانون،
  5. ابن بابویه قمی، علل الشرایع، ج 1، ص 360.
  6. سوره اسراء آیه 70.
  7. سوره آل عمران آیه 134.
  8. سوره النساء آیه 19.
  9. سوره بقره آیه233.

10. سوره طلاق آیه6.

مؤخذ کلی «مجموعه حقوق زن»:

  1. قرآن کریم؛
  2. احادیث نبوی؛
  3. عبدالقادر عدالت خواه. حقوق فامیل: کابل: انتشارات میوند، 1387؛
  4. پوهاند عبدالعزیز. احکام میراث از نگاه فقه و قانون، کابل: ادارۀ علمی نشراتی التقوی، 1421 ق؛
  5. حسین وارث آدم. داکتر علی شریعتی، تهران: بنیاد فرهنگی شریعتی، 1385؛
  6. مکارم شیرازی. تفسیر نمونه، قم: سمت، 1382؛
  7. قانون مدنی افغانستان؛
  8. قانون جزای افغانستان؛
  9. قانون اصول محاکمات مدنی افغانستان؛

10. قانون کار افغانستان؛

11. قانون منع خشونت علیه زن افغانستان؛

12. وبسایت وزارت عدلیه افغانستان؛

13. وبسایت وزارت امور زنان افغانستان؛

14. وبسایت کمیسون مستقل حقوق بشر افغانستان؛

15. وبسایت تحقیقاتی حوزه؛

16. وبسایت پژوهش؛

17. وبسایت باشگاه؛

18. منشور سازمان ملل متحد؛

19. اعلامیه جهانی حقوق بشر؛

20. اعلامیه حقوق بشر اسلامی؛







به دیگران بفرستید


دیدگاه ها در بارۀ این نوشته
نام

دیدگاه

جای حرف دارید.

شمارۀ زیر را درج کنید
   



رستم پیمان