عطامحمد نور را چگونه یافتم؟

١٣ اسد (مرداد) ١٣٩٢

روز جمعه ٤ اسد، ساعت ٢:15 پس از چاشت، به اتفاق دکتر ذبیح فطرت به دیدار استاد عطامحمد نور، والی بلخ، رفتیم. استاد عطامحمد نور یکی از موفق‌ترین والیان کشور و محبوب‌ترین چهره‌ی سیاسی افغانستان می‌باشد. آن‌چه‌ که بر محبوبیت او  در میان مردم افزوده است، ابتکار، خلاقیت، قاطعیت و توانایی او در مدیریت، شجاعت و صداقت و جانبداری وی از منافع ملی در مسایلِ کلان کشوری می‌باشد.

من اگرچه استاد عطا را پیش‌تر ندیده بودم، اما موضع‌گیری‌های همواره منطقی، مستدل و دموکراتیک وی را در پیوند به منازعات تباری و حل عادلانه مسأله ملی در افغانستان می‌ستودم.

ستایشِ من از موضع‌گیری‌های منطقی و مستدل او شایعاتی را در محافل روشن‌فکری کشور دامن زده بود مبنی بر این‌که قلم بنده مستقل نبوده و در خدمت سیاست‌های عطامحمد نور می‌باشد. آن‌ها عطامحمد نور را به ده‌ها فساد متهم نموده و بنده را به دلیل حمایت از وی سرزنش می‌کردند. انتقادهایِ مکررِ دوستان از من باعث گردید تا تصمیم ملاقات با والی بلخ را گرفته و با کوله‌باری از پرسش و دیدگاه به دیدار وی بروم.

ملاقات من با والی بلخ بسیار سودمند بود و چیزهای بسیاری آموختم و از دام شک و تردیدهای فراوانی رهایی یافتم. من ویژگی‌های در والی بلخ یافتم که او را شایسته رهبری و سزاوار تحسین و حمایت می‌نمود. با درک این ویژگی‌ها اکنون به صراحت اعلام می‌کنم که من حامی او هستم و از سیاست‌ها و موضع‌گیری‌های دموکراتیک او حمایت می‌کنم. ویژگی‌های را که من در او یافتم به شرح زیراند:  

قاطعیت:

والی بلخ را در دفتر سیاسی‌اش ملاقات کردیم. پیش از ما گروهی از موسفیدان شهرستان شولگره نیز آمده بودند تا مشکل توزیع ناعادلانه آب در آن شهرستان را با والی مطرح نموده و خواهانِ راه حل شوند. والی بلخ وقتی از موسفیدان پرسید که چرا ولسوال تان در حل این معضل اقدام نمی‌کند و آن‌ها از وی شکایت کردند، به ولسوال زنگ زده و با لحن قاطعانه از وی خواست که یا این مشکل را حل کند یا استعفا دهد.

ترس از خدا

او، وقتی ولسوال شولگره را مورد عتاب قرار داد که چرا برای حل این مشکل اقدام نمی‌کند، وی از واسطه‌بازی برخی فرماندهان و متنفذان محلی یاد کرد و آن‌ها را مانع این امر خواند. والی بلخ هنگامی این سخنان را شنید با قهر و خشم گفت که در اندیشه واسطه‌بازی فرماندهان و متنفذان محلی نباش و در اجرائاتت تنها قانون و ترس از خدا را معیار قرار بده. چه سخنی بهتر و زیباتر از این می‌توان سراغ کرد: «در اجرائاتت قانون و ترس از خدا را معیار قرار بده».

بله در سرزمینی که مردم به قانون احترام بگذارند و در داد و ستد شان از خدا بترسند، برای فساد جایی باقی نمی‌ماند و بی‌عدالتی به صفر می‌رسد. قانون حیثیت پولیس بیرونی را دارد، اما تقوا و ترس از خدا حیثیت پولیس درونی را دارد. تجربه ثابت ساخته است در جوامعی که مردم هم از مجازات دنیا بترسند و هم از عقوبت اخروی در هراس باشند، فساد، بی‌عدالتی و تبعیض محو خواهند شد و نیکویی و برادری و برابری هم‌چون رودِ خروشان جاری خواهند گشت. تنها ترس از مجازات دنیوی کافی نیست، باید پولیس درونیِ نیز وجود داشته باشد که رفتار و کردار آدمی را نظارت کند.

دولت افغانستان امروزه در دنیا لقب «قهرمان فساد» را از آن خود ساخته است. بیایید اعتراف کنیم که اگر این کشور چندتن شخصیت سیاسی و دولت‌مردی شبیه عطامحمد نور می‌داشت، امروز کشور ما نه قهرمان فساد، بل الگوی پیشرفت و سازندگی می‌بود.

دانش و بصیرت سیاسی

وقتی برای ملاقات با جناب عطامحمد نور آماده می‌شدم کوشش نمودم تا یادداشت‌های نیز تهیه نموده و دریافت‌های سیاسی و فلسفی خود را با وی در میان بگذارم. یادداشت‌هایم بیش‌تر در باره‌ی «مساله شهروندی»، «گذار از قوم‌گرایی»، و «ذهنیت بردگی مردم افغانستان» بود. باید اعتراف کنم پیش از این فکر می‌کردم که عطامحمد نور شاید مردِ نیک سرشت و دارای نیتِ خوب باشد، ولی دانش سیاسی‌اش را دست کم می‌گرفتم. فکر می‌کردم که او هم شاید در دانش سیاسی مانند سایر رهبران بوده و اطلاعات تیوریکِ اندکِ داشته باشد. اما وقتی درِ بحث و گفتگو باز شد، همه‌ای این تصوراتم اشتباه ثابت شد و او را مردِ تفکر و اندیشه نیز یافتم. او در خصوص مسایل بالا چنان سخن می‌گفت که گویی دارای چندین دکترا و پیشینه‌ای تحصیلی در مهم‌ترین و اکادمیک‌ترین دانشگاه‌های دنیا می‌باشد. چندی پیش، وقتی دانشگاه بلخ، طی اقدامی، به عطامحمد نور دکترای افتخاری بخشید، برخی از معاندان بر آن خرده گرفته و این تصمیم را ناشی از تملق و چاپلوسی رییس آن نهاد دانستند. بنده نیز در آن زمان چنین فکر می‌کردم، اما این ملاقات قانعم ساخت که او شایسته‌ی القاب فراتر و افتخارات بالاتر از این می‌باشد.

پرکاری

متاسفانه در افغانستان رسم بر این است که رهبران دولتی کرسی‌های دولت را جای خوبی برای استراحت و تفریح پنداشته و مکانِ بهتری برای آسوده زیستن می‌دانند. در این سرزمین دیده شده که حتا مسوولان اداراتِ کوچک دولتی دیرهنگام به دفتر می‌آیند و بسیار زود به خانه بر می‌گردند. این در حالی است که در سرزمینی که چنددهه جنگ و ویرانی همه هست و بود آن را نابود ساخته و به تباهی کشانده باشد، مردم به مدیران فداکاری نیاز دارند که اندیشه استراحت و تنبلی را کنار گذاشته و همواره در خدمت مردم باشند. امام شافعی «رحمت‌الله علیه» زمان را به شمشیر تعبیر می‌کند و می‌گوید که مردم اگر از ثانیه‌ها استفاده نکنند، با شمشیر زمان سر زده خواهند شد.

تجربه ثابت ساخته است که یکی از دلایل عقب‌ماندگی جهان سوم نیز همین بی‌توجهی به زمان و کم بها دادن به آن می‌باشد.

اما عطامحمد نور یکی از دولت‌مردانی است که از این قاعده مستثنا می‌باشد. او نه تنها روزهای رسمی، بل حتا اوقات رخصتی و فراغت خود را نیز صرف خدمت به مردم می‌کند. او حتا روز جمعه نیز در خدمت مراجعان داخلی و خارجی خود بوده و مصروف گوش سپردن به مشکلات آن‌ها می‌باشد.

شجاعت سیاسی

یکی از ویژگی‌های دیگری را که من در وجود این شخصیت سیاسی یافتم، همانا شجاعت و دلیری منحصر به فردش بود. او یکی از والیان دولتی است که تا هنوز بارها از سیاست‌های تیم حاکم انتقاد نموده و حتا در انتخابات پیشین از رقیب حامدکرزی حمایت کرد.

او در خصوص حمایتِ خود از نامزدی دکتر عبدالله عبدالله، رهبر ایتلاف ملی،  در انتخابات پیشین ریاست جمهوری گفت: اگرچه در آن زمان هیئت متشکل از سران دولتی نزدم آمدند و چک سفید و وعده‌ای چند وزارت‌خانه را نیز برایم تقدیم کردند، اما من تنها به خاطر شکستنِ سنت تبعیض‌آمیز سلطه‌ای قومی، تصمیم گرفتم تا از دکتر عبدالله حمایت کنم.

او گفت: من برای هیئت ارگ گفتم: من نه به کرسی دولتی ضرورت دارم و نه هم به پول. بل می‌خواهم پول‌های فروانی از مالکیت شخصی خود نیز هزینه کنم تا عبدالله برنده گردد.

او گفت: متأسفانه در میان اقوام ستمدیده این سرزمین ذهنیت بردگیِ ایجاد شده است که می‌گویند: «شوله‌ات را بخور و پرده‌ات را بکن»، اما من می‌خواستم با حمایت از عبدالله این ذهنیت فرو بپاشد و همه احساس بکنند که شهروند این سرزمین اند و حق تصاحب کرسی ریاست جمهوری را دارند.

دوقانون اساسی  

عطامحمد نور هم‌چنان در مورد حق شهروندی در افغانستان گفت: در افغانستان دو قانون اساسی وجود دارد: قانون اساسی مدون و مکتوب، و قانون نانوشته. بر اساس قانون اولی اگرچه هر شهروند کشور وقتی شرایط نامزدی را دارا می‌باشد می‌تواند برای ریاست جمهوری نامزد شود. اما قانون نانوشته، این حق را منحصر به قوم ویژه دانسته و عملاً هم به آن عمل می‌گردد. او خواهان مبارزه علیه این ذهنیت شد و یکی از اهدافش را دفاع از حق شهروندی خواند.

 

نامزدی در انتخابات

یکی از زمزمه‌های که اکنون با قوت در میان مردم افغانستان وجود دارد، احتمال نامزدی استاد عطامحمد نور می‌باشد.

وقتی از جناب استاد در مورد نامزدی‌اش در انتخابات پرسیدیم، او گفت: هنوز در این مورد مشغول رأیزنی بوده و تصمیم نهایی خود را نگرفته است. او بیان داشت: هنوز نامزدی به دلیل تقاضاهای گسترده‌ی مردم، برایش به عنوان یک گزینه جدی مطرح می‌باشد.

هویت قومی

یکی از موضع‌گیری‌های پسین او که باعث ایجاد سر و صدا در رسانه‌ها شد و حمایت گسترده‌ای مردمی را در پی داشت، حمایت او از مطالبات مردم مبنی بر درج شدن هویت قومی در شناس‌نامه‌های برقی بود. او در این مورد برای مان گفت که هنوز هم بر سر حرفش ایستاده بوده و جداً تمام تلاش‌های خود را انجام خواهد داد تا این خواسته‌ی دموکراتیک و مردمی بر آورده شود.

حق مدنی

او در پیوند به مظاهره سازمان‌دهی شده از سوی برخی حلقات فاشیستی در  جلال آباد گفت: حرکتِ آن‌ها یک حرکت فاشیستی بود و کسانی هم که در آن مظاهره اشتراک داشتند، تعداد شان بالاتر از پنجاه و شصت نفر نبود. من حرکت آن‌ها را قابل واکنش نمی‌دانم. آن‌ها کوچک‌تر از آن هستند که در برابرشان واکنش نشان دهیم. آقای نور گفت: مردم افغانستان می‌دانند که خواست ما در خصوص درج هویت قومی، یک خواست مدنی است و کسانی که در برابر آن می‌ایستند، در حقیقت پرده از ماهیت فاشیستی خود شان بر می‌دارند.

وحدت ملی

آقای نور هم‌چنان اظهار داشت که ما کدام برنامه برتری‌جویانه‌ای قومی نداریم. ما خواهانِ تأمین عدالت و حل عادلانه مسأله ملی در این سرزمین هستیم. او بیان داشت: در آرمان‌شهری که من در ذهن خود ترسیم کرده و برای آن مبارزه می‌کنم، هیچ قومی بر قوم دیگری برتری نداشته و تنها معیار برتری افراد شایستگی شان خواهد بود.

ترکیب قومی در ادارات دولتی بلخ

گاهی اوقات، زمزمه‌های شنیده می‌شود مبنی بر این‌که ترکیب قومی در ادارات دولتی ولایت بلخ مدنظر گرفته نشده و همه از یک قوم می‌باشند. من در این مورد از جناب والی بلخ پرسیدم. او ضمن تکذیب این شایعات گفت: در ادارات دولتی این ولایت همه اقوام حضور کاملا محسوس داشته و هیچ قومی نیست که در هیئت رهبری بلخ سهم نداشته باشد. او در این مورد چنین مثال زد: شما می دانید که والی بلخ تاجیک، معاون ایشان هزاره، فرمانده پولیس ، فرمانده قول اردو و فرمانده پولیس سرحدی پشتون، رئیس امنیت ملی، روسای خارجه، احیاء و انکشاف دهات، حلال احمر شمال، مبارزه با مواد مخدر و... ازبک، روسای زنان، عدلیه، شهر سازی، کدستر و... هزاره اند.

اعتقاد به فعالیت مدنی

با نزدیک شدن سال 2014 همگان را ترس بازگشت دوره جنگ‌های داخلی و مبارزات مسلحانه فرا گرفته است. او در پیوند به این موضوع گفت: من هرگز حق مردم خود را با زبان تفنگ مطالبه نخواهم کرد و دوباره به سنگرهای جنگ نخواهم رفت. بل من به نیروی مردمی خود باور دارم و مطالبات مردم خود را از طریق فعالیت‌های مدنی و سیاسی پی‌گیری خواهم کرد. او دوره‌ای جنگ و تفنگ را پایان یافته اعلام نموده و یگانه فعالیت مشروع، مبارزات مدنی و مردمی را خواند.







به دیگران بفرستید


دیدگاه ها در بارۀ این نوشته

عظیمی 12.04.2017 - 11:10

 استاد شائیسته ستودن است

رشاد20.07.2016 - 10:03

  واقعا یک شخصیت سیاسی وملی بوده اما متوجه باشد که دشمنانش تصمیم نادرست ی را دربرابرش دارند

بجواب ffff08.10.2014 - 07:57

  ما هیچ وقت وطن را نفروخته ایم ازخود ووطن خویش دفاع خواهیم کرد

عبدالحی05.02.2014 - 08:31

 السلام وعلی من التبع الهدا زنده باد استاد داکتر عطامحمد نورمنادی حق وعدالت ،الگوی پاک نفسی وصداقت ،استوره جهادومقاومت ،دشمن جنگ وشرارت... فاشیست ها وتمامیت خواهان که ضلالت ، جهالت وگمراهی به چشمان شان پرده وبردلهای شان سایه افگنده وتوان دیدن وشنیدن حق راودارند فورا باهمچوحقیقت ها عکس العمل نشان میدهند ورای به حال شان که دوصدوپنجاه سال میشود که درلجنزار تعصب وسوزند وپند نمیپیرند بیدل ازشب پره کیفیت خورشید مپرس حق نهان نیست ولی خیره نگاهان کوراند

ffff13.08.2013 - 10:55

 نام خدا خیلی خوب. از این حرف بزن که چند گرفتی تا اینقدر توصیفش کنی؟ به راستی هم که خود آقای نور از خدا میترسداز همان خاطر است که اینقدر سرمایه ها را از مردم جمع آوری کرده تا به خاطر امنیت شان کدام خطر برایشان مواجه نشود. گنده گی را نمیشود پنهان کرد هرچه کنی بلاخره تعفنش برون میشود. حالی دانستم که چرا شمااینقدر در نوشته های تان تورک ستیز هستید.
نام

دیدگاه

جای حرف دارید.

شمارۀ زیر را درج کنید
   



عبدالشهید ثاقب