نگاهی به ساختار قومی و احصائیه گیریِ کوچیهای افغانستان

١٠ حمل (فروردین) ۱۳۹٣

 افغانستان کشور عجیبی است که در تمام کرهء زمین نمیتوان نمونهء انرا یافت و به همین خاطر راه حل پرابلمهای ان نیز منحصر به خودش خواهد بود. یکی ازین ممیزه ها، ترکیب استثنایی قومی و تباری افغانستان است. [1]

- افغانستان کشورپاره قومها و اقلیتهای قومی است.

با آنکه در جهان کمتر کشوری میتوان یافت که تک قومی باشد ولی کشوریکه یکی از اقوام تشکیل دهندهء ان اکثریت نفوس ان کشور(51%) را نسازد نیز کمتر دیده شده است. بعضآ محققین افغانستان را با سویس، بلجیم و حتی یوگوسلاویای قبلی از نقطه نظر ترکیب قومی مقایسه میکنند؛ ولی با یک نگاه گذرا میتوان یافت که افغانستان با این کشورها نیز اصلا قابل مقایسه نیست. چرا؟ اولا ترکیب اتنیکی کشور بلجیم ازین قرار است: 58% فلمها، 31% فرانسوی ها، 1% جرمنها، 10% سایرین و از جمله مهاجرین افغانستان نیز شامل آنند[2]. ترکیب قومی در سویس بدینگونه است: 64% جرمن زبانها، 20% فرانسوی زبانها، 7% ایتالوی زبانها، 0.5% رومنیشها و بقیه سایرین بشمول مهاجرین و از جمله مهاجرین افغانستان مقیم ان کشور.[3] وثانیآ اینکه: در یوگوسلاوی سابق باوجود انکه هیچ یکی از اتنی های متشکلهء ان کشور اکثریت نفوس را نمی ساخت ولی بدنهء اصلی همه اتنیهای ساکن یوگوسلاویا ( به استثنای آلبانی تباران ولایت کوساوا مربوط ایالت صربستان) در داخل محدوده یی جغرافیایی یوگوسلاویا سکونت داشتند.[4] یعنی بیش از 90 تا 95% صربها، خرواتها، مکدونیها، سلاوینیها، هرتسه گووینیها در در داخل همان محدوده یی جغرافیایی بنام جمهوری سوسیالیستی فدرال یوگوسلاویا مسکن گزین بودند. البته اقلیتهای بسیار کوچک مجاری، رومانیایی، بلغاری که در مناطق سرحدی یوگوسلاویا با ان کشور ها سکونت داشتند و اقلیت جپسیها (کولی ها) را باید مستثنی قرار داد. در حالیکه بدنهء اصلی اکثراقوام عمدهء افغانستان در بیرون از جغرافیای کنونی افغانستان مسکن گزین اند. از جمله اکثریت پشتونها در پاکستان وبدنهء اصلی تاجیکها، ازبیکها، ترکمنها و بلوچها در کشورهای آسیای میانه و ایران سکونت دارند.

حالا ببینیم که ترکیب نفوس افغانستان چگونه است؟: در افغانستان هرگز احصائیه گیری دقیق صورت نگرفته است.

بر اساس احصائیه های سازمان امنیت امریکا، افغانستان دارای 31ملیون نفوس است که از آن جمله 42% پشتون، 27% تاجیک، 9% هزاره  %9 ازبک ، 4% ایماق، 3% ترکمن، 2% بلوچ و 4% متباقی سایر اقوام اند.[5]  بر اساس نوشتهء محقق افغانستانی محترم نسیم جواد  تحت عنوان " افغانستان ملت اقلیتها"، پشتونها 40%، تاجیکها 30%، هزاره ها 16% و ازبیکها 13% نفوس افغانستان را میسازند.[6] آقای انور الحق احدی در مقالهء خود تحت عنوان "زوال پشتونها" چنین احصائیه ای را از ترکیب قومی افغانستان بیرون میدهد: پشتونها 50%، تاجیکها 26%، ازبیکها 8%، هزاره ها 7% و ایماقها 6%.[7] در حالیکه آقای زلمی خلیلزاد سالها قبل این ترکیب را اینگونه بیان داشته است. پشتونها 40%(4.8 میلیون)، تاجیکها 30%(3.6 میلیون)، ازبیکها 10%( 1.2میلیون) و هزاره ها 8.3% ( 1.0میلیون).[8]  برنارد روبین محقق آمریکایی نیز با اتکا بر سرشماری تخمینی و غیر واقعی سال 1358 احصائیهء اقوام عمده افغانستان را این گونه می آورد: پشتونها 7ملیون(2 4%)، تاجیکها 3.5 ملیون (22%)، هزاره ها 1.5میلیون (9%) و ازبیکها ها 1.2 میلیون(8%).[9]

اگرچندی همه این احصائیه ها همه تخمینی و نا دقیق اند ولی جالب تر از همه این است که احصائیه های رسمی افغانستنان بمراتب غیر واقع بینانه و خیالی تر ازین تخمینهای مراجع و شخصیتهای اکادمیک اند. بطور مثال اکادمی علوم افغانستان اخیرا احصایه یی خیالی ایرا نشر نمود که باعث تعجب مراجع اکادمیک و مقاومت مردمی در داخل افغانستان شد. بر اساس ارقام دایر‌ةالمعارف اکادمی علوم افغانستان " پشتون‌‌ها 62.73 درصد، تاجیک‌ها، 12.38درصد، هزاره‌ها، 9درصد، ازبک‌ها، 6.10درصد، ایماق‌ها، 2.67درصد، ترکمن‌ها، 2.68درصد و دیگر اقوام شامل نورستانی‌‌ها، بلوچ‌‌ها، پشه‌ای‌ها، براهوی‌ها، شغنانی‌ها، هندو‌ها، سیک‌ها، قزلباش‌ها، بیات‌ها، گوجر‌ها، قرغیز‌ها، مغول‌ها و... نزدیک به 5درصد دیگر جمعیت افغانستان را تشکیل می‌دهند."[10] ولی این اداره نمیگوید که ارقام را بدین دقت از کجا بدست آورده اند که حتی رقم اعشاری آنرا نیز سنجیده اند. ازینجا معلوم میشود که احصائیه های نفوس افغانستان نه تنها نادرست بلکه کاملا جعل اشکار اند.

- آفغانستان سرزمین کوچی ها؟!

در احصائیه گیری سال 1358 نفوس افغانستان حدود 16 ملیون تخمین شده بود که از انجمله 2.5میلیون انرا کوچیها تشکیل میدهند. همچنان به اساس ارقام نشر شده توسط احصائیهء مرکزی در سال 1390 نفوس افغانستان بالغ بر 26.5 میلیون میرسد که از جمله 51% آن ذکور 49% اناث اند. و اینبار شمار کوچیهای افغانستان را 1.5 میلیون ذکر نموده اند[11]. با در نظر داشت همین مسئله نظر به تصمیم حکومت برای کوچیها 10کرسی از جمله242 کرسی در شورای ملی کشور در نظر گرفته شده است. معلوم است که این احصائیه گیری نیز نادرست و غرض آلود است. اولا چگونه ممکن در کشوریکه بیش از سی سال جنگ در جریان  است و سربازان هردو طرف جنگ مردان اند و هر روز کشته میدهند؛ هنوز هم تعداد مردان بیشتر از زنان باشد؟ دوم اینکه احصائیهء مرکزی چه وقت و در کجا و چگونه تعداد کوچیها را شمرده است که یک و نیم میلیون بوده اند. اگر در سال    1358آقای حفیظ الله امین دو ملیون را بر رقم نیم ملیون اضافه کرد و انانرا به بیشتر از دوونیم میلیون رساند؛ نمیدانم در احصائیه سال 1390 رقم بیش ازیک ملیون، به امر چه کسی بر نفوس کوچیها افزوده شده است؟[12] همین اکنون تعداد به اصطلاح نمایندگان کوچیها ( در حالیکه این وکلای محترم که بر مسند نمایندگی از کوچیها در پارلمان کشورنشسته اند اصلآ کوچی نیستند) معادل تعداد جمعی نمایندگان سه ولایت شرقی کشور (ولایت کنر، لغمان و نورستان) یا سه ولایت مرکزی (ارزگان، دایکندی وبامیان) و یا سه ولایت حومهء شمالی (ولایت پروان، کاپیسا و پنجشیر) است. این در حالی است که پارلمان افغانستان حتی یک کرسی اختصاصی برای اهل هنود کشور( هندوها و سک ها) را نیز لغو نمود. در حالیکه مطابق به حکم قانون اساسی هر کسی که تابعیت افغانستان را داشته باشد، افغان شمرده میشود و همه اتباع کشور از حقوق مساوی برخوردار اند و این تابعیت نیز با داشتن سند تابعیت یا تذکره نفوس تثبیت میگردد. درحالیکه همهء اهل هنود افغانستان تذکرهء تابعیت دارند ولی برعکس کوچیها اکثرآ تذکره یا سند شهروندی افغانستان را هم ندارند. که برین اساس نمیتوان حتی انها را اتباع افغانستان شمرد.

اینکه کوچیگری یک نوع زندگی بدوی است که اکثرا با مالداری و تربیهء مواشی وابسته است، نه تبار و قومیت معین، مسئله جداگانه ایست که به واشگافی علمی وجامعه شناسانه ضرورت دارد که من درینجا بر آن نمی پردازم، ولی برای من این مسئله قابل توجه است که آنانیکه خود طی چند نسل در مراکز شهرها سکونت دارند و یا از اروپا و امریکا برگشته اند بر کدام معیاری میتوانند خود را کوچی بنامند و باز به نمایندگی از کوچیها وارد پارلمان و هرارشی حکومتی گردند؟ اگر چنین باشد پس کوچی گری نه نحوهء زندگی بلکه باید تبارو یا قوم معین باشد.

- برگردیم به احصائیهء نفوس کوچیها: قبلا دیدیم که بر اساس احصاییهء سال 1358 کوچیها 2.5 ملیون جمعیت اند و بر اساس ارقام نشر شده سال 1390 احصائیهء مرکزی کشور انها یک و نیم ملیون نفر اند. این چگونه ممکن است که نفوس کل کشور طی این سالها از 16 ملیون به 26 ملیون رسیده باشد ولی نفوس کوچیها یک ملیون کاهش یافته باشد؟ خوب حالا ما همین 1.5میلیون را اساس قرار میدهیم و بر رسی میکنیم که چقدر درست یا نادرست است؟

هر انسانی به تامین احتیاجات زندگی خود ضرورت دارد. مامور دولت احتاجات زندگی خود را از طریق معاش دولتی، کارگر از طریق مزدکار خود، متفکر و نویسنده از طریق فکر و قلم خود، موتروان از طریق رانندگی و موتر خود، دهقان از طریق حاصل زمین خود و باغبان نیز از حاصلات باغ خود تامین میکند. کوچیها نیز که  که اکثرا مالدار هستند ( البته جت ها هم که کوچی اند ولی اکثرا تامینات خود را از طریق گدایی تامین میکنند ازین امر مستثنی اند) از طریق عواید مواشی  و مالداری خود احتیاجات زندگی خود را تا مین میکنند. اساسآ زندگی کوچیها وابسطه به مواشی و رمه های انها است. انها بخاطر تامین علوفه برای مواشی خود مجبور اند هم درتابستان و هم در زمستان به جاهایی سفر کنند که امکانات تامین علوفه برای مواشی ( گاو، گوسفند و بز، شتر و قاطر) انها مساعد باشد. به همین لحاظ کوچیان افغان در فصل تابستان به  مناطق سرسبز مرکزی و شمال شرقی افغانستان سفر میکنند ودر فصل زمستان به مناطق نسبتا گرم و سبز جنوب وسرحد افغانستان و پاکستان بر میگردند. شاید هم اکثرا معلوم نباشد که انها اتباع کدام یکی ازین دو کشور اند.

 بصورت طبیعی یک فامیل کوچی وقتی به این مسئله تن در میدهد که فراورده های مالداری اش کفایت مصارف خانواده اش را بنماید. اگر قبول کنیم که حد متوسط یک فامیل کوجی 5 نفر باشد درینصورت باید  300 هزار ( 1500000/5= 300000) خانوادهء کوچی در افغانستان وجود داشته باشد. حالا معلوم است که هیچ خانوادهء 5 نفری با بیست تا 50 راس گاو، بز و گوسفند و شتر به کوچ تن نمیدهد چون عواید آن کفایت مصارف خانواده را نمیکند. باید حد اقل از 100 تا 300 راس مواشی داشته باشد. حالا فرضیه را بر این میگیریم که هر فامیل باید 150 راس مواشی داشته باشد که درین صورت کوچیهای افغانستان باید مالک 45 ملیون مواشی (300000*150=45000000) باشند. این مسئله نیز معلوم است که در مناطق  شرقی، مرکزی، شمال و شمالشرق افغانستان مردمان متوطن انجاها نیز برخی به مالداری مشغول اند؛ اگر چندی که شغل اصلی شان زراعت و دهقانی است. حالا فرض را بر این بگیریم که تمام مردمان غیر کوچی افغانستان به اندازهء یک برچهارم یا 25% کوچیها مالداری دارند که تعداد آن میشود حدود 12 ملیون (45000000/4=11250000) مواشی.  درینصورت افغانستان باید دارندهء حدود 57 ملیون مواشی باشد که بر این اساس باید در قطار پنج کشور بزرگ مالدار جهان و بعد از ایلات متحده قرار بگیرد. حتی اگر برای هر خانوادهء کوچی صرف داشتن 100 راس مواشی را هم فرض کنیم بازهم افغانستان باید مالک 40 میلیون مواشی (300000*100=30000000+10000000=40000000) باشد که درین صورت هم بعد از ارجنتاین در مقام ششمین کشور مالدار جهان قرار میگیرد. لطفا به جدول ذیل که از نشرات سازمان زراعت و غذایی ملل متحد است توجه کنید:

 

[13]               منبع : سازمان زراعت و غذایی ملل متحد

این جدول پانزده کشور بزرگ مالدار جهان را نشان میدهد که بر اساس آن برازیل با داشتن 189 میلیون مواشی در مقام اول، هند با داشتن 187 میلیون مواشی در مقام دوم، ایالات متحدهء امریکا با داشتن 95 میلیون مواشی در مقام چهارم و تانزانیا با داشتن 17 میلیون مواشی در ردیف پانزدهم قرار میگیرد.

در قارهء اروپا دو کشور کوچک هالند و دنمارک از جمله بزرگترین کشورهای مالدار و مولد فراوردهای شیردر اروپا اند. بر اساس احصائیه های سال 2009 هالند دارای 3.97 میلیون مواشی است که از جمله 1.5 ملیون ان گاو و متباقی سایر مواشی اند. هالند سالانه 11.7 ملیون تن شیر و 226 میلیون کیلو گرام گوشت تولید میکند که ازین جمله 40% ان بمصرف داخلی میرسد و باقی 60% انرا به خارج صادر میکند.[14] دنمارک دارندهء 1,599,000مواشی  است که بیشتر انرا گاوهای شیری تشکیل میدهد و سالانه 4.7 بیلیون کیلوگرام شیر و محصولات شیری تولید میکند که عواید صادرات انکشور از درک محصولات شیر سالانه به 1.8بیلیون یورو بالغ میگردد.[15]   

اگر این مسئله را بپذیریم که افغانستان دارای 1.5 میلیون کوچی یا 300هزار خانوار کوچی است پس باید این را نیز بپذیریم که افغانستان باید بیش از چهل میلیون مواشی داشته باشد و در سطح منطقه و جهان یکی از بزرگترین مولدین و صادر کنندهء فراورده های شیری (لبنیات) و گوشت باشد. در حالیکه نه تنها چنین نیست بلکه سالانه به هزاران تن گوشت و شیر خشک جهت تامین احتیاجات داخلی خود از خارج وارد میکند. هرگاه اگر بخواهیم با دقت به همین گونه محاسبه کنیم معلوم میشود که تعداد نفوس کوچیها، ده ها بار کمتر از احصائیه های اعلان شدهء رسمی حکومات افغانستان است. تمام تلاش و تقلای حکومات افغانستان بخاطر آن بوده است که کوچیها را پشتون قلمداد نمایند و با اضافه کردن یک و نیم یا دو ملیون  بر نفوس پشتونها آنها اکثریت نفوس کشور قلمداد کنند و اریستوکراسی و سران قبایل پشتون به قیمت اوارگی و دربدری مردم غریب پشتون بر افغانستان حکمروایی کنند. این در حالی است کوچیهای افغانستان باوجود انکه اکثرا از اقوام پشتون اند ولی در میان انها ترکمنها، قرغزها، بلوجها و گجورها، عربها و... نیز قرار دارند. حکام پشتون تبار افغانستان از این مردم بیچاره همیشه استفادهء ابزاری کرده اند ورنه این اریستوکراسی پشتون طی یک قرن اخیرمیتوانستند انها را مسکن گزین نمایند تا فرزندان انها نیز از تعلیم و تربیه و تمدن بهره مند می شدند. و حالا آقای اشرف غنی احمدزی کاندید ریاست جمهوری که خود را کوچی میخواند ونمیدانم که از سوی کدام مرکز اکادمیک  "دومین مرد متفکر جهان" ملقب شده، بدون انکه استراتیژی درستی را برای معضل کوچیها پیش کش کند میگوید که اگر او ریس جمهور شد مواشی کوچیها را از بوسیله یی لاریهای ترانسپورت دولتی (شاید هم ترانسپورت خصوصی) از جنوب به مناطق مرکزی و شمال شرقی افغانستان انتقال خواهد داد.[16] مرحبا! چه طرح عالمانه، عادلانه و دلسوزانه یی!

معضلهء کوچیها یک معضله اجتماعی است ولی حکومات افغانستان انرا قومی- تباری و حتی معضل سیاسی ساخته اند. حل این مشکل اولا به سرشماری دقیق نفوس کشور و از آنجمله کوچیهای کشور ضرورت دارد و بعدش هم به یک سیاست ملی و دلسوزانه تا این کتله نفوس کشور به زندگی مسکونی و متمدن روی ارند که پرداختن بر آن کار تحقیقی میخواهد که از توان این مقاله بیرون است.

 در عصریکه ملتهای جهان حتی تعداد درختان و پرندگان متوطن و مهاجر خود را نیزمیدانند ولی ما هنوز نفوس کشور خود را نمیدانیم؛ چه رسد به تفکیک آن بر اساس قومیت، مذهب و جنسیت. کشوریکه نداند چقدر نفوس دارد مسلما نمیتواند پلانهای درست در ساحات اقتصادی و انکشاف اجتماعی نیز وضع نماید.

متاسفانه در افغانستان همه چیزنادقیق، نا شفاف و بعضآ جعلی است . از تاریخ تا جغرافیه و از سیاست تا احصائیه. در کشوریکه حتی روز استقلال آن جعلی باشد چگونه میتوان انتظار داشت که احصائیهء نفوس، ترکیب قومی  وتباری و  احصائیهء  کوچیهای آن جعلی نباشد.[17]



[1]  در یک سیمنار علمی در دانشگاه لیستر انگلستان یکی از اساتید دانشگاه یکی از عوامل اساسی ناکامی پروسه ی دولت- ملت سازی در- افغانستان را موجودیت بیش از دو و نیم میلیون کوچیهای افغانستان که حدود25% نفوس کشور راباید تشکیل دهند؛ خواند. من با این احصائیه و نتیجه گیری مخالفت کردم و مسلمآ استدلال خود را داشتم. این یاد داشت بر مبنای همان بحث تهیه شده است.  

[3] -Demographics of Switzerland - Wikipedia, the free encyclopaedia

http://en.wikipedia.org/wiki/Demographics_of_Switzerland

[4]- Where East meets West: Ethnic intermarriage in the former Yugoslavia, 1962 to 1989   -  Available  in PDF  

http://www.jstor.org/discover/10.2307/2095944?uid=3738032&uid=2134&uid=2&uid=70&uid=4&sid=21103753847253

[7] - The decline of the Pashtuns in Afghanistan by Anwar-al-Haq Ahady, available on line:

http://www.jstor.org/stable/2645419

[8] -The politics of Ethnicity in South East Asia: Political Development or Political Decay? By: ZALMAY KHALILZAD. Available on line: http://intersci.ss.uci.edu/wiki/eBooks/Articles/Ethnicity%20in%20SW%20Asia%20Khalizad.pdf

[9]- The Fragmentation of Afghanistan: State Formation and Collapse in the International System, By: Rubin, B. R. (2002), Second Edition, (New Haven and London: Yale University Press).p 26

[10] - آماردهی در دایره‌المعارف و تبعات منفی تبلیغاتی- روزنامهء هشت صبح

http://8am.af/oldsite.php?option=com_content&view=article&id=26025:1391-03-27-16-09-02&catid=3:2008-10-31-09-37-07&Itemid=554

[11]  - احصائیه سال 1390 اداره احصائیهء مرکزی افغانستان-  http://cso.gov.af/Content/files/Population(2).pdf

[12]       ترکيب اتنيکی (قومی و مليتی) نفوس افغانستان- نوشتهً فتح محمد سامع سابق استاد پوهنتون کابل. مرجعه شود به آدرس انترنیتی ذیل: http://www.ariaye.com/dari/saame.html

 

 

 

[14] -Cattle In The Netherlands :http://www.thedairysite.com/articles/2436/cattle-in-the-netherlands#sthash.JkZQd6TX.dpuf

NZO ( Nederlandse Zuivel Organisatie, http://www.eda2010.com/images/html/Dutch_Dairy_Industry_AV_100924.pdf

[16] - مراجعه شود به  مقالهء عزیز رویش در ساست جمهوری سکوت تحت عنوان "نگاهي به طرح دكتر اشرف غني احمدزي در مورد حل معضل كوچي‌ها در افغانستان",  http://urozgan.org/fa-af/article/344/

[17]  افغانستان: کشوری که حتی روز استقلال آن هم جعلی است: نوشتهء دکتور لعل زاد منتشره در سایت خراسان زمین. http://www.khorasanzameen.net/php/read.php?id=361

 







به دیگران بفرستید


دیدگاه ها در بارۀ این نوشته

خلیلی 27.01.2016 - 05:38

  همین اقوام ثبت ارقام دقیق وجود نداردبعضی اقوام وجود ندارد در جدول نیآمده است

صمیم سحری عطا از شهر سدنی استرالیا17.04.2014 - 15:25

 سلام و احترامات زیاد تقدیم باد دوست عزیز. این نوشته تان فکاهی مشهور وطنی به عنوان (بی خلطه یا خریطه فیر کو) را بیادم اورد. گویند عساکر افغانی مصروف جنگ با طرف مقابل شان بودند و قوای طوپچی هم به فعالیت حربی شان ادامه میداد. نا گهان به قطعه توپچی قومنده داده شد تا تغیر مکان نموده و از کدام قسمت دیگر جبهه جنگ دشمن را تحت ضربه اتش قرار دهند. هر کس ملزمه و سلاحش را جمع و جور نموده و در موضع جدید شان امادگی فیر بالای دشمن میگرفتند که قومندان قطعه (نقشه نظامی یا باصطلاح عسکری خریطه/خلطه) اش را در موضع قبلی رها کرده بود و به عساکر خود امر فیر میداد. دلگی مشرش گفت که قوماندان صاحب ما کوردینات از شما نگرفته ایم تا دشمن را زیر ضربه اتش طوپ قرار دهیم. قوماندان که شخص بیکفایت بود و اصلا نمیدانست که چه باید کرد گفت: بچیم حالی ما خلطه نداریم تا بشما کوردینات بدهم, بخاطریکه دشمن را بترسانیم بی خلطه فیر کو. این احصاییه های که تا کنون در اوغانستان اراهه شده اند همگی بدون کدام سند دقیق و دروغی بوده و بی خلطه فیر شده اند.
نام

دیدگاه

جای حرف دارید.

شمارۀ زیر را درج کنید
   



عبدالمجید اسکندری