به یاد غلام سرور جویا و محی الدین انیس، و شعری که سرچشمۀ آگاهی از ستم ها است

۱۱ عقرب (آبان) ۱۳۹٣

به یاد شادروان غلام سرور جویا 

هنگام بازشناسی شخصیت های چند دهه ی پیشین، این نتیجه بار ها حاصل مان می شود ،که بسا ازعناصر آگاه، دانشمند، غمخوار مردم و کشور به اعدامگاه ها ویا به زندانها و تبعیدگاه ها برده شده اند. دربرابر آنها، اشخاص مستعد برای سرکوب ، عناصری که جامعه را در مسیر منافع شخصی، خانواده گی و گروهی و رجعت های زیانبار سمت وسو داده اند،فراز آمده اند.


تعدادی از شخصیت های ترقی خواه چند بعدی بودند. روزنامه نگاری، شاعری، تفکر گستری و سازماندهی را برای ایجاد تحرک در جامعه با خودداشتند. هنگامی که ساختارسیاسی جفا آمیز مانع سهم مثبت آنها در حیات جامعه می شد و می خواست آنها را به تمکین وتسلیم وادارد؛ بـُعد مقاومت را در برابر آن نیز به نمایش می نهادند. در بسا موارد، وسیله ی تبارز مقاومت، شعر یا آن یار صمیمی زندانیان ، نزدشان شتافته است. در زیر، نمونه یی را می آوریم از شادروان غلام سرور جویا، انسان شریف، دلسوز مردم و ترقی جویی که سالهای طولانی زنده گی پاکیزه اش با آن ابعادِ یاد شده مشخص شده؛ ومقاومت و فاداری صمیمانه به عزم پاک تا واپسین لحظات حیات او را همراهی نموده است. آرزو می رود حیات افتخار آمیز شادروان جویا، هر چه بیشتر طرف آشنایی نسل جوان وآینده قرار بگیرد.


کـرد آشـــکار بــر هـمـــه عــزم متـیــن مــا

دیــوار و ســـنـگ و پـنــجـــرۀ آهـنـــیـن مــا

آمـد ز دهر بر ســر مـا ســختی هـر قـــدر

غـم جـا نیـافـت بـر دل و چـین بر جـبین ما

با این سـتم ز زنده‌دلان شـکوه برنخاســت

بنشــست غیر هرچـه ز کیـن در کمیـن مـا

هســـتـیـم مـا چـو عـاشــــق آزادی وطــن

ســربـازی اســت عـزت و آئیــن و دیـن مــا

غـم نیسـت گر ز خاطـر یاران شــدیم محـو

تـاریــخ دیــده خــاطـــرۀ بــس حــزیــن مــا

جویا شد هر که محبس و زنجیر و زنده‌گی

شـــد معــترف ز دل کـه هــزار آفـریــن مــا 

 

 

یادی از غلام محی الدین (انیس) 

اگر ازبا سوادان جامعه، حتا در هرسطحی که هستند، پرسیده شود، که انیس را می شناسید؟ برای پاسخ دهی، در بیشترین موارد جریده ویا روزنامه ی انیس در نظر آنها ظاهرخواهد شد. تعدادی هم خواهند گفت، که منظورشما محی الدین خان ناشر انیس است. وشاید هم فراتر از این گستره با نام او آشنایی توانند داشت.

زیرا، نام جریده وبعدتر روزنامه ی انیس درکشورما بسیار شناخته شده است. به رغم هر نوع تغییراتی که درحکومت ها رونما شده، نام انیس همواره از مطبوعات به دور نبوده است. حتا درخارج کشور نیز نشریه یی با نام انیس انتشار یافت.  دلیل اصلی تداوم نام انیس این است که با نیات آزادانه به عنوان نخستین نشریه ی مستقل، خصوصی ویا غیر دولتی شروع به نشرات نمود. شهرت محی الدین خان با صفت انیس نیز از همین نام جریده ی انیس ناشی شده است. زیرا پیشتر از آن از طرف خود او به عنوان تخلص در جایی نوشته نشده است. انسانی که مؤسس وناشر آن جریده ی با شهرت نیک بود، ویژه گی هایی را در زنده گی خویش به نمایش نهاد، که در تاریخ سده ی پسین کشورما بی مانند است. به موارد چند اشاره می نمائیم :

غلام محی الدین، دوران کودکی وبخشی ازجوانی خویش را درمصرسپری نمود. پس از کسب استقلال، درحالی که تسلط وتوان لازم برای خواندن ونوشتن به زبان فارسی را دارا نبود وبیشتر زبان عربی می دانست، به وطن برگشت ودر هرات جای گرفت. با شادروان غلام سرورجویا آشنا شد. درپی فراگیری بیشترزبان فارسی همت گماشت. ازگرفتن وظایف دولتی انصراف جست وبیشتر خود را به امور روشنگری نسل جوان و مامورین حکومتی معطوف کرد.(1 ) برای این منظور نخست کتاب " ندای طلبه معارف" (2) را درسال 1302 خورشیدی درهرات به نشرسپرد، سپس راهی کابل شد. مطبعه ی ساده یی را پی افگند و جریده ی انیس را انتشار داد(15 ثور 1306 ‏خورشیدی ).

 محتویات جریده ی انیس حاکی از موضع اصلاح طلبانه و نقادانه است. موضع انتقادی اش از طرف اصلاح ناپذیرانی که دستگاه امانی را به فسادگستری بیشتررهنمون می شدند، تحمل نمی شد و جریده را به تعطیل می کشانیدند. باری محمد ولیخان کفیل سلطنت بود که به یاری او شتافت وجریده ی مظلوم را از عذاب توقیف رهانید. (3)

با پیروزی شورش های مخالف نظام امانی چندی درکابل بماند و کوتاه مدتی مدیریت جریده حبیب الاسلام را عهده داربود. ازکابل فرار کرد و روی به سوی جبهه  یی برد که محمد نادرخان، با هزار رمز و راز در رأس آن قرار داشت. به کابل برگشت و کتاب " بحران ونجات " را نوشت. در این کتاب در چارچوب محدودیت های استبدادی، توفیق یافت که برخی برداشت های بحران شناسانه ی خویش را از عوامل بحران و شوروش های زمانه ی امانی  بنویسد. اما، آنگونه که حکام تازه نفس آرزو داشته اند، به فحش وناسزا گویی های که بقیه فرصت طلبان روی آورده بودند ، متوسل نشد. و درحالی که سخت بیمار بود واز مرض سل رنج می برد، مسؤولیت انتشار انیس را شادوران جویا به عهده گرفت.  محی الدین خان مانند بسیاری از نخبه گان وچیز فهم های جامعه به زندان سپرده شد. در زندان دهمزنگ کابل درنیمه شبی ازسال ١٣١۷ خورشیدی،درحالی که سر بر زانو های شادروان صالح پرونتا نهاده بود، جان بخشید. مطابق قولی "انیس را نیمۀ شب با دو تن دیگر در حضیره، بردیسی ها (مسافران) عقب زندان ‏وحشتناک دهمزنگ دفن کردند . . . "

پسرش ( فرید) گفته است : " ... مادرم می گفت، روزی به خاطر دیدن پدرم، مرا با خود به زندان برده بود، ولی کوتوال ها نگذاشتند که من ومادرم، پدرم را ببینیم. آنها حتی حاضر نشدند قبرپدرم را نشان بدهند. فقط همین قدرکردند که سه قبر را برای ما نشان دادند و گفتند یکی از همین هاست."

برخی نظریات شادروان غلام محی الدین خان انیس را بعدتر به نشرمی سپارم.

 

 

توضیحات ورویکردها

-----------------------

1-   این موضوع را پس از مطالعه کتاب " ندای طلبه معارف " به وضاحت می توان یافت.

2-   کتاب "ندای طلبه معارف" درسال 1302 خورشیدی درهرات به نشر رسید. یادآوری های امتنان آمیزی که محی الدین خان دربرگهای نخستین کتاب از شجاع الدوله خان غوربندی وامداد او آورده، حاکی ازموافقت شجاع الدوله غوربندی با محتوی کتاب است. شجاع الدوله درآن وقت" رئیس هیئت تنظیمه ی هرات و وزیر عمومیه امنیت" بود . اینجانب چند سال پیش کتاب نامبرده را برای چاپ دوم آماده نمودم که در انتظار چاپ ونشر به سرمی برد.

3-   انیس به تاریخ 24‏حمل به ساعت 11 ‏( 1307) قبل ازظهر به محکمه کشانیده شد. مامورین موظف دفتر جریده انیس را مهر و لاک نمودند . این مصادره تقریبأ سی ساعت دوام کرد. اما به دستور محمد ولیخان کفیل سلطنت آزاد شد.مراجعه شود به رساله " محی الدین انیس" نوشته جناب کریم روهینا.( چاپ  سال 1367 کابل).

 

 

شعری که سرچشمه ی آگاهی از ستم ها است

هنگامی که دربرگهای ادبیات پیشینه ی کشور خویش می نگریم، در بسا موارد چهره و فریاد مظلومانه یی را می بینیم ومی شنویم که روی به سوی ما دارد. شعر عزیز و آمیخته با ناخشنودی های اجتماعی را می نگریم که سده ها است بار چنان فریاد ها وپیام ها را بر دوش کشیده است. . . 
شعری از طرف مرحوم محمود طرزی با عنوان شعر هزاره گی در سراج الاخبار به نشر رسیده که از شاعر آن نامی نیست . منظور طرزی، نشان دادن ویژه گی های محلی و حسیات مختلف در مناطق مختلف است. از راه این شعر،با سیمای رنج آمیز مردم خویش بیشتر آشنا می شویم. تصویری را که این شعر در ظاهر ساده از وضعیت مردم وعمال حکومت ارائه نموده، از طرف بقیه منابع تاریخی تأئید می شود. از آن رو است که با حمل چنان درون مایه غنامند، سرچشمه ی آگاهی تاریخی ما نیز است. بازتاب فشار های طاقت سوز ناشی از مالیه ستانی ها ورفتارهای ناروا و ظلم آمیز با مردم هزاره ی کشور، در این شعر، درواقع شرح مفصل دردها وناخشنودی های گسترده تر می باشد. از خلال روایت شعر بر می آید که به احتمال بسیار مربوط به زمانه ی امارت امیر عبدالرحمان خان ویا فرزندش امیر حبیب الله خان است. 


لطف نموده این شعر را بخوانید:

 

ای خدا سینۀ مو قاقروق شده، دق دق موکنه

ناظر از ما طلب مال بناحق موکنه 

موصلانش ز سر قار و غضب آمده بود 

غر زده، فش زده و اوقره را ابلق موکنه

مو گومش: روغون صاف و جو وگندم ندوریم 

موگه غلغل تو نکو ، بوزک تو بق بق موکنه.(1)

 

***
(1)مقالات محمود طرزی. ص 741. کابل . انتشارات بیهقی. 1355 خورشیدی. تهیه کننده جناب روان فرهادی







به دیگران بفرستید


دیدگاه ها در بارۀ این نوشته

نصیرمهرین12.08.2015 - 16:17

  سپاسگزارشماجناب اقای عزیزالله انیس. خوش می شوم اگر به کمبود ها اشاره شود ویا مواد تکمیلی وممکن را بیفزایید.

نصیرمهرین 12.08.2015 - 16:20

  سپاسگزار جناب اقای دوکتور عبیدالله فضلپور.

عزیزالله انیس07.08.2015 - 09:34

 من منحیث نواسه غلام محی الدین انیس به شما سر تعظیم پائین وادای احترام مینمایم که با دیده قدر یادی از شخصیت های نامدار کشور منجله شادروان محی الدین انیس را نموده اید. خوشا به حال ملت ما که مانند شما فرزندان دانا و دلسوز را دارند.

نصیر مهرین04.11.2014 - 22:02

 هم میهن گرامی درود بر شما. سعی خواهم داشت که از عزیزان بیشتر دلسوز جامعه ومردم که میسر ومقدور است یاد شایسته به عمل اید. با حرمت . ن.مهرین

دوکتور عبید الله فضلپور03.11.2014 - 18:20

 موضوع دلچسپ وخواندی بوده معلومات خوب داده شد.خیلی عالی است.شخصیت های عالی مرتبه ودلسوز جامعه چون سرور جویا و محی الدین انیس.
نام

دیدگاه

جای حرف دارید.

شمارۀ زیر را درج کنید
   



نصیر مهرین