غلط فهمی ها در مورد فَتوا

۴ عقرب (آبان) ۱۳۹۵

سؤالِی داشتم در بارۀ فَتوا ی دینی و اینکه در کدام شرایط فَتوا داده می‌شود و کی می‌تواند فَتوا دهد . آیا فَتوا کار علماست و یا مردم عادی هم میتوانند فَتوا دهند؟

الفتوی  کلمۀ عربی است و به معنی پاسخگویی به مسایل مشکل شرعی یا قانونی است. از نگاه تعریف در تسنن عبارت است از «خبر دادن از حکم الهی در موضوعات کُلی به استناد دلایل چهارگانه در فقه  یعنی کتاب ، سنت، عقل و اجماع  اعم از آنکه به صورت خبر القاء شود و یا به صورت امر» در مذهب شیعه ، از نگاه تعریف  فَتوا عبارت است از «نظر مجتهد در باره وظایف شرعی افراد که بصورت کُلی بیان می‌شود

غلط فهمی اول این است که مردم می‌گویند “فتوای دینی” .در دین کسی فَتوا داده نه می‌تواند زیرا دین از طرف خداست و خاص خداوند است. همه چیز را به بشر بیان داشته است. اما  وظیفۀ یک شخص که فَتوا می‌دهد قرار ذیل است: اول سؤال دین را جواب می گوید. دوم دین را به شکل اساسی آن به مردم خبر می‌دهد و سوم  در صورتی که در قرآن و سنت تذکری از یک موضوع نشده باشد راه حل پیدا میکند

 غلط فهمی دوم این است که مردم طوری فهمیده اند که فتوی باید در چارچوب قرآن و سنت باشد و شخص فَتوا دهنده قرآن، سنت، ناسخ و منسوخ و مطالب  دیگر فقهی را  بداند تا فَتوا دهد . سود در قرآن حرام گفته شده است و اما داکتر یوسف قرضاوی وقتی که آمریکا آمد سود را برای مسلمانان که در یک کشور غیر اسلامی زندگی دارند روا دانست . این کار او درست بود زیرا اول اینکه فقه در جهان اسلام و غیر اسلام تفاوت می‌کند؛ دوم کسی که اسلام را از دل و جان قبول کرده است میداند که در اسلام دو چیزقطعاً وجود ندارد. یکی محرومیت و دوم ضرر. فتوای قرضاوی به اساس قرآن نبود و اما راه حل برای کسانی بود که در غرب زندگی میکنند.  غلط فهمی سوم این است  که فَتوا با اینکه  از تعریف آن پیداست  که خبر دادن ار حکم الهی در موضوعات کُلی است اما کار پیامبر نیست زیرا پیامبر (ص) وحی را می‌گرفت و ابلاغ میکرد نه اینکه فَتوا صادر کند.  اما پیامبر با نزدیکان به شمول همسران مشوره میکرد. پیامبر به اساس هدایت قرآنی ابلاغ میکرد و هشدار میداد و اما فتوی نه میداد. سخن پیامبریا وحی بوده است و یا به او الهام میشد .

 نکتۀ  اساسی و مهم این است که فَتوا وقتی صادر می‌شود که در نص قرآن و یا  سنت و یا حدیث تذکری نباشد. در صورتی که یک  اشاره و یا تذکر باشد احتیاج به فَتوا نیست طور مثال ما میدانیم که نماز پنج وقت برای مسلمین فرض است. درین مورد فَتوا کار نیست. اما اگر پنج نفر در یک سفر به سواری موتر می‌باشند و نماز ظهر روا می‌شود و باد و باران  به اندازۀ شدید است که  دور از تصور انسانی است و نمیشود حتی از موتر پیاده شد درین صورت سه حالت می‌تواند اتفاق بیفتد: حالت اول این است که پنج نفر با هم مشوره میکنند که چگونه درین حالت نماز ادا کنند. حالت دوم این است که همان شخص مورد اعتماد را امیر می‌سازند و هر چه او هدایت داد ، همان‌طور عمل میکنند و حالت سوم این است که هر کس برای خود تصمیم میگیرد که در داخل موتر نشسته نماز ادا کند و یا پسان تر که باران و طوفان آرام شد ادا کند. فَتوا یک نظر است و مسلمان مجبور نیست حتماً قبول کند زیرا مسلمان حق دارد برای  شخص خود و خانوادۀ خود فتوی دهد و این غلط فهمی چهارم است که  وقتی یک فتوی داده می‌شود مردم فکر میکنند که همه باید قبول کنند. فتوا از جانب یک شخص است و به استناد عقل اوست.  در آمریکا وقتی فتوای اجازه سود داده شد یک عده مردم گفتند این نظر قرضاوی با قرآن هماهنگی ندارد و قبول نکردند و یک عدۀ دیگر قبول کردند.

  اساس عمدۀ علم فَتوا در عقل نهفته است که عالم ، مجتهد و یا عابد چگونه می‌تواند  برای حل یک مشکل از عقل کار گیرد وراه گشای مردم شود. مردم عادی هم حق دارند فَتوا دهند در صورتی که فتوای شان یک مشکل را  می‌تواند بر طرف کند. باید در یک مورد بسیار شفاف باشیم که فَتوا یک تصمیم برای حل مشکل است نه اینکه هرو مرو قانون گزاری باشد. زیرا حل مشکل می‌تواند بعضی اوقات قسمیکه مثال قرضاوی را آوردیم  در راستای قرآن نباشد و اما قانون   در اسلام باید و حتمی با اساسات قرآن و سنت باشد وقتی که ما در یک کشور اسلامی زندگی داریم

یک مثال حل مشکل را از زندگی خود خدمت شما تقدیم می کنم. چند سال قبل در شمال کلیفورنیا من در مراسم یک جنازه شرکت کرده بودم. به اصطلاح کابلیان باران پیاله پیاله می بارید و فوق‌العاده شدید بود. درماه فبروری قرار داشتیم و بسیار هوا سرد. مردم سرد شان شده بود. در زمان دفن، گِل و لوش به اندازۀ زیاد بود که مانع حرکت  تراکتور که قبر را باید خاک می انداخت و بسته میکرد ، شده بود. جوان را که به حیث خطیب دعوت کرده بودند که خطبه بخواند نه می‌دانست چه کند. من فوراً فَتوا دادم که سه بیل خاک بیندازند و سر قبر با یک تخته چوب بسته کنند و بعداً می‌آییم و قبر را مکمل خاک اندازی می‌کنیم و قبر را بسته می کنیم. این کار فوراً صورت گرفت و مردم به خانه‌های شان رفتند و برای من تیلفون ها کردند که اگر همین فَتوا را من نه می‌دادم مردم از سردی هوا  بسیارمریض می شدند .دو موضوع در مورد فَتوا مهم است که یاد آورد شویم. یکی برای اینکه رفع مشکل شود که درین صورت دانستن همه علوم قرآنی و اسلامی مانند ناسخ و منسوخ  و غیره لازم نیست و شخص عادی هم می‌تواند فَتوا صادر کند. سند ما درین مورد این است که  وقتی از پیشوای اسلام پرسیدند که در صورتی که در قرآن و سنت جواب خود را نیافتند چه باید کنند؟ مبارک جواب داد از مؤمنین عابد نظر بگیرند. دوم اینکه وقتی یک قانون وضع می‌شود که آن باید با اساس علوم قرآنی  و اسلامی باشد که آن هم نظر به شرایط زمان و مکان تفاوت میکند . طور مثال اصول فقه در دارالاسلام  یعنی  کشور اسلامی و دارالحرب  منطقۀ که  قانون اسلام در آنجا نافذ نیست ، تفاوت دار د

 به اساس پنج اصول فَتوا صادر میشود

اول : به اساس عدالت. قرآن در ین مورد می‌گوید و اِذا حَکَمتُم بین الناس اَن تَحکمو بالعدل یعنی وقتی که بین مردم حکم میکنید با عدل حکم کنید. از آنجائیکه فَتوا می‌تواند یک حکم برای حل یک قضیه باشد، پس عدالت همیشه در اسلام مطرح است  زیرا اسلام دین عدل است.عدل در فتوی اساسی‌ترین پایۀ فَتوا شمرده میشود. عدل در لغت توازن  و اعتدال معنی میدهد. با فَتوا شخص مفتی یک توازن را به وجود می آورد. فَتوا چه در ساحۀ حل مشکلات باشد و چه در ساحۀ قانون گزاری باشد باید به اساس عدل استوار باشد و این موضوع است که  در بیان مسأله فَتوا کمتر توجه شده است.انسان  از دید اسلام شناسی در سه حالت اشتباه میکند و یا بیراه می‌شود اول زمانی اشتباه می‌کند که خداوند را فراموش کند و دوم  از نادانی اشتباه می‌کند و سوم وقتی که عدالت را مطرح نکند. بهترین مثال از بی‌عدالتی ،  فتوای داکتر یوسف قرضاوی در مورد انتحاری های فلسطین بود که فَتوا داد برای حصول حقه آزادی خود میتوانند حملات انتحاری کنند.  به همان اندازه که فتوای قرضاوی در مورد سود کار مسلمانان  را در غرب حل کرد به همان اندازه فتوای انتحاری اش جهان اسلام را به آتش کشید و این فتوی به اساس عدل نبود . جهاد فی سبیل الله با خود کشی نیست. حقوق سیاسی در صورت  جهاد است و آن شرایط خود را دارد و  باالاخره حقوق سیاسی در جهان امروز با مذاکرات صورت میگیرد نه خود را و مردم بی‌گناه را منهدم کردن

  اساس دوم در فَتوا  برای  خیر مردم است. درین مورد قرآن می‌گوید «هو خیر الراحمین» «وهو خیرالرناصرین »  «و احسنواان الله یحب المحسنین». فلسفه خیر و نیکویی برای مردم در اسلام  بسیار وسیع است و یکی از وظایف عمدۀ مردم  خیر رساندن به همدیگر و نیکویی کردن است . چون انسان خلیفۀ خداوند در روی زمین است و خداوند عادل است پس انسان که خلافت میکند باید عادل باشد. چون خداوند نیکو کاران را دوست دارد پس انسان باید نیکویی کند و ازین لحاظ است که فتوی باید به خیر و نیکویی و راه گشایی مردم به سوی تعالی باشد

  سوم  فتوی باید با شرایط زمان و مکان سازگار باشد در غیر آن نتیجه  بالعکس میدهد. چون انسان و علم در پیشرفت است ، فَتوا باید نه تنها مشکل را مرفوع سازد باید در پیشرفت انسان کمک کند. بعضی فَتوا های گذشته کار مسلمان امروز را حل نه می‌کند زیرا با شرایط زمان و مکان ما هماهنگی ندارد 

چهارم فَتوا می‌تواند برای یک مقطع زمانی باشد و یا نباشد.  مثال دفن میت که در بالا یاد آور شدیم یک مقطع خاص زمانی بود نه برای همیشه و یا سود هر کسیکه درین کشور زندگی می‌کند می‌تواند با سود خانه بخرد  و اما در یک کشور اسلامی که بانک داری به اساس اسلام باشد نه می‌تواند سود دهد

پنجم قسمیکه گفتیم فَتوا در امور دین نیست  زیرا دین از خداوند است و در شرایط امروز عالم دین نه می‌تواند برای هر مسأله فَتوا دهد  زیرا ساحۀ علم روز بروز وسیع شده می‌رود و باید از اشخاص فنی و مسلکی کار گرفت و اجازه خواست. بسیار مضحک است که ما یک موضوع  تکنالوژی را به عالم دین راجع کنیم در حالیکه او حتی اساسات ریاضی را آشنایی ندارد. یعنی مسایل بغرنج ساینس و تکنالوژی باید از اهل آن  برای حل مشکل فَتوا درخواست نمود 

 خواهش من از آنان که درین راستا کار میکنند کوشش کنند تا موضوعات را عام فهم بنویسند  تا همه مردم مستفید شوند.







به دیگران بفرستید


دیدگاه ها در بارۀ این نوشته

بایقرا از میمنه01.11.2016 - 05:19

  هزاران بار منکرم و صد هزاران متنفرم ازین حهاد که با فحشا و محارم و رنان شوهر دار از جانب کشور های دومی سومی و چندمی به دستور دین فروشان و حاکمان فاسد که خود هارا سردم دار مسلمانی جا زده اند صورت می گیرد .

نسیم از شهر ستاره یعنی ولسوالی جرم01.11.2016 - 05:27

  صد شکر که ملا - شیخ - مفتی و آخند نیستم و یک رند خراباتی استم و خدا شناس و پابند ایجابات انسانی و اخلاقی ...

کرامت الله پشاور05.11.2016 - 21:03

  «ز ما بر صوفی و ملا سلامی /// که پیغام خدا گفتند مارا ولی تاویل شان در حیرت افگند /// خدا و جبرییل و مصطفی را» سخن ار داکتر اقبال. این در باره فتوا های مطلب آمیز است

گوهری کابل31.10.2016 - 16:33

  در باره این شرم بزرگ اسلامی و گناه عظیم نابخشودنی شکایات - نظرات و درد ها از داخل و خارج شهرو ده بلند است .اما متحیرم که حضرات مولانا ها - مولوی ها -استادان دینی و سایر عمامه به سران که خود را واثین ذات اشرف پیغمبر ص میدانند چرا خاموش و مهر بر لب اند .آیا وقت آن نیست جان نثاری کنند و به پا خیزند ؟؟

حلیم پٰوهشی افغانستانی از مازندران31.10.2016 - 16:20

  آیا با وجود بیان صریح سوره الکافرون و آیه آخر آن که قاطع -ساطع- جامع و لامع است باز هم فتوی به جهاد آنهم جهاد نکاح ( فحشای واضح ) جهاد نکاح با محرمات و زنان شوهر دار که این آخند ها بنام جهاد در حقیقت به حمایت قاطع حاکمان فرمان میدهند آنهم جنگ در کشور ثالث و رابع و جغرافیای طبعی و سیاسی دیگر روا و جایز خواهد بود عقل و خرد انسانی چه میگوید ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

حیات الله منشی جرمنی29.10.2016 - 21:18

  اقای داکتر فرید یونس ! حیف معلومات شما که خیلی ترس دارید بالای فتوی در موضوعات کوچک چون قبر و یا خفه نشوید مانند بسیار دیگر در حیض و استنجا می پیچید اما موضوعات بزرگ و استخوان سوز که نه تنها معتقدین اسلام را رنج جانکاه میدهد که پیروان دیگر ادیان را به شمول ادیان غیر ابراهیمی به حیرت انداخته و ما از شرم سر بالا نمیتوانیم متحیر و متعجب ساخته .

جمال کابلی29.10.2016 - 20:57

  اقای م.شریف خطاط کسانیراکه فتوی نکاح به محارم و زنان شوهر دار و دختران برای حفظ جوشش جنگ در سوریه وغیره داده اند مانند داکتر و استاد علوم دین با گروپ آن که تعدادشان کم نیست همه مساعدین حاکمان کل اختیار عربستان سعودی اند که از منابع قدرت تقویه میشوند وبه گمراهی خود افتخار می کنند ای وای و صد وای به دامن پاک دین . این گونه فتواها را در دیگر ادیان دنیای امروز نه شنیده ایم من به علمای سر تا سر جهان حیرانم و دست حیرتم زیر دندان است . مردم عاجز را به گیاهی از خطا به مجازات می کشند و قدرتمندان رابه خرمن و جهان از گناه نه می بینند

نور محمد مخمور28.10.2016 - 05:39

  به دریافت و درک من همین فتوا های سیاسی - ادیان مخصوصآ اسلام را به فرکسیون های متعدد و جنگ افروزی تبدیل کرده و سبب اخلال زندگی بشر شده است

بهارستانی28.10.2016 - 05:35

  لطفآ التقادی به صحت آن التقاطی تصحیح شود سهو تایپ است

م.شریف خطاط28.10.2016 - 05:45

  به اعتقاد و تجربه من عقل بهترین کار ساز است . آیا شما فتوای شیخ ناصر عمر داکتر و استاد علوم دینی از گروه سلفی های داغ و وهابی را مانند م.عریفی -سلمان عوده - سفر الحوالی و غیره با عقل برابر میدانید ؟؟؟؟؟؟؟؟ جهاد نکاح با زنان شوهر دار دختران و هم محارم مثل خواهر را حلال دانسته و بران تاکید دارند باجهاد نکاح میتوانند در ۲۴ ساعت با چندین نفر نکاح کنند و بهره جنسی بگیرند و طلاق دهندو فی الزمان با دیگری خواب و خیز کند عشق درزی کثیف کنند و . . . . . . در جنگ جهانی طرفداران در گیر جاپانی ها و غیره همین کار را میکردند و جنگجویان راخوش و از لحاظ نیاز جنسی متمتع میساختند مانند نکاح متعه و صیغه در صدر جنگ های . . .

کریم حقجو28.10.2016 - 06:42

  در فتوا ها راه خود را گم کرده ام حقیقت په دنیا هومره شو نایابه // چه سند نه شم پیژندلی له سرابه (حقیقت به دنیا چنان شده نایاب // که (دریای) سِند نتوانم تفکیک از سراب)

م.ش.ف26.10.2016 - 13:04

  گفتید انسان خلیفه خدا در زمین است اما در مریخ و سایر سیارات که عنقریب انسان ساکن خواهد شد چه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

حکیم حلیم کابل26.10.2016 - 13:21

  در باره فتوی جهاد نکاح و فتوی ازدواج با محرمات چه میگویید و چه میداند . اگر ناروا است که منصوصآ و عقلآ (است ) پس چرا شما عالمان در هر کجایی که هستید خاموشید و چیزی نه میگویید

انعام بلوچ26.10.2016 - 13:34

  شما گفتید که مسلمان در کشور غیر اسلامی که مورگیت رواج دارد سود بدهد پس میتواند سود هم بخورد .اگر میتواند آیا میتواند دیگر اعمالی را که در کشور اسلامی منع و در کشور غیر اسلامی جایز است اجرا کند. متوجه باشی آغای فرید که ساحت این اعمال گسترده است مثلآ ایا میتواند با زن غیر نکاحی عمر به سر ارد یعنی پاتنرشپ

الحاج سلیم بهره مند26.10.2016 - 13:58

  فکر میکنم بلکه متیقینم منشآ اختلافات و انشعابات در همه ادیان عمومآ و در اسلام خصوصآ همین فتوا است که دین را هم ابزارسیاسی ساخته و هم بهره کشی برای مال و قدرت ای کاش علم و تربیت عام میبود تا هر کس از روی درک خود به دینداری می پرداخت

یونس یوسفی از پاکستان26.10.2016 - 14:05

  آیا میتوان هر فتوایی را کار بست و بین چند فتوا حق را چگونه فهمید .هیچ کس نمیگوید دوغ او ترش است .اگر خوننده خودش قوه قضاوت بین درست و نا درست داشته باشد پس رجوع به فتوا لزومی ندارد

کامیار کابل26.10.2016 - 14:12

  این را درست گفته اند که هرکه از ملای خود متابعت کند اوزبک از اوزبک تاجک از تاجک بللوچ - عرب - ایماق - ترک - ترکمن - پشتون - تمام زی ها -هزاره هرکدام از ملای قوم خود تبعیت داشته باشد و الا فتوا ها همه اختلاف آور و گمراه کننده هم است

بهارستانی26.10.2016 - 14:21

  من در پرتو خدا باوری اعتقاد دارم که آیه قران در مورد چهار زن به یک شخص در یک زمان غلط ترجمه و تفسیر شده آن در موردایتام و یتمی است نه به طور عام . تحلیل و فتوی ملا ها که به غریزه خود از همه بیشتر علاقه مند هستند به متن صریح نمیماند واین در یک جا آمده و بس دلایل التقادی - انتزاعی وجوانبی خلاف حکم صریح قرآن است ارینجا است که به نظر من فتوی رنگ انتفاعی دارد . چنانچه فتوای جهاد نکاح و محرمات از گلو و زبان سیاسیون اسلامی است
نام

دیدگاه

جای حرف دارید.

شمارۀ زیر را درج کنید
   



داکتر فرید یونس