پیدایش قبایل افغان (پشتون) در خراسان (افغانستان)

٢٨ قوس (آذر) ١٣٩٠

ازشگفتی های تاریخی خراسان بزرگ، یکی هم ورود تدریجی "قبیله" های پشتون دراساس مناسبات تنگاتنگ عشیره ای وقبیلوی وره یافتن آنها به سلطه سیاسی درتاریخ معاصرآن درقرن هجدهم میلادی می باشد. آنسان که منابع تاریخی اذعان می دارند، حضوراجتماعی، فرهنگی وتاریخی این قبایل درمیان ده ها قوم وقبیله دیگردرسرزمین خراسان بزرگ پیش ازقرنهای چهاردهم وشانزدهم به قول ادرسی مورخ عرب کم رنگ جلوه می کند.

براساس رخداد های اجتماعی وتاریخی برای اولین بار حاکمیت آن ها درین جغرافیا درپی رقابت های منطقوی دولت های همسایه وپایان اقتدار نادرافشار خراسانی شکل گرفت. با توجه به ناهم خوانی های تاریخی درزمینه تکامل اجتماعی درموجودیت نظام قبیلوی مسلط درمیان ایشان، با دستیابی به اقتداردولتی درقندهاردرسال1747 درپی حملات احمدشاه ابدالی موسس اقتداردودمانی آن ها درپهنای هندوخراسان، دست به قبضه نمودن حاکمیت های سیاسی محلی واحمال قدرت برمسکونان وطوایف هم جوار که سال ها وسده قبل ازآنها از مرحله مناسبات زنده گی قبیله ای گذشته اند؛ زدندوباقرارگرفتن درمسند قدرت وبه کارگیری خصایل وسلیقه های قبیلوی بن بست هاوچالش های اجتماعی، اقتصادی وفرهنگی رابروی اقوام همزیست وهم جوارشان مسبب گردیدند. 

باین تشکیل کشوری بنام "افغانستان" با یک نوع حاکمیت ستیزه گرانه جنگ سالار قبیلوی وانارشیسم ناشی ازمجموعه تضاد های قبیلوی ودومانی سلاطین وسرداران( سدوزایی ها، بارکزایی ها ومحمد زایی ها)پا به صحنه قدرت وتاریخ گذاشته است. نه برپایه تکامل تاریخی ودست آوردهاو کارکردفرهنگی که غالباً دودمان های دیگردولت سازرا به صحنه تاریخ آورده است. 

پروفیسورمورگنسترن درموردمنشای قبایل افغان نوشته است: "پکتوکی"( اولین بارتوسط هرودوت بکاررفته) یکی ازیازده قبیله آریایی بود که ازجنوب دشت های آسیای میانه حرکت کرده، سلسله هندوکش راعبور ودردامنه های کوه های سلیمان جایگزین شدند. طبق اسناد تاریخی که خود مورخین افغان(پشتون) ارائه کرده اند، افغان ها ابتداء در نواحی غورکنونی وغرب آن ساکن شده وبعداً به نواحی جنوب رفته اند، زیرا : "چون این طایفه از صدمه قتل وغارت بخت النصر بابلی کلدانی از ممالک شام وبیت المقدس جلای وطن گردیده وبه جبال غور([1]) رسیده ودر جوارمردم غور که از نسل ضحاک تازی بوده اند، سکونت اختیار کرده اند...به مرور ایام فرقه غوری حلیفی وبرادری افاغنه اختیار نموده نیکی وبدی ترویج ازدواج وغیره با افاغنه گشته معروف به افاغنه شدند..."([2]) 

مورخین اسرائیلی عقیده دارند: حضرت موسی(ع)حین خروج ازمصربادوازده قبیله ازبنی اسرائیل خارج شده ودرفلسطین مسکن گزین شدند که این دوازده قبیله بنی اسرائیل بنام های(بنیامن، روبین، لاوی، یهودا، جاد، اشیر، زبولون، ساعر، یوسف، نفتالی، دان وشمعون)یادمی گردیدند، وازین جمله دوقبیله آنها(بنیامن ویهودا)درجنوب فلسطین جابجا شده که یهودیان امروزی ازنسل آنها می باشند، ولی متباقی ده قبیله دیگردرشمال فلسطین جابجاگردیدند که بعداً ازآنجابه مناطق دیگرمهاجرشدند وبنام قبایل گمشده یهودی مسمی گردیدند.([3])

باوردیگرآنست که"افغان" ازلفظ "افاغنه" یا"افغنه" که ازدودمان بنی اسرائیل می باشد گرفته شده است. مونت استوارت الفنستون درزمینه مینویسد: "براساس این عقیده آنان ازدودمان افغان، پسرارمیاIrmia یابرکیاBerkia [برخیا] پسرسائولSaul پادشاه بنی اسرائیل اند، وهمه تاریخ های این ملت ازمیثاق های یهود، ازابراهیم تاروزگاراسارت آغازمی گردد."([4]) درکتاب مقدس تورات ازشاوول(سائول)منحیث اولین پادشاه یهودی درسرزمین فلسطین نام برده شده است. 

درکتاب نژادنامه افغان نیزباکمی تفاوت می خوانیم: "وراقم مخزن افغانی این طایفه راازاولاد "افغنه" نام پسرارمیا، پسرآرمیاسپه دارقشون حضرت سلیمان(ع)برسبیل خود تراشی ثبت ومقام گزیدن شان راپس ازاستیلای بخت النصربربیت المقدس وانتشاربنی اسرائیل ازآنجا درکوه غور وفیروزکوه وجبال خراسان، مرتسم وازاولادقیس ابن عیص که یکی ازآنهاست، ذکرکرده است.([5]) 

درکتاب "مخزن افغانی" که درقرن هفدهم تالیف گردیده است، آمده که "جد اعلی پشتون ها شخصی بنام "افغانه" بوده که درعهد داود نبی(ع)میزیست. افغانه درهنگام پراگنده گی ونسل کشی یهودیان، بااولاده خود به جبال غور پناه برده، درآنجا اقامت گزید. پس ازاعلام دین مبین اسلام، رئیس این طایفه که "قیس" نام داشت، دین جدیدراپذیرفت ودرراه نشروتبلیغ آن به جهادپرداخت. قیس زمانی که به مدینه رفت توسط خالدبن ولید سردارمعروف عرب که بااو وابستگی قومی داشت، به حضورپیامبربزرگ اسلام(ص)مشرف گردید. حضرت پیغمبر(ص)نام اورابه "عبدالرشید" تبدیل نمود وبه علت خدماتش درراه اسلام اورابه "پتهان" که به موجب این روایت درمعنی تیرچوب زیرین کشتی می باشد، ملقب ساخت."([6]) امادراین که "پختون" و"پتهان"همان "پشتون" است، تردیدی وجودندارد. مجموع قبایل "پختون" و"پختانه" خودراازریشه "پتهان" می دانند. کتب تاریخی چون "افغانستان درپنج قرن اخیر"و"تاریخ تحلیلی افغانستان" باین مسئله اشاره دارند که "پتهان" یکی ازبرادران گمشده یکی از قبیله های یهودی بوده است. این نام درمنابع اولیه اسلامی چون حدودالعالم، آثارابوریحان بیرونی، فردوسی، بیهقی، منهاج السراج جوزجانی، تاریخ نامه هرات وغیره به "افغان" و"اوغان" درآمده ودرشناخت آن تفصیلاتی وجوددارد مبنی برینکه، افغان نام یکی ازپسران سلمه(ساول)یهودی الاصل بوده است.([7])

البته بی نیازازاثبات خواهدبود که منظورازکلمه "افغان" همین "پشتون" است که افغان شناسان هردونام رامترادف خوانده اند. 

هانی شاکرپژوهشگرعرب دررساله" افغانستان" (بیروت1975) و محمود شاکر درمورد افغان فکر مشابه ای دارد، اما به عوض نام داود پیغمبر درهم پیوندی ریشه ای این قوم، نام یعقوب پیغمبررابه کاربرده است: "منظورازکلمه "افغانستان" سرزمین مردم افغان است، وواژه "افغان" مطابق آنچه که معروف شده ومردم نسل اندرنسل به نقل آن عادت کرده اند، منسوب به نام شخصی است که "افغانا" نام داشت. اوکه نواده بنیامن فرزند یعقوب علیه السلام بوده است، همراه باچهل تن ازفرزندان خویش، درروزگاری که فشاروغم هابربنی اسرائیل چیره شده بود به سمت شرق هجرت کرد، ودرمنطقه شرقی سرزمین فارس متوطن شد، وساکنین فعلی این سرزمین ادعادارند که نسل همان بنیامن هستند وافسانه ها وروایات واساطیرشان نیزموئید این گفته است."([8]) 

 عتبی مورخ عرب درتاریخ یمنیی "افغانه" رامعرب نام "اوغان" می شمارد، گفته می شود که افغانه یا اوغانه درجنگ های نسل کشی بخت النصربابرادران خودازاسرائیل فرارکرده دردامنه کوه های که بنام قبیله او "سلمه"، "سائول" وبعداً "سلیمان" معروف گردیده، زنده گی بدوی وکوه نشینی رااختیارکرد. 

درمورد منشاء قومی پشتون هانظریه دیگری هم وجوددارد که زیاد به میان گذاشته نشده است. "درحالیکه تبارشناسان پشتون ها راحاصل آمیزش چندین گروه قومی ازنژادهای هندو- اروپایی درطول تاریخ می دانند، آنان نسب شان رابه قیس، یکی ازاصحاب حضرت محمد(ص)پیامبراسلام می رسانند وبدین ترتیب خودراازنژادسامی تلقی می کنند..."([9]) به گواهی اسناد تاریخی حضرت پیامبراسلام(ص)نام قیس را به عبدالرشید برگرداند، وازآن پس به قیس عبدالرشید مشهورگردید. تاجائیکه معلومست کلمه افغان باراول درسده ششم میلادی توسط منجم هندی "ورهه مهیره" درکتاب بهارت "سیمتها" ذکرشده است."([10]) 

دردوره اسلامی کتاب "حدودالعالم من المشرق الی المغرب" ازقومی بنام افغان نام برده ومحل زندگی آنان رادرضمن برشمردن شهرهای هندوستان درشهر"سول" که برگرفته ازهمان "سائول" است، معین نموده است. منورسکی درتثبیت محل "سول" درحدودالعالم، نخست به حواله بیرونی درقانون مسعودی آورده است که درجاده گردیزتاملتان، پس ازگردیزفرمل یاپرمل واقع است؛ این ناحیه بنام مردم تاجیک که درآن زنده گی می کنند، شهرت یافته است ودرکنارجاده ایکه ازغزنین به بنو یعنی منطقه سندمی رود، واقع شده است. فرمل نگهر(به تحریربابر"نغر")بنووسرزمین افغانان درجنوب کابل واقع اند.([11]) نظربه تعریفی که حدودالعالم ازخراسان شرقی دارد، پشاوروتوابع آن درین حدودشامل است: "ناحیتی است که شرق وی هندوستان است، وجنوب وی بیابان سند وبیابان کرمان وشمال وی حدودغرجستان وگوزگان وتخارستان"([12]) تاریخ یمینی هم ضمن محاربات سلطان محمود ازافغانان ومحل سکونت آنان دراطراف کوه های سلیمان درهند نام برده است. ابوریحان درکتاب "تحقیق ماللهند" نوشته است: "قبایل افغان درکوه های غرب هندوستان به سرمی بردند وتابه حدودرودخانه سندمیرسند." 

([13]) کوه های سلیمان درمحل "سول" به دوشاخه شرقی وغربی تقسیم می شود، سول شاخه غربی آنست که درزمان حاضر قبیله وزیردرآنجا سکونت دارند. مولف تاریخ نامه هرات سیفی هروی(قرن هشتم هجری)سرزمین میان سرحدقندهار فعلی تارودسندراافغانستان خوانده است.([14]) اما بیشترین محقیقین نخستین کانون ظهوروشناسایی پشتون ها راکوه های سلیمان درشمال غربی پاکستان کنونی درمرکزیت "شهرمستنگ" ارائه نموده اند. مناطق شمال کوه سلیمان شامل نواحی اطراف پشاوردرین نام گذاری(افغانستان) شامل نیست. چنانکه منابع خبرمی دهندافغانان دراواسط قرن پانزدهم باین مناطق دست یافته اند. در یادداشت های منابع فوق نام گذاری افغانستان رسمی نبوده ودراسنادتاریخی وجغرافیایی عصرمغول های کورگانی هندچون "آئین اکبری" که توضیحاتی پیرامون قلمرو سیاسی آنها وجوددارد، چنین اسمی به ملاحظه نمی رسد؛ درتاریخ فرشته نام افغانستان رااززبان مردم کابل وخلج به جای کوهستان، که همانا محل زیست افغانان درکوه های سلیمان باشد به کارگرفته است.([15]) به قول تاریخ سلطانی افغان ها برای اولین بار به اجازه شاهرخ میرزا(ازامرای تیموری) دراطراف قندهارساکن شدند.([16]) 

برخی ازمنابع وشخصیت ها چون سید جمال الدین عقیده برآن دارند که "افغان" یک کلمه فارسی است که معنی "ناله وزاری" رامی رساند. مردمان فارس آن هاراافغان نامیده اند، وعلتش رااین میدانند که دراثنای اسیرشدن بدست بخت النصرناله وفریاد می نمودند، ناله وفریادرادرفارسی (افغان)گویند...گوینده گان عوام زبان فارسی آن هارا(اوغان) خطاب می نمایند...مردم هندوستان آن هارا(پتهان)می نامند. بخشی ازقبایل افغانی که درقندهارزیست می کنند، خودرا(پشتون)و(پشتان)مینامند."([17]) 

کلمات "پشتو"و"پشتون" که افغان ها برزبان وقوم خود اطلاق می نمایند تاسده هفدهم تنها درمحاوره زبانی بین مردم معمول بودودرآثارکتبی به نظرنرسیده است.. همچنان کلمه "پتهان" که غالباًشکل هندی کلمه پشتانه جمع پشتون می باشدودرنیم قاره هند مروج است، نیزدرآثارمکتوب گذشته دیده نشده وبه جای آن همان کلمه "افغان" به کاررفته است. هرچند بعضی ازمورخین کلمه افغان را عنوان پشتون های غربی دانسته اند، که درحدود هرات وقندهارسکونت دارند، وکلمه پشتون رادرمورد قبایل مناطق کوهستانی سرحدمیان افغانستان وپاکستان به کاربرده اند، که به نظرآگاهان چنین تقسیم بندی بنیاد علمی ندارد. زیرااززمان وارد شدن زبان پشتو به مرحله کتابت وخط کلمه افغان وپشتون درآثارنویسنده گان وشاعران این قوم درترادف هم به کاررفته اند. که فارسی زبانان تاهنوز کلمه افغان رادرمورد ایشان استفاده می کنند. 

درتاریخ هرات "افغان ها" آخرین دسته مهاجرین کتلوی قومی به خراسان هستند. متون فارسی دوره اول اسلامی حضورآنان رادرحواشی شرقی افغانستان کنونی معلومات داده اند. بقول تاریخ نامه هرات تاآغاز دهه سوم قرن هشتم(723هـ ق)افغان ها ازساحه افغانستان تاریخی به جانب خراسان یعنی افغانستان کنونی گسترش نیافته بودند.([18])

 سیفی هروی شهرها، محلات وقلاع ذیل رادرمحدوده افغانستان برشمرده است: مستنگ(پایتخت افغانستان)کهیرا، دوکی، ساجی، تیری، یاتیرا، خاسک، جاول[درابن]محل اقامت قومی "سورنا"[سروانی یاستریانی]کنکان ونهران(درهفتاد فرسخی جنوب دوکی [قاضی گهار- واقع درغرب کوه های سلیمان مهتریاکوه سیاه تشکیل کننده دیوارغربی رودسند]([19]) 

منابع عربی پشتون هارا"سلیمانی" می خوانند که وجه تسمیه آن مسلماًً ازمحل سکونت اول این قوم درکوه های سلیمان منشاء می گیرد. نظریه سلیمانی بودن افغان ها که درقدیم ترین تواریخ مانند "تاریخ خان جهان" یا "مخزن افغانی" تالیف خواجه نعمت الله هروی بن خواجه حبیب الله(سال تالیف1018 هـ.ق.)درج است ودربین اقوام افغان طرفداران زیادی دارد. هم احمدشاه وهم زمان شاه خودراسلیمانی خوانده اندو زمان شاه درنامه ای به سلطان ترکیه پس ازنام خود کلمه "سلیمانی" راآورده وازامیرشیرعلی خان تاامرای بعدی باین عقیده پای بند بوده اند. "ازوقایع تاریخی چیزی که جالب توجه سرداراحمد شاه خان وزیردربارافغانستان درحجازگردیده بود، یکی عمارت "حاجی خانه افغان" بود، یعنی کتیبه ای که درحاجی خانه قدیم معروف به(رباط سلیمانی)واقع درمکه معظمه بوده است وآن یادی ازکارنامه های شان دارپادشاه معروف افغانستان احمدشاه درانی می دهد."([20]) این رباط به امرشاهنشاه درانی دربلده مقدسه معلی اعمارگردیده ودرآن چه درانی وغیردرانی هرافغانی که وارد گردد، بدون کرایه حتی یوم الحشرساکن شده میتواند. ودرآن دوتن درانی نورزایی به نام های حاجی محراب دیندارخان درانی نورزایی وحاجی عبدالکریم خان درانی بارکزایی به خدمت توظیف شده اند. 

جریان ازبین رفتن نظام کمون اولیه افغان ها وتشکل طبقات هم ستیز جامعه فیودالی از قرون(13-14)م. بدین سو به گونه آشکار تبارزکرده، که نابرابری جدی ناشی ازین انکشافات نزد قبایل جداگانه پشتون از ویژه گی های روند مذکور است. 

گسترش وجابجایی افغان ها درشرق افغانستان کنونی باحوادث دوره مغول وامیرتیمور پیوند می یابند، باین که مغول هابه تسخیرهندوستان نپرداخته اند، اما تاجناح راست رودسند وپنجاب غربی پیش رفتند وبه جنگ باهندوها پرداختند. این مناطق درطول قرون سیزدهم وابتدای قرن چهاردهم به میدان نبردهای طولانی میان فرمان روایان مغول وسلاطین دهلی مبدل گشته بود.([21]) به اثررخداهای استیلاگرانه فوق به منطقه بنیاد تمدن زراعتی دچارضعف وناتوانی گردید ودیگرنه توانست آبادی شهرها، رونق اقتصاد وتجارت رابه شیوه گذشته متوفرسازد. زمین های لامزروع به تصرف قبایل خانه بدوش ومالداروکوچی پشتون درآمد، آنها بااجازه یابی اجازه مالکان اصلی این زمین ها که اساساًتاجیکان بودند دست به تصرف بردند. 

ایگورمیخائیلویچ ریسنرمی نویسد: "زمین های هموارتخلیه شده درقرون13-17 که اهالی بومی یعنی تاجیکان آنرادردامنه های شمال غربی کوه های سلیمان واقوام مختلف هندی درقسمت جنوب شرقی همین جبال کاملاً یاقسماً ترک نمودند به تدریج توسط افاغنه اشغال شدند.([22]) 

بررسی های حوادث خراسان می رسانند که مهاجرت های گسترده ترپشتون ها ازدامنه های کوه سلیمان مقارن به هجوم مغولان ولشکرکشی های امیرتیموربه جانب خراسان بیشترگردیده است. این واقعیت حکایت ازآن داردکه دراثرغارت گری وکشتارسپاه مغول اکثردهقانان وزمین داران خراسان به مثابه ستون فقرات جامعه ومشتغلین امورکشاورزی ازبین رفته اند ومناطق مسکونی وجایدادهای زراعتی ایشان بروی سکنه جدید خالی گردیده است. پشتون ها ازین زمین های خشکیده وبایرشده درابتداء بحیث چراگاه وبعدتربه شکل زمین های زراعتی ومسکونی خود استفاده کرده ودرآن ها متوطن شده اند. 

پس ازنوشته های سیفی هروی در"تاریخ نامه هرات" نام پشتون ها بیشتردرآثارمورخان بعدی دیده شده، مخصوصاً زمانی که این طایفه ازکوه های سلیمان ونواحی آن کوچ های دسته جمعی رابه طرف هند وخراسان آغازکرده اند، ودرقسمت های جنوب خراسان وشمال شرق بلوچستان جابجا شده اند. 

 سلطان محمد بارکزایی در"تاریخ سلطانی" جابه جاشدن ابدالی هارادرمنازل هموارقندهار مربوط به قرن پانزدهم میلادی دانسته ونوشته است: "ابدالی ها پس ازگرفتن این ولایت برسرتقسیم زمین(ویش)جنجال ودعواکردند، تااین که عمرنام رابه پیشوایی خودانتخاب نمودند واختیارتوزیع زمین به خانواده هارابه اوتفویض نمودند. درجنگ های که بین صفویان ایران وکورگانیان هند برسرتصرف قندهارجریان یافت، ملک سدوخان پوپلزایی کلانتر شهر قندهار(1622)جانب هندوها راگرفت وباتسلط دوباره صفوی ها (1649) بر قندهار ملک سدو خان وقومش به هندپناه بردند وازسوی اورنگزیب درملتان برای شان جایگیر(زمین)داده شد. پنجاه سال بعد دولت خان ابدالی ازاخلاف ملک سدوخان به دست گرگین والی صفوی قندهارکشته شد وبخش اعظم ابدالیان رابه صحرای کرمان درایران تبعید نمود. درجنگ های خسروخان برادرزاده گرگین، عبدالله خان سدوزایی که نیزازنواسه های ملک سدوبود- ازملتان بازگشت ودرفراه به قوای ایرانی پیوست تابرضد میرویس خان بجنگد، اماباشکست ارتش ایران به هرات فرارکرد ورهبری ابدالی هاراعهده دارگردید. 

پس ازآزادی قندهارتوسط قوای میرویس خان، هرات بدست ابدالی ها افتاد وهواخواهان ایران راازهرات اخراج نموده وافغان های بادیه نشین وکوچی اطراف سبزوار(شیندند) راصاحب ملک وماوای آنان ساختند. به قول بابرتاقرن شانزدهم طوایف افغان درمناطق جنوب شرق مستولی نبوده اند، چون سرزمین آنان بطورمجزاازنواحی تاجیک نشین، فرملی نشین وترک نشین معرفی شده است. راورتی ننگرهاررا بحیث یکی ازشش ناحیه یاسرزمینی که تاجیک ها درشمال سفید کوه(سپین غر)زیست دارند توصیف نموده وگفته است که درنه دره ننگرهار15 هزارخانواده تاجیک زنده گی دارند وشغل شان زمین داری است. درآنجاها تاجیک ها وجمعیت قلیلی ازافغان ها بودوباش دارند.([23]) 

فیض محمد کاتب هزاره درمعرفی فرقه ترکلانی ازطوایف افغان درباجورنوشته است:"...وپنج هزارنفرقوم صافی وسی وهفت هزاروپنج صد ازقوم تاجیک وپنج هزارازقوم شینوار ومجموع چهل وهفت هزاروپنج صد نفردرهردوکنارنهرباجاورمقام ومقردارند ودراطاعت انگلیس روز افتراق قومی بسرمی برند."([24]) به همین ترتیب فرقه بنوچی یابانوزایی راکه ازافاغنه گرانی هستند وشامل چندقبیله(پک، غرض زایی، منداخیل، وهسیبک)بوده که بافرقه های مروت، عیسی خیل، تاجیک، وزیری جمعاً295372 نفرنفوس رادردوکناررودتوچی تشکیل میدهند، نام می برد. حال پس ازگذشت چهارصدسال ازین نوشته بابر ترکیب قبیلوی درولایات ماورای سرحد افغانستان کنونی تغیرنیافته، امابه نفوذ اجتماعی یکی ازکلان ترین اقوام این ساحه یعنی تاجیک ها بحیث قوم عمده متوطن درین سرزمین ها(درماورای سرحد) پایان داده شده است. 

 جنگ های درازمدت تیموریان هندباصفویان ایران خودیکی دیگرازعوامل گسترش طوایف افغان درقلمرو خراسان شرقی وتملک قندهاربود. تیموریان ازافرادجنگ جوی اجیرافغان درجنگهای شان استفاده می کردند، وتعدادی ازخانواده قبایل ابدالی بااستفاده ازین موقعیت دراطراف شهرقندهارجابجا شدند، باینکه قندهارازمرکز سلطنت دهلی فاصله زیادی داشت، ازین سبب قندهاربیشتردرحوزه اقتدار صفویان ایران قرارگرفت، وصفویان درتقویت حالت وموقعیت اجتماعی واقتصادی افغان ها کمک بسزایی کرده اند. میرزابابردرسده شانزدهم زبان افغانی(پشتو)راازجمله زبان های می شماردکه درولایت کابل رواج داشت. همان طوری که ادریسی وعتبی ازمورخین عرب ورود پشتون هارابه هرات درقرن شانزدهم وبه کابل درقرن چهاردهم تائید نموده است.([25]) 

نخستین حرکت های اجتماعی وسیاسی که پس ازروستانشینی وجابجایی قبایل پشتون درجنوب خراسان صورت گرفت، توسط شخص روحانی بنام بایزد موسوم به "پیرروشان" بود. پیرروشان که مادرش ازشهرجالندهرپنجاب بود، درآنجا تولدیافت واین خانواده بایورش های کورگانیان بخصوص شخص بابربه هند به کانگرم مهاجرت کردند، اما بایزد مجدداً به هندبازگشت وخودمشکلات فراوان زنده گی راتجربه کرد. بایزددراصل خودش ازلحاظ قومی پشتون نبود، وبه قوم اورمری(برکی) تعلق داشت که ازسکنه محلی خراسان بودند، ودرکنارتاجیک ها وپشتون های مسکون عمدتاً درجنوب کشوربسرمی بردند وزبان مستقل گویشی خودراداشتند. این قوم تدریجاً زبان محلی خودرازدست داده وبیشتردرمیان جمعیت تاجیکان منحل گردیدند. 

درجنبش روشانیان، زبان وادب پشتودرکنارادبیات پربارفارسی تحت شرایط معینی به تشکل ورشدخود آغازکرد،که نمونه آنرامی توان درتالیفات بایزد روشان وملادرویزه جلال آبادی مطالعه نمود. دردنباله این روند مکتب نظمی خوشحال خان ختک، حمید مومند، رحمن بابا، عبدالقادرخان ختک، کاظم خان شیدابه شعروادب پشتوواردشدند. گویند بایزد روشان ازنخستین کسانی بود که برای نگارش خط درزبان پشتو دست به ساختارالفبازد. کتاب "خیرالبیان" که عمدتاً به زبان پشتو نگاشته شده ازنخستین کتب درین زبان دانسته شده است، که پیرروشان درآن اهداف خودرابرشمرده است. آثاردیگربایزد روشان کتاب های چون "صراط المستقیم" به زبان فارسی وعربی، "مقصودالمومنین" به زبان عربی، "فخرالطالبین" به زبان فارسی دری وعربی و"حالنامه" به زبان فارسی دری می باشد.([26]) ازین روشایسته است که بایزد روشان راموسیس کتابت وادبیات درزبان پشتو خواند. 

پیرروشان باورود به هند باخانواده مغولان هند وحکومت های محلی آنها به مخالفت برخاست، هرچند حرکت انقلابی پیرروشان منجربه کوتاه ساختن دست مغولان ازخراسان نگردید، اما ازاو بحیث یکی ازمبارزین جنبش های خراسان نام برده می شود. ادامه جنبش سیاسی بایزدروشان درمبارزه علیه مغولان هند، به عناصرتازه دم پشتون به رهبری حاجی میرویس خان هوتکی غلجایی انجامید، که منجربه استقلال قندهاروتصرف اصفهان وبرخی ازمناطق ایران(فارس) توسط سلسله هوتکیان افغان شد. 

تاریخ "حافظ رحمت خانی" ملتانی که ازرهبران روهیله(لقبی که مردمان شمال هند به پتهان ها داده اند) ملتان بود، توسط پیرمعظم شاه تالیف گردیده وازنسخه قدیمی بنام "تواریخ افغانیه" که به زبان های فارسی وپشتو درآمیخته ودر سال 1766تکمیل گردیده، نوشته است: "یوسف زایی هادراول به نشکی، وغوریابه خیلها خصوصاً عشیره خلیل درترنگ و...سکونت داشتند، پس ازآنکه میرزاالغ بیک درکابل 700 نفرازملکان آنهارادرخیانت به قتل رسانید، آنها بسوی پشاوروکوهات کوچیدند...یوسف زایی هامناطق مذکورراازدهقان ها(دهگان ها- تاجیک ها) گرفتند و رئیس دهقان ها نزد کفارپناه برد."([27]) 

درگزارش مونت استوارت الفنستون آمده است که "دربین یوسف زایی هاتعدادفقیران یاهمسایه گان، نسبت به تعدادپشتون هابیشتراست. اینان مرکب اندازسواتی ها که پیش ازآمدن پشتون هادرآنجاسکونت داشتند. دهگانان، هندکی ها، کشمیری ها، هندوهاوحتی اعضای قبایل پشتون."([28]) 

درکتاب "تاریخ مرصع" تالیف افضل خان ختک ازمهاجرت قبایل ازکوه سلیمان به قندهاردرعصرشاهرخ والغ بیک وازآنجا به کابل وپشاوروجانشین شدن شان درینجاها بحث نموده ومی نگارد که مومندها وافریدی هابعدترازیوسف زایی ها(درعصربابر)درشمال پشاور جا به جا شدند. ازقرن پانزدهم به بعد قبایل پشتون دراطراف قندهارجاگزین شدند، ازآن جمله غلجائیان درشمال شهردرقسمت غزنی وعشایرابدالی درجنوب وغرب شهرسکونت اختیار نمودند؛ درحالی که هردوبه وادی حاصل خیزارغنداب نظردوخته بودند.([29])

 به هرحال، قیام میرویس خان هوتکی در سال1709 در قندهار که به حمایت جناحی در حکومت صفوی در اصفهان، وحصول فتوای جهاد برضد گرگین خان حاکم آذری صفوی ایران درقندهار در هنگام سفر حج میرویس خان از سوی علمای حجاز، وهمکاری متنفذین اقوام( پشتون، تاجیک، هزاره، ازبک وبلوچ)([30]) بر علیه مظالم گرگین صورت گرفت، وحکومت محلی قندهارازگرگین خان حاکم صفوی سلب گردید. هرچنددر راس این حکومت در دوام سی وشش سال درچارچوب یک امارت محلی منزوی که با کشمکش ها وسوقیات نظامی حکام ایران وکورگانی های مغول تبارهندی درگیر بودند، به تعداد پنج تن از سران قبایل پشتون(میرویس خان1121-1130، میرعبدالله1130-1131، شاه محمود1131-1137، شاه اشرف1137-1142 وشاه حسین1142-1151)هجری قمری، به عنوان رئیس قبیله خود حکومت کردند، اما به دلیل اختلافات شدیدبا قبایل ابدالی(غلزایی ودرانی) وقرار گرفتن سران آنها درخدمت حکام صفوی ایران وکورگانی هند، نتوانست ساحه نفوذ خودرا گسترش دهد وعنوان "دولت قندهار" را کمایی کند، ودر دوام همچو حالتی باحمله سنگین نادر افشار درسال1738 ساقط گردید. 

درسال1735/1148 نادرافشارخراسانی فرزند امام قلی سلطنت ایران رادر خراسان(مشهد) احراز نمود، وبساط اقتدار هوتکیان افغان را از ایران برچید، وحکمرانی ابدالیان بر هرات رابرانداخت. نادرشاه شهر "نادر آباد" درجنوب قندهاررا بناء نهاد وشهر قدیم قندهار راتصرف ومنهدم نمود. موصوف در سال1737/1150 مناطق شمالی خراسان راتاجنوب دریای آمو از بدخشان تابلخ ومیمنه به تصرف خود در آورد.([31] ) 

 اینکه جریده مشعل دموکراسی نوشته یکی ازاعضای رهبری افغان ملت رابه چاپ رسانید که درآن ادعا شده بود: که گویا "زبان دری رانادرافشار به زوربه مردم افغانستان تحمیل کرد."([32]) ازکم اطلاعی نویسنده مقاله گواهی میدهد. برعکس، برطبق شواهد تاریخی اززمان نادرافشاربود که شهر قندهاربه منطقه پشتون نشین مبدل گردید، وآن به ترتیبی بود که اهالی فارسی زبان قندهار(اعم ازهزاره، قزلباش وتاجیک) علی رغم تجانس های زبانی ومذهبی که بانادرافشار داشتند، دربرابرش مقاومت کردند. نادرپس ازاستیلابرقندهار، آنان راکوچ داد وپشتون هاراجانشین آنان ساخت...بخشی ازپشتون ها(قبیله الکوزایی به رهبری عبدالغنی خان خال یا (ماما) احمد شاه ابدالی)بانادرعلیه حاکمیت هوتکی همکاری کرد، نادردرازای خدمت عبدالغنی خان زمین های بسیاری رابه اوداد. علاوتاً نادر او را نایب الحکومه قندهارمقررنمود. 

نادرشاه پس ازاشغال قندهارزمین های واحه قندهاررا-که تاجیکان درآن ساکن بودند- ملک دولت اعلان نمودوبین جنگ جویان افغانی (منظورابدالیان)که درسپاه اوخدمت میکردند، به عنوان تیول تقسیم نمود. تعدادزمینی که درسال 1738م. در قندهار از کشاورزان تاجیک ساکن آن دیارگرفته شدوبه جنگ جویان افغان واگذارگردید شش هزارقلبه بود.([33]) پس ازنادر، طبق اعتراف آقای انورالحق احدی، احمد شاه ابدالی اراضی قندهار رابین عشایر درانی تقسیم نمود ومالیات اراضی خشکابه رادرقندهار ونواحی مجاور آن برای درانی ها تخفیف داد، درحالیکه مالیات مذکوربرای دهقانان غیرپشتون افزودگردید ووظیفه جمع آوری آن را به خانان درانی سپرد و"شاه(نادر)افغان ها رامی فرستاد تادرهمه جا مبالغ شاه گفته راازمردم بگیرند. نادر آنان رابه هوس غنایم جنگی علیه مردم خودشان به کارمی گرفت، وآنان رابدین وسیله به شرکت درمبارزه به نفع خویش وامیداشت. 

این امربه خانان موقع داد تا به تدریج املاک دهقانان غیرافغان راتملک کنند. این اشراف قبایل- باغارت مردم شمال غربی هندوستان وافغانستان وآسیای میانه- ثروتمند شدند.([34]) ودرامراداره مملکت نیزبه قبایل افغانی توجه گشت، بدین معنی که نادرشاه افشار، اشراف نظامی قبایل افغان رابه مقام حکومت ایالات نیزمنصوب میکرد؛([35]) ملک های که به قلمرو دولت درانی ها شامل می گردیدند عمدتاً به سه دسته تقسیم می گردیدند: 

- به دسته اول ولایاتی شامل می شدند که مستقیماً ازطرف شاه به واسطه حاکمان اداره می شدند وشاه درین ولایات مطلق العنان بود وساکنان آن ازمردمان غیرافغان بودند وشامل ولایات ذیل بودند: قندهار، هرات، فراه، غزنی، کابل، بامیان، غوربند، بلخ، میمنه، جلال آباد، پشاور، دیره غازی خان، دیره اسماعیل خان، شکارپور، کشمیر، ملتان، لاهوروسرهند. 

- دسته دوم شامل: خراسان، سیستان، بلوچستان، سند، بهاولپور وغیره که والیان ایشان احمدشاه را به صفت حاکم اعلی اعتراف می کردند واز طرف نایب الحکومه ها مستقلانه اداره می شدند. آنها یک مقدار انداز (مالیه) می دادند ودرهنگام لشکر کشی های شاه یک قطعه عسکر سوار راعزام می کردند. 

- دسته سوم به ایالات قبایل افغان تعلق می گرفت که ازجانب خان های آنهااداره می گردیدند وقانون آنها عرف قبیلوی بود وبه حکومت مرکزی تبعیت شفاهی(زبانی) داشتند، اماکاملاً خودمختاربودند وازامورقبایل غیرافغان نیزسرپرستی می نمودند.([36]) عزیزالدین وکیلی فوفلزایی این صلاحیت سران قبایل افغان راتائید نموده و معافیت مالیه راشامل حال تمام افغان ها (پشتون ها) می داند.([37]) 

به عقیده مورخان، نادرافشار دارای سیاست منحصربه خویش بود "همیشه ضابطه ودستوراو چنین بود که درمیان هرایل وطایفه ای که همیشه بزرگ وصاحب اسم واعتبارمی بوده اند، درنظرهای بی وقع وبی قرب ومنزلت داشته، مردم بی پا وسر وبی نام ونشان رابه میان کار آورده شاخص ومعتبرسازد که همیشه بزرگی خودرا ازدولت او دانسته سرازربقه خدمت وفرمان برداری نه پیچد.([38]) 

 با حق بساز وسرزکمندقضا مپیچ    تدبیرکی موافق تقدیر آمده

درتاریخ سلطانی می خوانیم: "نادرشاه، خانی ایل ابدالی را به عبدالغنی خان الکوزی که مرد هوشیار واخلاص کیش بود، داد...واکثرروسای ابدالی رابروی بخشیده وسان دیده، به سرکرده گی اوملازم خودکرد، وعبدالغنی خان مذکور شش سال کامل درخدمت نادرشاه درکمال اخلاص شعاری بسر برد ودراکثرمحاربات جان فشانی هاکرده فتح به نام اوختم شد...چنانچه درداغستان قیام ضد نادرشاه افشاررا، همین ابدالیان بسرکردگی عبدالغنی خان خواباندند. و"خزینه ودفینه" سرخای خان لکزی داغستانی درسال1346 هـ ق به دست عبدالغنی خان افتاد وجمله رابغیر تعرض به خدمت نادرشاه رسانیده به تشریفات مناسب باجمعی ازاقربای خود سرفرازگردید.([39]) درادامه همین جانفشانی سرداران افغان به شاهنشاه ایران بود که ابدالیان سپاه "عثمانلو" راشکست داده وقیام برضد نادرشاه رادربغداد فرونشاندند. براثرهمین خدمات بود که ابدالیان قول وقرار نادررا درحمایت ازخویش دراستیلای قندهاربدست آوردند.

 باین حال، پیدایش اولین حکومت فیودالی قبیلوی افغان ها با شکل گیری حکومت "ختک ها" درقرن شانزدهم به وقوع پیوسته است، که قلمرو اندکی داشت ونتوانست به مرکزیت سیاسی قبایل افغان مبدل شود. به قول ریسنردولت عمده فیودالی افغان ها(درانی ها)دوقرن بعدتر از "ختک ها" ویک دهه پس از "هوتکی ها"، در اواسط قرن هجدهم توسط احمد شاه درانی یکتن ازفرماندهان لشکرنادرشاه افشارخراسانی در1747 پدید آمد، وقلمرو حکومت خودرا نه تنهابه مناطق مسکونی افغان ها، بلکه به سرزمین های اقوام همسایه نیز گسترش داد.([40])

درمنابع تاریخی هرجا که نام "افغان" به ملاحظه میرسد، مراد پشتون هاست، هنوزدرمیان اقوام کشور، کلمه افغان به قوم پشتون افغانستان اطلاق می گردد، نه همه باشنده گان کشور. این موضوع راسده هاقبل پیش ازنام گذاری افغانستان، خوشحال خان ختک باصراحت بیان نموده است:

         دافغان په ننگ می وتلله توره   ننگیالی دزمانی خوشحال ختک یم

 

 

[1] - این ادعا بر اساس بازیافت بعضی از سنگ نبشته ها از گورهای قدیم غور صورت گرفته، که نشان میدهداجساد مرده گان این گورها یهودی بوده اند، اما مورخان دیگرنظر غوری بودن افغانها را قبول ندارند وخاستگاه این قوم را درمنطقه، در کوههای سلیمان میدانند.

[2] - شیر محمد خان ابراهیم زی، تواریخ خورشید جهان، چاپ پاکستان1311 ه.ق.

[3] - دکتررسول رهین، آغاز حکمروایی افغانان درخراسان، تارنمای خاوران2010

[4] - مونت استوارت الفنستون، افغانان(گزارش سلطنت کابل، ترجمه محمد آصف فکرت، مشهد1379،ص160 - احمد رشید، طالبان، مترجم اسدالله شفایی وصادق باقری، انتشارات دانش هستی1379،

[5] - فیض محمد کاتب هزاره، نژاد نامه افغان، نشرموسیسه مطبوعاتی اسماعلیان،قم،ص46

[6] - ازینکه درهجاوحروف زبان عربی حرف پ وجودندارد وبجای آن ازحرف ب استفاده صورت میگیرد، ازین لحاظ درواقعیت داشتن این روایت میتوان تردید نمود.

[7] - حسیب الله افضل، تارنمای خاوران2010

[8] - محمودشاکر، افغانستان، تاریخ، سرزمین، مردم،ص25به نقل ازبحران هویت درافغانستان تالیف دیدارعلی مشرقی،ص87

[9] - احمد رشید، طالبان، مترجم اسدالله شفایی وصادق باقری، انتشارات دانش هستی1379، صص31و32 همچنان برای معلومات بیشترمراجعه شود به تاریخ تحلیلی افغانستان، تالیف عبدالحمید محتاط.

[10] - میرمحمد صدیق فرهنگ، افغانستان درپنج قرن اخیر،ص24

[11] - حدودالعالم، چاپ1372 بامقدمه منورسکی،ص211

[12] - حدودالعالم من المشرق الی المغرب ازمولف گمنام، ترجمه میرحسین شاه بامقدمه مینورسکی وتعلیقات مریم میراحمدی وغلامرضاورهرام،ص211وهمچنان ص317

[13] - ابوریحان البیرونی، تحقیق ماللهند، ترجمه زاخاو1910،صص21، 109و208

[14] - میرمحمد صدیق فرهنگ، افغانستان درپنج قرن اخیر،صص24-25

[15] - محمد قاسم فرشته، تاریخ فرشته، چاپ لکنهو1323 هـ ق،ص17

[16] - سلطان محمد بارکزایی، تاریخ سلطانی،چاپ بمبئی، به نقل ازافغانستان درپنج قرن اخیر،ج1،ص41

[17] - بشیراحمد انصاری، به نقل ازسیدجمال الدین افغانی، ماکیستیم واینجاکجاست؟سایت انترنیتهای خاوران، آریایی وگردراه1386

[18] - سیفی هروی، تاریخنامه هرات،ص250 (ملک شمس الحق والدین لشکربه افغانستان برد وازافغانستان درربیع الاول سنه مذکورعنان عزیمت بطرف بکرکشید وازآنجا به تگین آبادآمده وازراه خیساربه اسفزار به هرات بازگشت.

[19] - ایگورمیخائیلویچ ریستر، نظام فیودالی افغانها،ص116

[20] -اخبار شمس النهار، به نقل ازمجله کابل، ش2،س2،،1311/1932

[21] - بنویاسرحدافغانی ما،ص14، س. س. توریون به نقل ازتاریخ تحلیلی افغانستان تالیف عبدالحمید محتاط،ص158

[22] -ایگورمیخائیلویچ ریسنر، مجله آمو،ش2،3،4، سال1380 رشد فیودالیسم وتشکیل دولت افغانها

[23] - راورتی، یادداشتها درباره افغانستان وبلوچستان، به نقل ازتاریخ تحلیلی افغانستان،ص145  

[24] - فیض محمد کاتب، نژادنامه افغان،ص70

[25] - صاحبنظرمرادی، کابل درگذرگاه تاریخ، ص60 ونجیب مایل هروی، تاریخ وزبان درافغانستان،ص20.

[26] - عبدالحمید محتاط، تاریخ تحلیلی افغانستان،صص 349-350

[27] - میرمحمدصدیق فرهنگ، افغانستان درپنج قرن اخیر، ج1،ص41

[28] - الفنستون، گزارش راجع به سلطنت کابل، چاپ کراچی،ج2،ص27

[29] - میرمحمد صدیق فرهنگ، افغانستان درپنج قرن اخیر،ج1،ص64

[30] - قاضی عطاءالله، دپشتنو تاریخ،ج1، ص55

[31] - عبدالحی حبیبی، تاریخ مختصر افغانستان،ص254

[32] - جریده مشعل دموکراسی سال1382

[33] - ارونو، دولت نادرشاه افشار-اشرافیان ومحقیقان شوروی به نقل ازدکترجلال الدین صدیقی، چگونگی نظام قبیله سالاری،ص18

[34] - همان اثر،ص291

[35] - همان اثر، ص112  

[36] - پروفیسوردکترحقنظرنظروف، مقام تاجیکان درتاریخ افغانستان،صص55-56

[37] - دره الزمان، ص226

[38] - دکتر جلال الدین صدیقی، چگونگی استیلای نظام قبیلوی،ص20

[39] - سلطان محمد درانی، تاریخ سلطانی،صص118-119

[40] - ایگور میخایلویچ ریسنر، رشد فیودالیسم وتشکل دولت افغانها، مجله علمی- تحقیقی آمو، سال دوم،ش2،3و4،ص85







به دیگران بفرستید


دیدگاه ها در بارۀ این نوشته

عبدالحکیم هوشمند03.12.2016 - 09:13

 درود نثار همه، گمانم از این نوشته تعداد دوستان برداشت نادرست کرده اند، چون تمام سخنشان این است که تعصب نکنید، قومیت و نژاد ملاک نیست، همه باشندگان این مرزوبوم برادر هم هستند و از این دست سخن ها. باید خاطر نشان کنم که از ضروریات است تا با مطالعات عمیق تاریخی ریشه ی واقعی خود را دریابیم، و شاید حیف باشد که فردی، گروهی و نژادی اصلیت خود را ندانند. هدف نوشته استاد این نبوده که بخواهد قوم محترم پشتون را با منصوب دانستن به قوم یهود خرد و ناچیز شمارند، نه هرگز این نیست هدف این نوشته. پس از دوستان خواهش دارم که با این ادعا که استاد جانبداری کرده گویا و به قوم پشتون تاخته اند و یا هر سخن دیگر از این دست سخن ها را ننویسند چون این همه در ذات خود دیگران را تحریک کردن است و به جان هم انداختن است. این کار شما بسا خطیر تر است نسبت به هر نوشته جانبدارنه، تشویق به تفرقه است.

امین محب زاد22.09.2016 - 09:46

 سلام واحتراماتم را خدمت جناب داکتر صاحب تقدیم میدارم وهمه خوانندگان این سایت: گذشته ازاینکه کی وچه وازکجاآمدیم وازکجاهستیم، یک موضوع رابایدفراموش نکنیم که همه انسانیم وباهررنگ وبوی وزبانی که هستیم دریک محدودۀ جغرافیای زندگی مکنیم. به عقیدۀ من یگانه موضوعی که بسیاراهمیت دارددریک کشور، رعایت حقوق شهروندی وحقوق اجتماعی است.اگردیگران تعصب کردند وماهم دامن زدیم پس چه فرق بین اونها وماها چه خواهدبود!

سهیل17.07.2016 - 01:12

 میر ویس هوتکی پدری از سادات تاتار روسیه و مادری ازبک داشت. پترکبیر که به دنبال گسترش مرزهای روسیه و رسیدن به آبهای آزاد بود وی را به دربار هندوستان فرستاد تا صفویان هم زمان از دو جبهه ب شمال و جنوب گرفتار باشند. دولت گورکانی هند که به علت تصرف قندهار توسط شاه عباس خشمگین بود به تحریکات قومی در جنوب شرق ایران دامن میزد و در نهایت این فرستاده ی روسی را به رهبری اقوام پشتون منسوب کرد تا شورش قندهار را ترتیب دهند. وابستگی هوتکیان به دربار هند به حدی بود که تمامی خزانه و من جمله جواهرات ارزشمند سلطنتی صفویان را یک جا به هند فرستاد که موجب حمله ی نادرشاه به هند شد. به هر صورت هوتکیان اصالتا پشتون نبودند و از دربار پترکبیر آمده بودند. حتی نسب قریشی و سیادت ایشان هم بعید نیست ساختگی باشد.

محمّدظاهر از سنندج کردستان ایران01.02.2016 - 14:42

 بسم الله الرّحمن الرّحیم ألحمدلله ربّ العالمین والصّلاة والسّلام علی سیّدنا محمّد الأمین و علی آله و أصخابه الغرّالمیامین والتّابعین لهم بإحسان إلی یوم الدّین امّا بعد سلام بر شما برادران عزیز و محترم افغانستانی و سایر شرکت کنندگان در این بحث برادران من، همان طور که می دانید خدای عزّوجلّ در قرآن کریم همه امّت محمّد صلّی الله علیه و سلّم را برادر خوانده است : « إنّماالمؤمنون إخوة فأصلحوا بین أخویکم » یعنی : به حقیقت جز این نیست که مؤمنان (منظور مسلمانان است) با همدیگر برادرند و در جای دیگر می فرماید : « إنّا خلقناکم من ذکر و اُنثی و جعلناکم شعوباً و قبائل لتعارفوا إنّ أکرمکم عندالله أتقیکم » یعنی : « همانا ما شما را از یک مرد و یک زن ( آدم و حوّا ) آفریدیم و شما را شعبه شعبه و قبیله قبیله قرار دادیم تا همدیگر را بشناسید در حقیقت بزرگوارترین شما باتقواترین شماست » پس وقتی همه در نزد خدای ذوالجلال یکسانیم و برتری جز به تقوی و پرهیزگاری نیست دیگر این سخنان کوتاه کنید و بر منهج قرآن و سنّت روید و این برتری جویی ها را کار شیاطین النّاس والجنّ است کنار گذارید . ما همه یکی هستیم و بس به قول مولانا جلال الدّین بلخی که از سرزمین عزیز شما برخاسته : ای بسا هندو و ترک هم زبان ای بسا دو ترک چون بیگانگان پس زبان همدلی خود دیگر است همدلی از همزبانی بهتر است البته دوست داشتن وطن و سرزمین بسیار خوب است همان طور که پیامبر عزیزمان می فرماید : « حبّ الوطن من الإیمان » یعنی دوست داشتن وطن نشانه ایمان است » امّا نژادپرستی و دشمنی با نژادهای دیگر ناپسند و مذموم است و به تحقیر دیگران می انجامد که پیامبر در این باره می فرماید : « بحسب المرء من الشرّ أن یحقر أخاه المسلم » یعنی برای شرارت و بدبودن انسان کافی است که برادر مسلمانش را تحقیر نماید » پس بیایید برادروار در زیر پرچم پرافتخار « لا إله إلّا الله و محمّد رسول الله » برادرانه زندگی کنیم و فرموده حق تعالی را چراغ راه خود قرار دهیم که : « واعتصموا بحبل الله جمیعاً و لا تفرّقوا » یعنی : « به ریسمان الهی (وحدت) چنگ زنید و پراکنده نشوید .» مشکل اصلی افغانستان که باعث همه ویرانیهایش در این قرن اخیر بود کشت خشخاش بود که باعث بدبختی هزاران انسان در تمام جهان شد و امیدوارم که این بلااز افغانستان خارج شود آمین

غیاث الدین غوری24.01.2016 - 08:25

 تاجیکان در درازنای تاریخ امپراتوری های بزرگی را تشکیل داده اند. حتی اگر تاریخ پیش از میلاد را فعلا در نظر نگیریم و تنها به تقویم 2015 سالۀ میلادی نگاه کنیم، این زمامداران سرزمین ما از نگاه تباری تاجیک بودند: (الف) پیش از اسلام: امپراتوری کوشانیان - 30 تا 375 میلادی، امپراتوری یفتالیان – 420 تا 567 میلادی، (ب) دورۀ اسلامی: طاهریان – از 821 تا 873 میلادی، صفاریان – از 861 تا 1002 میلادی، سامانیان – از 875 تا 999 میلادی، غوریان – از 1148 تا 1215 میلادی، کرتیان – از 1244 تا 1383 میلادی، (ج) در قرن بیستم: امیر حبیب الله کلکانی – 1929 میلادی، برهان الدین ربانی – از 1992 تا 1996 میلادی. همچنان امپراتوری های ترکتبار بزرگی نیز از این سرزمین برخاسته اند، مانند امپراتوری غزنویان – 977 تا 1186 میلادی، و امپراتوری تیموریان هرات – 1405 تا 1507 میلادی. از جملۀ این 20 قرن میلادی، در 17 قرن آن تاجیکان و ترکتباران در خراسان زمین حکم رانده اند، البته با وقفه های هجوم اعراب و صاعقۀ چنگیز. تنها در قرن 18 میلادی بود که پشتون ها (افغان ها) قدرت را به دست گرفتند که در آغاز پشتون های غلزایی از 1709 تا 1738 میلادی بر بخشهای غربی خراسان حکمرانی داشتند و سپس افغان های ابدالی به قدرت رسیدند که حمکروایی آنان از 1747 تا 1978 میلادی دوام نمود. پس از حملۀ اعراب و ظهور اسلام و ترویج زبان عربی در آغاز، از زمان امپراتوری صفاریان تاجیک در قرن نهم میلادی تا ختم حکمرانی امیر عبدالرحمان خان ابدالی افغان در آغاز قرن بیستم میلادی، زبان رسمی دربار و ادارات سرزمین ما زبان پارسی دری بود. در نیمۀ نخست قرن بیستم میلادی زبان پشتو کم کم به مطبوعات راه یافت و بالآخره در قانون اساسی سال 1963 میلادی در پهلوی پارسی دری، به حیث زبان رسمی درج گردید. بنا بر معلومات بالا به این نتیجه میرسیم که تاجیکان حد اقل دوهزار سال، ترکتباران حد اقل هزار سال و افغان ها حد اقل سه صد سال است که در خراسان زمین دیروز یا افغانستان امروز زندگی میکنند. پس به جای همدیگرستیزی بیایید همدیگرپذیری کنیم تا بتوانیم برادرانه دست به دست هم داده مادر میهن را از این منجلاب فساد و کشتار و فقر و بدبختی نجات دهیم. در غیر آن ارزش بیشتر از آنچه نصیب مان شده است را نداریم!

احمدتواب حسین خیل 29.11.2015 - 05:14

  ملیت پشتون در افغانستان کثیر اند و از آنجاییکه تا اکنون احصائیه گیری علمی صورت نگرفته هیچیک ملیت را نمیتوان اکثریت شمرد . حکامیکه در افغانستان حکم راندند و نسب شان مستقیمآ پشتون میباشد ویا اینکه ارتباط به خلجی ها و غلجائی دارند قرار ذیل اند :ء هوتکیان غلجائی نسب – ۱ – میرویس خان بن شالم خان “شاه علم” ( ۱۱۱۹ – ۱۱۲۷ هجری )ء ۲ – عبدالعزیز ولد شالم ( ۱۱۲۷ – ۱۱۳۷ هجری )ء ۳ – شاه محمود بن میررویس ( ۱۱۲۹ – ۱۱۳۷ هجری )ء ۴ – شاه اشرف بن عبدالعزیز ( ۱۱۳۷ – ۱۱۴۲ هجری )ء ۵ – شاه حسین بن میرویس ( ۱۱۳۵ – ۱۱۵۰ هجری )ء در حکومت درانیها یا سدوزائیان :ء ۱ – احمد شاه ابدالی ( ۱۱۶۰ – ۱۱۸۶ هجری )ء ۲ – سلیمان بن احمد شاه ( ۱۱۸۶ )ء ۳ – تیمور شاه ولد احمد شاه ( ۱۱۸۶ – ۱۲۰۷ هجری ) ء ۴ – زمان شاه بن تیمور شاه ( ۱۲۰۷ – ۱۲۱۵ هجری )ء ۵ – شاه محمود بن تیمور شاه ( ۱۲۱۵ – ۱۲۴۵ هجری )ء ۶ – شاه شجاع الملک بن تیمور شاه ( ۱۲۱۸ – ۱۲۵۸ هجری )ء ۷ – کامران ولد شاه محمود “در هرات” ( ۱۲۳۴ – ۱۲۴۵ هجری )ء حکام محمد زائی :ء ۱ – امیر دوست محمد خان بن سردار پاینده محمد خان ۲ – امیر شیرعلی خان “دو دوره” بن دوست محمد خان ۳ – امیر محمد افضل خان بن دوست محمد خان ۴ – امیر محمد اعظم خان بن امیر دوست محمد خان ۵ – محمد یعقوب خان بن امیر شیر علی خان ۶ – امیر عبدالرحمن بن محمد افضل خان ۷ – امیر حبیب الله خان بن عبدالرحمن ۸ – شاه امان الله غازی بن امیر حبیب الله خان ۹ – محمد نادرشاه بن محمد یوسف ۱۰ – محمد ظاهرشاه بن محمد نادرشاه ۱۱ – محمد داوًد بن عبدالعزیز ( موًسس جمهوریت )ء

میرزا حسین امیرخانی19.12.2015 - 04:40

  اینکه بعضی از برادران نوشته اند پشتون را چیزی نگویید اگه معلومات ندارید. این روشن است که کلمه افغان وقتی به وجود آمد دیگر این کشور آرامش خود را از دست داد، همیشه مردم در وحشت و نگرانی زندگی دارند و خدا کند برادران پشتون ما فکر کنند و بخود آیند که این کشور از جنگ خسته است و این را هم خوب بدانند که هیچگاهی این کشور تنها به پشتون نمیشود پایدار باشد، گرچند خوانین پیشین پشتون ها که یکی از ظالم ترین آن عبدالرحمن خونخوار بود امتحان کرد و باعث قتل عام شصت فیصد مردم هزاره شدند و نتوانستند که این سرزمین را از وجود ساکنین این کشور"هزاره ها" پاک کنند. پس بیایید دیگر تعصب و انتحار و برادرکشی را بس کنیم و به یک افغانستان روبه بهبود فکر کنیم. به امید آنروزیکه یک افغانستان پر از صلح و دوستی داشته باشیم.

محمد تیموری23.12.2015 - 23:27

  باسلام بایدازگذشته هادرس گرفت. تاجیک پشتون ازبک و هزاره قبل ازینکه هرکس منسوب به قومی باشیم همه ماو شما انسانیم این رابایددرنظرگرفت

محمدحسین عل مولا05.12.2015 - 12:19

 به نظرمن این بهترین راه حل ممکن می باشد: سرسخن من با تمام افرادی است که درافغانستان چنددهه ی اخیرودرخراسان کهن زندگی میکننداست وآن اینکه بیایین تجزیه کنیم کشوررا, به این صورت که هر منطقه ای که هرقومی درحال زیستن است مال همان قوم وآنهامیتوانندهرنامی راکه دوستدارندبگزارندوهرطورکه مایلنداداره اش بکنندفقط دراین بین یک سری ازمناطق است که سرراه واقع گردیده وباعث می شودکه برخی از اقوام به دونیم تقسیم شودکه باید آنرابا توافق طرفین بابخش دیگری تعویض نماییم والبته اگرفقط بین قوم های پشتون-هزاره-تاجیک-وازبک تقسیم شود کفایت می کندوقوم های دیگرحق انتخاب داشته باشندتابه کدمین قوم بپیوندند .منتظر نظرات خردمندانه تان هستم در mhasani @gmail.com

محمد رفیع09.11.2015 - 15:39

 مشکل مهم و اصلی مردم ما کم سوادی و بیسوادی است .یگانه چیزی که از انها خواسته میشود اینست که در صورتیکه در علم تاریخ پاس نامه و مسلکی نیستید بهتر است تحلیل تاریخی نکنید...

هدایت غلجای ولایت نیمروز03.10.2015 - 09:43

  سپاس از تمام ملت صلحدوست افغانستان دیگر بس است بحث قوم .حزب .زبان سمت . همه ما مسلمانیم برادریم کشور ما در اتش تفرقه میسوزد تا وقت ازبک.هزاره.پشتون .تاجک.بلوچ.وتمام باهم متحد نشویم این اتش خاموش شدنش نامکن لطفا دیگر فریب پاکستان ایران امریکا و غلامان خود فروخته رانخورید

امین28.09.2015 - 23:28

  در ابتدا باید یادآور شوم که تاریخ مایه عبرت برای هر جامعه و مردم که در یک کشور زیست و زندگی می‌کند می‌باشد. اگر مردم آن جامعه از تاریخ به عنوان یک استاد درس گرفت رستگار خواهد شد. لذا من از تاریخ نویسان عزیز و نقد کنندگان گرامی می‌خواهم که آنچه که واقعیت است به دور از تعصب و جنجال آفرینی بنویسند و نقد کنند نقطه ضعف‌های که در گذشته بوده آن را اصلاح کنند تا شاید جامعه ما از این وضعیت نابسامانی نجات پیدا کنند و الا مردم که در سر زمین خراسان بزرگ با سابقه تاریخی کهن زندگی می‌کنند هیچ یکی از آنها قادر به حذف دیگری نخواهد بود چنانکه تاریخ این درس را به ما داد در زمان عبدالرحمن با حمله قشون عبدالرحمن به هزارجات با توجه به اینکه شصت درصد مردم هزاره را قتل عام کرد و مال و اموال و املاک ایشان را به غارت بردند و زمین‌های آنها غصب کردن و تمام توان خودش را به کار بردند که مردم هزاره را از آن سرزمین براند باز هم نتوانست که آنها را بکلی از بین ببرد البته این سیاست تنها در قبال مردم هزار نبود بلکه همین سیاست دربرابر اقوام دیگر هم داشتند. از اینجا درس می‌گیریم که همه باید به هر صورت که باشد در کنار همدیگر زندگی کنیم ما باید بیایم به این فکر کنیم که در این چند ده که جنگیدیم و فرزندان جوان خود را به کشتن دادیم و بمب به شکم خود بستیم و برادران خود منفجر کردیم یا سلاخی کردیم چه به دست آوردیم آیا حاصل جز آوارگی و بدبختی و دربدری و فقر و بیچاری چیزی دیگری داشته است امروز در تمام دنیا ما آواره شدیم و هروز در گوشه و کنار افغانستان صدها جوان و کودک زن و مرد بی‌گناه کشته می‌شود و خانواده‌های آنها عزادار می‌شوند فقط باید بگویم که خدا لعنت کند این مسئولین بی‌غیرت و این ملاهای بی‌مغذ را که بوی از غیرت و انسانیت در وجود اینها نیست و الا اینها باید بااین وضع اسف‌بار شب و روز خون گریه کنند ولی اینها آنقدر بی‌غیرتند که در بین لجن کثافت زندگی زندگی می‌کنند فقط از کشورهای دیگر گدایی می‌کنند و شکمش را سیر می‌کنند و افتخار هم می‌کنند که ما دولت داریم و سیاست داریم اینها نمی‌توانند بند تمبانش بالا بکشد. این وظیفه دوستان فرهنگی و نویسنده ماست که بیایم به جای لجن پراکنی فرهنگ برادری و خوت و یکدلی و یک رنگی را ترویج کنیم تا شاید این کشور و ملت از این وضع اسفبار نجات پیدا کنند شاهان به امید صلح و دوستی.

امین17.09.2015 - 21:03

 موجودیت پشتون‌ها در خراسان همزاد حاکمیت آن‌هاست در این سرزمین قبل از احمدشاه ابدالی یا درانی حاکمیت به نام اینها ثبت نشده است خود احمدشاه هم متولد کلکته هند است از اینجا معلوم می‌شود که از هند مهاجرت کرده و وارد خراسان شده و در اینجا ساکن شده و آقای محمد ماهر که می‌آید آدرس می‌دهد در تاریخ ابن اثیر هم چیزی به نام پشتون نیامده و دیگر اینکه وضع و حال ظاهری و کنونی هر جامعه و قومی بیانگر گذشته آن قوم است چنانکه در تاریخ آمده از اقوام ترک و ترکمن و غریها و ازبک و تاجیک وقتی که نام برده می‌شود هیچ‌گونه از پشتون نامی به میان نمی‌آید کدام دانشمند است که از پشتون در تاریخ سرزمین خراسان از آن سخن به میان آمده باشد تاریخ خراسان که پر از افتخار بود و دانشمندان تاریخ‌ساز داشت بعد از احمدشاه ابدالی به لجن کشیده شده و از آن روز به بعد جز جنگ و خونریزی و انتحار و تعصب چه دارد که بگوید؟ علی فرض شما از قدیم و ندیم بوده باشید جز کشتار جه دارید که بگویید امروز این سیل مهاجرت و آوراگی نتیجه همان تأسیس حکومت افغان است که بانی آن احمدشاه است مردم آن سرزمین از بردن نام آن کشور خجالت می‌کشد و از آن کشور همه فراری است مردم تا گردن در لجن زندکی و تا آرنج دستش به خون هم آغوشته است آقای محمد ماهر سؤال این که در این مدت که بودید چه کردید یکبار فکر کن که از اقوام شما چند نفر در این جنگ کشته شده بعد از تأسیس این کشور به نام شما که مطلق حکومت در دست پشتون بوده چه گلی را به سر این مردم زدند و چه کردند جز تفنگ و گلوله و بی‌سوادی برای نسل بعد چه به ارث گذاشته‌اند و چه می‌گذارید یکبار با خودت خلوت کن و فکر کن وقتی که آدم می‌بیند که پسر جوان خودش را منفجر می‌کند تن آدم می‌لرزد یا یک جوانی در دریا غرق می‌شود یا... این نانی است که پشتون‌ها از زمان تأسیس این کشور به نام افغان به دامان مردم آن سرزمین گذشته است تو که تاریخ خواندی ثابت کردی بیا کمی هم به حال بنگر و از ان تاریخ که خواندی عبرت بگیر و به مردمت هم بگو انسان وقتی که وارد آن سرزمین می‌شود ترس و وحشت تمام وجودش را فرا می‌گیرد انگار در یک جنگلی وارد شده که پر از حیوانات درنده است تو که شب می‌خوابی اگر در آن کشور باشی آرام نمی‌توانی بخوابی اگر در آنجا نیستی هم از اقوام و فامیلت سؤال کن که چه حالی دارد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

محمدماهر شریفی08.09.2015 - 06:00

 باعرض سلام وا حترام برای تمام دوستان دوستان عزیز اگر شما معلومات کافی درباره تاریخ ویا پیدایش یک زبان ندارید بهتر است اول کاملا درباره یک زبان معلومات خود را حاصل نماید بعدا یک مطلب ویا یک مقاله علمی نوشته کنید چون اصول نوشتار یک مقاله علمی متکی به معلومات کافی ومطالعه کافی است من برای شما عزیزان نام کتاب را نوشته مینمایم که بخوانید وتاریخ زبان پشتون را خوبتروبهتر مطالعه نمایدالکامل ابن اثیر به این کتاب مراجعه کنید انشاالله که سوالات یک اندازه بهتر میشود درضمن میشه که به شاه نامه فرودوسی مراجعه نماید درباره موجودیت زبان پشتو نقل قول کرده است وهمچنان به تاریخ اویستا مراجعه کنید بهر صورت من یک پشتون استم هیچگونه قوم پرستی درنژا د وخونم وجود ندارد اگر کیسکه میخواهد که درباره قوم من صحبت داشته باشد اولا باید مطالعه درست داشته باشد بهر صورت اگر کدام سوال داشته باشید میشه که به آدرس بنده تماس بگیرد باهم بحث خواهیم کرد mahirlaghmani@gmail.com تشکر ازتمام شما دوستان عزیز

اسماعيل13.07.2015 - 17:19

 ملاك برتري هر قوم وطايفه در دوره جديد، نه نژاد ونه نسب است بلكه اعمال ورفتار و كردار انان است،فقط كليد همه مشكلات اتحاد و اتفاق است و قاتل همه اينها نژاد پرستي است .ملاك برتري إنسانها نزد خداوند فقط تقوایشان است.

یک ایرانی دوستار اسلام و برادری27.06.2015 - 17:43

  افغانستان احتیاج به احمد شاه مسعود دیگر دارد

محمد علی حیدی 04.07.2015 - 04:47

  ازتمام برادران خواهشمندم تاازتعصبات خوداری نموده بهتراست از نظرات سالم وعلمی اشخا ص بادانش استفاده خوب نمایم

سمیه06.06.2015 - 10:41

  خوب بود

باران22.05.2015 - 15:49

 دوستان تنها راه ما برای اینکه در دنیای امروز به خوشبختی و پیروزی وسربلندی برسیم اتحاد همه ما اقوام بازمانده آریایی قدیم میباشد. ببینید که چگونه آمریکاواروپا سعی داشته ودارند که آن منطقه را تکه تکه کنند چون همانگونه که میبینید خیلی راحتتر میتوانند کشور های کوچک را چپاول نمایندوآنوقت ببینیدچگونه خودشان با هم کنار میآیند و متحد میشوند ماننداروپا، آنها متوجه شده اند که موفقیتشان در همین اتحاد است ولی ما بر عکس هرروز به توطئه آنهااز همدیگر ایراد میگیریم و هر چه بیشتر سعی داریم که مثلن مستقل شویم وبه این بهانه به یکدیگر ناسزا میگوییم و بایکدیگر میجنگیم تا به خاسته های آنها هر چه بیشتر جامه عمل بپوشانیم. لطفن کمی بیشتر تفکر کنید که ازاین جنگها وجدایی ها چه کسانی بیش از همه سود میبرند؟

پیمان18.05.2015 - 18:04

  عصر بد بختی وطن ما از زمان نام نهاده شدن این کشور بنام افغانستان توسط انگلیس ها آغاز شد که تا حال هم در آتش این بدبختی میسوزیم.

سحر13.05.2015 - 13:41

  خوب بود

. سیدمهدی وردگی27.04.2015 - 08:43

  سلام.دوستان بنده با نظر استاد وحیدالله موافقم اماباید درادامه بگویم که اکثرمردم وملت شریف افغانستان درباره تاریخ خویش اطلاعات دقیقی ندارندو به علت نداشتن همین اطلاعات بیهوده با هم میجنگند. ازبرادران ایرانیم که آگاهی ندارند خواهشمندم که چیزی نگویند ونخواهند. دوستان اگرنمیتوانید جلوی تعصبات بیهوده خویش رابگیرند لااقل چیزی ننویسند که دشمن شاد نشویم. همین نوشته های ایرانی ها روببینید!!!!!همین کفایت میکنه برای ما.به صدواندی حال پیش توکتاب افغانستان درمسیرتاریخ برین ببینین ملت ماهمه باهم چطور شجاعانه بادست خالی مقابل انگلیسیها جنگیدن.حتی توجنگ سومشون نقشه انگلیسهارو نقشه برآب کردند.درضمن برادران هزاره امیرعبدالرحمن تنها به هزاره هاظلم نکرد.بلکه باهمه حتی پسرعمو که بسیار انسان مقتدروشریفی بود وبرادرانش سرستیزه برداشته یاکشت ویا آواره وتبعید به سایر ممالک دنیا کرد.باتشکر ازتمامیه برادران هم خون وریشه ام.درامان خداوند متعال همیشه پیروز وسربلند باشید.

مصطفی24.04.2015 - 07:34

 تشکر از اطلاعات خوب و ارزنده تان به امید خراسان سر زمین طلوع خورشید تابان

حمید16.04.2015 - 07:56

 البته واقعیت شناسی چیزی است و اختلاف افکنی چیزی دیگر است. علم و دانش در هر عرصه ای مفید است . تحلیل های علمی وتاریخی باعث پیشرفت دانش و تقویت تمدن است. تاریخ و بیان هویت یک قوم اخلاف افکنی و تفرقه سازی نیست به شرطی که با هدف کشف واقعیت باشد نه با هدف توهین واهانت و یک قوم ونژاد. وجود اقوام مختلف را نمی توان انکار کرد چه بخواهیم و چه نخواهیم مرزهایی بین اقوام وجود دارد ولی باید تلاش کنیک که این مرزهای ارزش های انسانی را زیر پا لگد مال نکند.

نورآقا(نظری)21.03.2015 - 21:16

  بنام حداوند دادگروتوانا ودرود به حضرت محمد(ص) برادران عزیز پشتون ها هم برادران ما هستند چنانچه خداوند در قرآن کریم میفرمید ت رجمه(همه مسلمانان باهم برادر هستند) وما وشما شاهد تاریخ افغانستان هستیم که دشمنان ما از این قوم گرایی وزبان پرستی به شیوه های گوناگون استفاده کرده وتا به حال جریان دارد پس بیاید تا مانع این کار شویم

محمد ابراهیم مصلح16.03.2015 - 13:41

 دیدگاه من در باره تعدد اقوام دراقغانستان این است که تما اقوام این سرزمین همجو یک کردگل بارنگ های مختلف می باشد زیبای خاص را برای بیننده به ارمغان می آورد بناء ریشه یابی ودنبال کردن شجره اقوم جز صدمه زدند به وحدت ملی ما وآب ریختن در آسیاب دشمن دیگر سودی ندارد بقول بیدل: ازتعصب جاهلان دین خدارا دشمن اند= عاقبت ازجنگ این کوران عصا خواهدشکست.

ویس 18.03.2015 - 08:49

  این که پیشینه هرقوم کی بود کجا بود را کنار میگزاریم حالا که در یک مرز جغرافیای زندگی میکنم همگی ما یکی هستم تاجک بودن و پشتون بودن کدام افتخار نیست که به خود نسبت دهیم هرکی ابتکاری کرد تقوای داشت برترین است زبان ما وسیله افهام تفهیم ما است نه برتریت وسلام

فواد الله26.02.2015 - 09:18

  به نظربنده اسلام وتقوا وترس ازخدا بهترین معیاربرتری بوده واینکه اقوام گذتشه شان چه بوده ومربوط به کدام نژاد میباشد تنها میتواند درشناخت شان ما را کمک کند واین شناخت نباید وسیله ای باشد برای بدنام ساختن اقوام وایجاد تفرقه درمیان اقوام ساکن دراین سرزمین اینکه گذشته ما چه بوده ودرگذشته ما که بودیم وچه کردیم کدام درد را دوا نمیکند بلکه باید به خود آییم وبدانیم که حالا ما که هستیم درچه شرایطی قرار داریم وباید برای پیشرفت وترقی این کشورخود تلاش نموده منافع ملی خود را دراولویت قراردهیم.

بيرانونداهل لرستان ايران كوچك09.02.2015 - 10:09

 همه ما ازلحاظ فرهنگي متعلق به ايران بزرگ اسلامي هستيم. اينكه مرزهاي سياسي مختلفي داشته باشيم مهم نيست .مهم اينست كه فرهنگ وتاريخ خودرا كتمان نكنيم. شما برادرهاي خراساني ما هستيد.من بارها براي حال و روز شما گريه كرده ام وهميشه افسوس خورده ام.به دليل تلاش استعمارمن قبلا به شما افغاني مي گفتم ولي ازوقتي تاريخ را مطالعه نمودم ممي دانم شما مثل ما لرها جزيي از رنگين كمان نژادي ايران بزرگ اسلامي هستيد.به قول اقبال نیست از روم و عرب پیوند ما نیست پابند نسب پیوند ما دل به محبوب حجازی بسته ایم زین جهت با یک دگر پیوسته ایم امت او مثل او نور حق است هستی ما از وجودش مشتق است

از اصفهان09.02.2015 - 10:16

 هر ملتی برای رشد و پیشرفت نیاز به دانستن ریشه های تاریخی خود دارد. چنین بحث هایی هیچگاه نژادپرستانه نبوده و نیاز هر ملتی در مسیر رشد هست. شاید امروز زیاد به چشمتان نیاید اما چند سال دیگر، با آگاهی بیشتر مردم، نسلهای آینده پرسشهای بیشتری خواهند داشت.

ع ع 02.02.2015 - 09:29

  از آن روزی که نام این سرزمین ازخراسان به افغانستان مبدل گشت مردم این سرزمین آسودگی راندیده اند.وسلام

حبیب الله رښتیانی 01.02.2015 - 06:35

  تحقیق که محترم داکتر صاحبنظر مرادی صاحب انجام داده اند دریک جا ی از بعضی متابع نقل قول ګرده صحیح بنظر نمی خورد مثلا عیص یا قیس اصلا عیص بسر حضرت اسحاق (ع)بن ابراهیم (ع) بود و برادر یعقوب (ع)است که سلسله بنی اسراییل از یعقوب (ع) شروع میشود که دوازده پسر داشت نه از عیص.چونکه ابراهیم (ع)دز پسر داشت یکی اسمعیل(ع) و دیگری اسحاق (ع) که نژاد سامی داشت و افغان ه نژاد اریای دازد. از طرف دیگر همه اقوام از اولاد ادم(ع) و و بعد ا سه پسر نوح (ع) حام ،سام و یافث دربین النهرین(عراق) امروز بعد از طوفان نوح مسکن ګزین شدند ازهمین جا بسوی شرق و غرب اهسته اهسته رحل اقامت نمودند.بناء همه اقوام که در روی کره زمین امرار حیات دارند دارای منزلت و مقام هست و هیچ نوعه فضیلت دربین انها دیده نمی شود تنها معیار کرامت و عزت و مقام ومنرلت تقوی و پرهیز کاری و بس.

یاسر28.12.2014 - 06:25

 خلاصۀ بحث و تاریخ نشان میده که قوم تاجیک بی همت ترین و بی اتفاق ترین قوم در دنیا است

مجید ازایران09.12.2014 - 17:34

 بنام خالق هستی جای بسی خرسندیست که ماپارسی زبانان به این نتیجه رسیدیم که یگانه راه پیروزیمان دربرابر امپریالیسم امریکا اتحاد واتحاد میباشد .البته در سه کشور تاجیکستان وافغانستان وایران مادامیکه تفرقه بین اقوام باشد این مهم ممکن نمیباشد کاش تاجیک وهزاره وازبک وپشتون وکردولرو اذری وخوزستانی به درستی درک میکردند اگر هرکدام دولتی کوچک ومستقل تشکیل دهند به راحتی زیر چکمه استعمارآمریکاوانگلیس چون گذشته له خواهندشد اروپاییان به این نتیجه رسیدند باهم یکی شوند تامارابچاپند حال مابایدباهم یکی شویم تانگذاریم آنان مارا برده خود بدانند از اینکه میبینم پارسی زبانان این گونه زیبا تشریک مساعی میکنند برخود میبالم .خداوندنگهدارهمه شماباشدیاحق.

هاشمی 26.11.2014 - 03:50

  هدف تفرقه انداختن بین اقوام افغانستان نیست بلکه بایدتمام اقوام افغانستان بایددر باره قدامت شان درافغانستان بدانند ازکجا به افغانستان آمدند وچطور در افغانستان جای گرفتند از کجابه افغانستان آمدند .مربوط کدام کشورمیشدند . بعدا فیصدی هاد خودرا در افغانستان ذکرکنند که چندفیصد افغان هاره تشکیل میدهندوچندسال قدامت دارند در افغانستان .

دوست شما23.11.2014 - 11:25

 از مسلک مقبول تان که مهندسی است. چقدر آثار به طبع رساینده اید. تا در انکشاف محیط زیست،کار و تفریح برای نسل موجوده و نسلهای بعدی سهولت های را فراهم ساخته باشید. فکر میکنم شما منحیث مهندس یا رهبر خلاق و مبتکر تعمیرات ،ساختمانها و تاسیسات مطالب خوب و آموزنده را بدست نشر رسانیده،زیرا جوانان جامعه ساز اکنون درعقب تاریخ ملت های ساکن در افغانستان وقت گرانبهای خویشرا ضایع نخواهند ساخت ،بلکه چگونه این ملیت ها را با هم پیوند داده و برای اعمار محیط سالم انسانی کار خواهند کرد که در آن از انسانی شدن جهان را مطرح نموده و راه و روش پیغمبر اسسلام حضرت محمد(ص)را برای نجات انسان تدارک بینند.تفاوت های عرب و عجم را در 15 قرن قبل تهیه دیدند. وای برما پیروان که هنوز هم مطالب غیر ضروری را در قرن تکنالوژی بدست نشر سپرده و ذهنیت را در افکار سنتی و مغشوش کننده ضایع میسازند . به امید موفقیت های مزید شما در راه آبادانی کشور از دریچه مهندسی که با پول ملت فقیر و غریب و محتاج تحصیلات عالی را به پایه اکمال رسانیده اید.فکر نمیکنید که اکنون از حیث بحث ها تعدادی زیادی بیطرف خسته شده اند. وسلام

ابولفضل20.11.2014 - 14:58

 عالی

علیرضا19.11.2014 - 07:45

 اطلاعات خوبی بود. به نظرم هرچه سطح علمی و سواد یک کشور بالا برود تعصب،جهالت،نژاد پرستی وحس برتری جویی تبدیل میشه به خویشتنداری،دانایی،دوستی،تدین و گذشت و وقتی مردم یک کشور بتونن اینقدر ظرفیت داشته باشن که آرمان و اهدافشون رو فدای مسایل پوچ نکنن آبادانی رقم میخوره.آقا جان یک حرف دارم والسلام: افغانستان از اول فتنه ی انگلیس بوده که حایلی بین حکومت تزار روسیه و مستعمره ی انگلیس یعنی هندوستان بوده.اصلا قرار نبوده کشوری به نام افغانستان باشه قرار بوده این کشورفدای دو قدرت بزرگ منطقه ای روس و انگلیس بشه.در حال حاضرم داره فدای همین دو قدرت

محمد اغا کریمی01.11.2014 - 10:07

  معلومات مفصل وخوب بو د

مهرافزا سیدی 20.10.2014 - 06:58

  تشکرازنویسنده مطلب ، موضوع جامع ومفصل بود ماهمه اقوام افغانستان دراین کشور از حیثیت و حقوق یکسان برخورداریم وباید این حس را در ذهن ومفکوره خویش ، اطرافیان وکودکان خویش به وجود آورد وبرادروار درکنار هم زندگی خواهیم کرد .

فریدون (کابل)03.10.2014 - 18:10

  بیائید احساسات را کنار بگذاریم.امروز زمانی نیست که چون احمد شاه درانی و یاسلطان محمود با اسب و تلوار نیم آسیا را فتح کرد! باید واقع بین بوده و از اصل منطق اجتناب نورزیم.اسلحهء صقیل موثر امروزی که حامی پیروزی و سعادت ملت بشمار میرود،همانا سواد کامل ،کسب دانش و ایجاد نسل سالم از لحاظ فزیکی،معنوی،فرهنگی و غیره کوایف مثبت اجتماعی میباشد. و حالا به هر شکلی که باشد منظور از ختم خود کشُی است. بناءً در این زمینه هر کسیکه با افغانان دست یاری میدهد باید استقبال گردد.وآنانیکه به خون آشامی تحریک میکنند اصلا نًابودی وبربادی ملت بلا کشیده را آرزو دارند و بس!

سیدتهرانی02.10.2014 - 09:31

  سلام اگر سر به سر تن به کشتن دهیم از آن به که کشور به دشمن دهیم می خواستم به شما ملت بزرگ خراسان شرقی ( با اسم جعلی افغانستان) بگویم که خواهشاً یکپارچه برای سربلندی سرزمین مقدستان تلاش و در صورت لزوم مبارزه کنید...من یک ایرانی ام و فقط از نظر مرزبندی جغرافیایی با شما متفاوتم اما ما هم زبان هستیم و فقط یک سده است که از هم جداییم...چرا در ایران هفت قوم فارس ، آذری ، لر ،کرد،عرب، بلوچ و ترکمن با کمک خدا کنار همدیگر زندگی می کنیم اما شما دست به دست هم نمی دهید تا متحد شوید؟! شما بزرگ هستید و نباید اجازه دهید که بیگانگان راحت در کشور مقدس و پاک شما قدم بگذارند...به خدای بزرگ اگر می توانستم اسلحه ای به دست می گرفتم اما نه در مقابل هم وطن و هم زبانم بلکه لوله ی اسلحه را به سوی بیگانگان که امروز نوکرشان به نام اشرف غنی احمد زی امور را به دست گرفته می گرفتم و خون و جانم را فدای این سرزمین و مردم بزرگش می کردم... شما ایرانی تبار هستید...فردوسی این بیت را برای شما و ما سروده است. دریغ است که ایران ویران شود...کنام پلنگان و شیران شود

مهران قاسمی28.09.2014 - 14:44

 تاریخ افغانستان غیر از خرابی نیست

فریدون18.09.2014 - 17:05

  در جوامع متمدن به طور مثال در امریکا هر مهاجریکه رسماً طبع آن میگردد ،یا اینکه طفلی درین سرزمین بدنیا میاید ،بدون کدام قید و شرط بنام امریکاییکه سبب افتخار دو جانبه یعنی شخصی و ملی میباشد محسوب میگردد و بس !!! بدین ترتیب است که ریاست جمهوری این کشور را فعلا یک طبع سیاه پوست به عهده دارد. پس باید دانست که خوشبختی و ترقی یک ملت در عدم تضادهای قومی ،تبعیض و تعصب است . در غیر آن یکدیگر را بلعیدن است و دست حقیرانه سوی جهان هوشیار ومتمدن دراز !!! سلامت باشید!

میرزامحمد روستایی16.09.2014 - 03:25

  جناب آقای دکتور! دستت پُرتوان و قلمت نویسا باد!زیرا می دانم که در ترتیب و اکمال این پژوهش، زحمات زیادی رامتحمل گردیده اید.

احمد فیضی علی یاری31.08.2014 - 05:12

 سلام بر همه لطفا دیگر از تفرقه صحبت نکنید برتری به نژاد نیست مهم این است که همه برادر وبرابر هستیم تاکی باید زمینه را برای هرج ومرج بیگانه ها درست کنیم به خدا دیگر بسه ای مسلمانان اتحدو اتحدو وحدت وحدت هرکس بر ضد وحدت افغانستان صحبت کند دشمن این کشور ومزدور خارجی است .من نه هزاره هستم نه پشتو نه تاجیک نه ازبک نه .............. من افغانستانیم

اشرف خان15.08.2014 - 23:01

  س.خسته نباشید سایت شما را دیدم خیلی خوشحال شدم بیزحمت اجداد ی و نوادگان شاه محمود و شاه اشرف را که در ایران حکومت کردند نام ببرید.منظورم شجره نامهاست.ممنون از شما.

محبوب الدین (محمدی)02.08.2014 - 04:44

  دوستان عزیز من یک پسر 14 ساله هستم این قدر را در ک میکنم که افغانستان مختص برای پشتون نیست باوجودیکه خودم پشتون هستم برایتان پیشنهاد میکنم که خود پزیری داشته باشید بیائید دست باهم دهیم وبرای آبادی ان تلاش کنیم .بااحترام برادرکوچک شما محبوب الدین محمدی

انجینیر صمیم02.08.2014 - 05:03

  تشکر ازمعلومات شما نویسنده گرانقدر

محمد یونس مرادی30.07.2014 - 18:08

  بنا بر نوشته بالا پشتون ها( افغان ها)سوابق دیرینه در این سرزمین داشته و یکی از یازده قبیله یهودی اند که حین محاجرت از مصر از سایر قبیله ها جدا شده و بالاخره به این سرزمین آمدند و در غور و یا کوه های سلیمان جاگزین شدند، واز نگاه نسب به طایفه بنیامین تعلق میگیرند. اینکه کی بودند و از کجا آمدند تاریخ گویای این حقیقت است. شاید عده زیادی از ملیت های دیگر این حوزه از جغرافیای دیگری به اینجا آمده باشند. بناء هیچکدام از ملیت ها قباله میراثی ملکیت را بدست ندارند. لذا برتر شمردن یک قوم بالای قوم دیگر دعوای باطل است و هر قومی مالک و صاحب اختیار این سرزمین اند.

عبدالمنان21.07.2014 - 01:06

  من خودم پشتونم وافتخار میکنم که ازبنی اسرایل هستم وانسان نباید از اجداد خود متنفر باشد ولی اکنون مسلمانم وافتخار میکنم هرکس خود را مالک افغانستان میداند تاریخ وشواهد تحویل میدهند انچه که پیداست همه مردم افغانستان دراین سرزمین پیش از اسلام دراین سرزمین بوده اند ومالک این سرزمین هستند پس بیاید این حرفها را کنار بگزارید که کدام قوم مالک این کشور است درحقیقت همه ما مالک این سرزمین هستیم.

اتنا05.07.2014 - 10:58

 حقیقتا جامعه نژاد پرستی هستیم اما به نظرم این مطالب کمی قدیمی است چون طبق تحقیقات جدید (البته این تحقیقات هنوز مستند نشده)پشتون ها جزقبایل عشایر عراق بودند که بعدها به افغانستان مهاجرت کردند البته با توجه به ازمایشهای ژنتیک که انها را عرب تبار دانسته احتمالا این نظریه درست تر است اما طبق همین ازمایشات ژنتیک تمام مردم افغانستان چه پشتون چه تاجیک چه ازبک و حتی هزاره ای که خود من هستم دارای یک نیای مشترک می باشیم حال می توانیم حقیقت را قبول کنیم و پیش داوری در مورد یکدیگر را کنار بگذاریم یا انکه دوباره سر مسئله ای که به هیچ جا نمی رسد تا ابد با هم اختلاف داشته باشیم

نیکمل ابراهیم خیل03.06.2014 - 08:31

 این مهم نسیت که ما از کدام نژاد یا هم از کدام قوم هستیم مهم اینست که تمام شکر مسلمان هستیم و نظر به حدیث رسول الله (ص) تمام مسلمانان با هم برادر اند. بیایید که دست به دست هم داده وطن خود را آرام بسازیم و به دین خود خدمت کنیم.

ايرونی30.05.2014 - 13:15

 سلام نمی دونم مطالعات ژنتيکی رو ديديد يا نه. مطالعات نشون ميده پشتون ها و تاجيک ها و ازبک ها شبيه مردم روسيه و هند هستند. پس اين که ميگن يهودی هستند غلطه. همين مطالعات نشون ميده هزاره ها شبيه ترين مردم آسيا به اروپای غربی هستند. تنها 30 درصد مردان هزاره تبار مغولی دارند. و دست آخر اين که مردم کشور ايران از نظر ژنتيکی به هيچ رو آريايی تلقی نميشن و بيشتر مشابه مردم قفقاز و آسيای صغير هستند حتی زرتشتيان. هر چند ربطی به مسائل حقوقی نداشت ولی از نظر تاريخی به اين تحقيقات توجه کنيد.

سید معروف رنجبر14.05.2014 - 21:40

 تاريخ هويت يك ملت است . پس به خاطر اينكه هويت خود را كم نكنيم بايت تاريخ را خواند. .تشکر از برادر مان تاریخ دان افغانستان خدا کند برادران مان از حدود وموقیعت کشور بصورت درست آیاگاهی داشته باشند تا باشد در آینده جواب گو برادر دیگران باشم با احترام 0786493209

khaksar akrami25.05.2014 - 06:59

 سلامونه اونیکی هیلی می ومنی دوستانو ما ستا سو تولو لیکنی ولوستلی هر چا خپل نظرونه ورکړی وه خو هیچا داسی فکر ونکړو چی دا وطن به څنګه ارمی لوری ته یوسو مګر دلته یواخی او یواځی دلته فقط د یوبل قومونه تهدولو ته تیارناست یو تول وخت مو همداسی تیر کړو څوک وای چی پښتون وطن ورانګړو اوڅوک وای چی تاجک ورانکړو په اصل کی هرڅوک چی په قدرت کی وه هغه دخپل شخصی نفعی په خاطر دا وطن وران کړو اوس ده تا ویلی او ما ویلی وخت ندی اوس ده دی وخت دی چی څرنګه دا وطن جوړ ودان اوسمسور یی کړو زه ستاسو دکشر ورور په صفت تاسو ټولونه غوښتنه لرم را ځی چی په کده دا وطن اباد کړو ترڅو زمونږ راتلونکی نسل په ارامی او سوکالی ژوند پرمخکی بوځی او یوه وړه غوښتنه ده تاجک ورورنو څخه لرم تاسو په پښتو ژبه خبری نشی کولای ولی هر پښتون په دواړو رسمی ژبو خبی کولای شی نو را ځی چی یو دبل سره خپلی ژبی شریکی کړو تر څو مو د یو بل سره مینه اومحبت زیات شی والسلام خاکساراکرمی د ننګرهار ولایت اوسیدونکی پته khaksar20akrami@gmail.com

میرعبدالقادر میرپور26.05.2014 - 06:34

 مشکل مردم ما درقدم اول بیسوادی ودر قدم دوم داشتن باسواد های نشنالیست وقوم گرا در حالیکه تاریخ نشان داده که اگر شاهان گذشته ما خدمت گذار واقعی میبودن اززمان سلطان محمود غزنوی که سرحدات خراسان تا دهلی از غرب تا مشهد نیشاپور واز شمال تا بخارا بود با امدن شهان وطن فروش بخاطر قدرت همه را فروختند برادر برادر را کور کرد یکی در کابل دیگری در قندهار ودیگری در جلال اباد حکومت اعلان میکردن وهر کدام کوشش داشتند تا خوب تر در خدمت انگلیس ها باشند از زمان سلطان محمود غزنوی وتا دوره ماد ظاهر خاین ترین شاهان سپری شده است امیدوارم همه مردم خدا را حاضر ناظر بدانند هرچه بود گذشت حالا هم سروقت است وگرنه این قوم پرستی بجز خرابی وبربادی دیگر چیزی را ببار نخواهد اورد

وحیدالله03.05.2014 - 04:56

 من نیز تشکر مکنم که در باره اقوام افغانستان معلومات حاصل کردم فقط میگوم که راه همدیگر پزیری را پیش گیریم

صبور فایز29.04.2014 - 05:38

 به نظر من حالا این مهم نیست که کدام قوم از کجا و در چه زمانی درین سرزمن متوطن شده اند زیرا حالا دیگر همه ی ساکنین این سرزمین که از اقوام مختلف اند، صاحبان اصلی این سرزمین شمرده میشوند.اما مشکل اصلی اینجاست که قوم پشتون بدون درنظر داشت حکم خداوند...و قوانین مدنی، ادعای مالکیت همیشه گی دارندو مطابق رسوم پشتونوالی برای خود ننگ میدانند که از اقوام دیگر پادشاه ویا ریس جمهور باشد، که همین امر سبب اصلی تمام مشکلات و بد بختی ها و عقب مانی افغانستان شده است. عوامل و فکتور های مختلف سبب میشود که در طول تاریخ تعدادی از اقوام بشری نسبت به دیگران زیاد تر رشد کنندو از خود شان هزاران عالم و فاضل و دانشمند و یک فرهنگ غنی و پربار به جا بگذارند، مثل اروپایی ها و در اسیا پارسی زبان ها. و در هرجایی که حاکمیت دولتی به دست اقوام پیشرفته و متمدن باشد، آن کشور زیاد رشد و ترقی میکند و در افغانستان متاسفانه ازتقریبا کمتر از سیصد سال بدینسو حاکمیت دولتی به دست یکی از کم پیشرفته ترین اقوام، یعنی پشتونها میباشد که از همین سبب، یک کشور عقب مانده و بد بخت استیم. زیرا پشتونها هنوز به شکل قبیلوی وعشیره یی و کوچی زنده گی میکنند و علم و دانش هنوز در زندهگی شان راه پیدا نکرده است. فراگیری علم ودانش برای شان ننگ است، زنها در برخی مناطق در نزدشان هنوز به منزله حیوان است و خرید و فروش میشود که چندی پیش تلویزیون ها فلمی را در این باره از ننگرهار نشان دادند، و آنها اقوام دیگر را هنوز به رسمیت نمی شناسند. ای برادران پشتون، این همه مسایل آیا سبب پیشرفت مملکت میشود و یا عقب مانده گی، در حالیکه در ایران از برکت حاکمیت فارسی ها، همه اقوام و در مجموع ایران رشد کرده و در منطقه به یک قدرت تبدیل شده است. و هر قدر پیشرفت زیاد باشد، به همان اندازه تعصبات قومی کمتر میشود، مثلا،احمدی نژاد یک آذری، یعنی ترک تبار بود، خامنه یی از خامنه، یعنی غیر پارسی بود. یعنی از اقوام دیگر که در حاکمیت پارسی ها، تا سرحد ریاست جمهوری رشد کردند. حتا خود پارسیها، نام کشور شان را که پارس بود و از یک قوم خاص نماینده گی میکرد، مدت ها قبل ازبین بردند و ایران نام گذاشتند، صرف به خاطریکه اقوام غیر پارسی خودشان را محکوم احساس نکنند. و نام ایران که نام هیچ قوم خاصی نیست، را همه اقوام پذیرفتند. به این میگویند هوشیاری و پیشرفته گی. پس ای برادران تحصیلکرده ی پشتون، این مسایل را برای بیسوادان تان هم بفهمانید تا وحدت ملی ما حفظ شود. والسلام

لغمانزی 28.04.2014 - 05:50

  به نظربنده تاحال هیچ کسی تاریخ دقیق اقوام را نمی داند جزخداوند اگر به این کلمه اکتفاکنیم که همه مسلمانیم بهترخواهدبود از خودخواهی دست برادارشویم

سیدزبور(هاشمی)16.04.2014 - 04:46

  افغانستان ملت واحد است هیچ کس نمی تواندبه ملیت یک دیگر تجاوز نماید .لطفادرباره آبادی ومرفه شدن این وطن به اندیشیدازنفاق چیزی بدست نمی آید.اگرمن تاجک،پشتون،هزاره،ازبک ویاسایرام فرزندمتولداین سرزمینم از آب وهوای آن استفاده مینمایم پس باساختن وآبادی میتوانم تامالیات استفاده آنرابپردازم.واگربه یک دیگرتجاوزنکنیم بهترخواهدبود .شخص من که از نگاه ملیت (سادات)ام وازخاندان هاشمی ازقبیله که درمکه مکرمه 1400سال پیش نیاکانم زندگی میکردندولی ایمروزافغانم ودرولایت کابل تولدودرولایت کندزتحصیلات نموده ام ومصدرخدمت گزاری درولایت کابل،کندز،بدخشان،تخار،بغلان ،سمنگان وکندهارگردیده ام وغیره....پس فعلافرزننازنین این سرزمین ام واگرنظرتان برای آبادانی این کشوراست بدهید وگرنه خیلی خجالت آوراست ....وسلام برا وطن پرستان

سیدآغا 08.04.2014 - 09:38

 اگرچه من یک افغان (بشتون) هستم لاکن این را ضروری نمیدانم که افغانستان مربوط بشتون میشود بلکه افغانستان خانه است از تمام اقوام افغانستان که در آن زیست میکنند اقوام مختلف افغانستان عزیز این را بدانید که دشتمنان اقوام مسلمان و مجاهد افغانستان همیشه کوشش کرده اند که در بین افغانها تفرقه اندازند و حکومت کنند اما این را کور خوانده اند ان شاء الله افغانستان توسط همین اقوام مختلف افغانها به خراسان خواهم تبدیل شد و دشمنان این وطن را که در هرجاه باشند سرکوب خواهند کرد! بااحترام سیدآغا "مسلمیار"

فرحناز25.03.2014 - 16:19

 بسیار خوب

بچه وطن14.03.2014 - 13:26

 تا جاییکه نظرات دوستان را مطالعه کردم اکثریت دوستان به "همه یا هیچ معتقدند" نمیشود بیان اشتباهات حکام گذشته را تعرض بر خود تلقی کرد. روس های معاصر بعد ازینکه همه اشتباهات و ستمگری های استالین را که روسی الاصل نبوده به قلم میکشند، منیوسند که " با وجود اینهمه ستمگری های استالین، شاید تاریخ ما به خاطر پیروزی درجنگ جهانی دوم به او نیاز داشت" چه فرقی میکند اگر پشتون از کوه های سلیما آمده باشد، ویا هم هزاره و یا تاجیک ازجای دیگر، درحال حاضر همه ما اینجا زنده گی میکنیم و مجبورهم هستیم اینجا زنده گی کنیم، چون در جاهای دیگر به ما اجازه نمیدهند. در روسیه استالین گرجی میتواند، رهبر باشد، در حالیکه در افغانستان رهبری مثلا یک شغنی غیر قابل قبول که چه که شاید حتی بدعت دینی تلقی گردد. بیایید خوبی را خوب بگوییم و زشتی ها را زشت. درافغانستان کسی به نام تیمور که خیلی قدرت مند بود مکتب نمیسازد ولی به نام امیرعلیشیر نوایی میسازد، به نام امیرعبدالرحمان نمیسازد به نام عایشه درانی میسازد. دلیل اینکه چرا آنرا نمیکنند واینر ا میکنند، را همه میدانیم، طبیعت انسان مهرو زیبایی را دوست دارد واز زشتی متنفر است. گذشته را نمیتوانیم تغییر دهیم ولی آینده را میتوانیم بسازیم هیچ کسی نوکر کسی دیگری نیست ما با همه همسایگان اشتراکات طبیعی و تفکیک نا پذیر تاریخی، فرهنگی وزبانی داریم اگر من دست یک پشاوری، خجندی، بخارایی، مروی، مشهدی و یا شیرازی را به گرمی میفشارم و اورا در آغوش میگیرم هیچ گاهی به معنی نوکر بودن من نیست

ندیم نجات04.03.2014 - 07:47

 درست است که پشتو از جمله زبانهای ملی افغانستان است اما یک گپ را نباید از یاد برد که زبان دری دومین زبان دین اسلام است

مرضیه31.01.2014 - 12:31

  باسلام خیلی جالبه هرکدوممتون اطلاعات جالبی ازافغانستان داشتید به هرحال الان وحدت مهمه من میگم زمانی که افغانستان به وجود اومد همزمان همه قوم ها به وجود اومدند اینجوری هممون راحتریم نیازی نیست که این همه حرص گذشته روبخوریم هرکسی که افغانستان روتاسیس کرد مهم نیست الان مهمه که مااقوام مختلف توکشورمون هستیم که کشورافغانستان مال ماست

افغانستان متحد01.02.2014 - 09:05

  من نه تاجیکم نه پشتون، نی هزاره نه ز ترکم نی ز ازبک، نه بلوچم نی ز ایماق سترگم من به مذهب نی ز سنی، نی ز شیعه، نه ز سیکم نی دورنگم، نی دروغم، نی فسادم، نی شریکم نی شمالی، نی جنوبی، نه ز غربم، نه ز شرقم نی ز کوی فتنه پیشان، نی پی تشویق فرقم نی بفکر جنگ لفظم، نی بفکر تهمت و شر نی زر اندوزم، نه نوکر، نی کلاه فتنه بر سر خطه ام افغان ستانست، خاک ان از من سراسر ما همه افغان و افغان سر بر سر با هم برابر رود و دریایت خروشان، کوهسارت با جلالند فصل هایت بی نظیر و مردمانت با کمالند پاک بادا خطه من از کف شر و شرارت مرده بادا هر که بردست صلح میهن را بغارت خاک بادا بر دو چشمی کو ندارد تاب دیدن دست مایان را چو زنجیر، متحد، با هم پریدن مرگ بر خصمت همیشه، شاد زی بی درد ماتم دور بادا از وجودت تکه های راکت و بم سبز بادا، سبز بادا، نام تو بر جسم و جانم زنده بادا، زنده بادا، کشورم، افغانستانم

فضل عمر26.01.2014 - 07:40

  انسانها آفریده خداوند اند،وبرتری آنهابه تقوی است ،تمام ساکنین این وطن باهم برادراند ،وکدام تفوق بریکدیگر ندارند طبعاًساکنین این وطن منشائ آمدن به این سرزمین دارند. ولی فعلاً ما باهم برادرهستیم ومجبورهستیم باهم زندگی نمایم. اقوام مختلف این سرزمین مانندگلهای چمن اند، که رنگ هریک آن به زیبایی آن می افزاید. اگر درچمن یک نوع گل داشته باشد خوش آیند نیست ولی اگرگلهای رنگارنگ داشته باشد خیلی زیبا وعالی به نظر می آَید بیاید این افکارنابه کار رایک طرف بمانیم وبرای برادری وترقی وطن کارنماییم

محمدرفیع15.01.2014 - 06:48

  همه از اولاد آدم علیه السلام گفتن که باهم برادریم ولی از عابیل وقابیل چیزی نگفتن

ولی امیری14.01.2014 - 15:04

  سلام خوشحال شدم ازاین متن که مطالعه کردم اگاه شدم باتشکر ازلطف شما :

بشیر احمد 06.01.2014 - 09:51

 تشکر از معلومات مفید شما

ولی محممدبختیاری27.12.2013 - 14:10

  باسلام.خیلی دوست دارم که روزی برسدکه درافغانستان حرف ازنژاد پرستی قوم گرای نباشد به این فکر کنیم که چه خانواده های که چشم انتضارند که بچه های یشان برای کار سالها ازخانواه خوددورهستند مهاجرینی که چه غرورهای که زیرپا می زارندچرا وبه چه قیمتی

مجیب الرحمن سلطانی23.12.2013 - 16:45

  همه اقوام ساکن افغانستان برادر یکدیگر اند تفرقه ملیتی قومی سمتی به هیچ عنوان جاندارد لطفا نظریات بی مورد ندهید اگر افغان هستید تشکر.

فریدون07.12.2013 - 08:44

  من شخصاً از این همه تبعیض متنفر هستم آنانیکه دست به این کار ها میزنند اصلاً در کوشش آن هستند تا در بین ملت مان تفرقه ایجاد نمایند من به حیث یک مسلمان از همه شما میخواهم تا دست به دست هم داده با از بین بردن بدبختی، جنگ های چریکی وانتحاری، کشتار برادران خود به بهانه های مختلف و تبعیض نژادی و قومی کشور خود را آباد نمائیم تا باشد کشور های دیگر افغانستان را به یک آدرس دیگر هم بشناسند

خوگیانی24.11.2013 - 08:01

  اگر قوم پشتون صفات عبرانیان را نداشته باشند پس نمی تواند که آنها دودمان آنها باشد. صفات عبرانیان در کتب تاریخ ادیان درج است که در عرف و عادات و مناسک دینی آنها معلوم می گردد. ازجمله هر گاه زن برادر فوت کند از او زن بماند وی را زن را باید برادر دیگر شخص فوت شده به ازدواج در آورد. عبرانیان دزدی زیاد می کردند از جمله به مال و املاک همسایگان چشم می دوختند و حتی بر سر حق آبه با هم درگیر می شدند. به همید دلیل یکی از دستورات ده گانه اول که موسی (ع) آورد همین بود که به مال همسایه چشم ندورید و همچنان دزدی و غارت نکنید. دیگر صفت آنها کشتن افراد. آنها بر سر بسیار سخن عادی و اختلاف کوچک با هم درگیر می شدند یا به اخلاق و خوی بد با هم درگیر می شدند یا همدیگر را می کشتند.حتی بخاطر یک فحش ناموس دیگری را می کشتند ویا بخاطر یک وجب زمین. دیگر صفت عبرانیان داشتن عدم بهداشت و زندگی در سخت ترین شرایط........

نصرت الله21.11.2013 - 08:41

  سلام واحترام خدمت محررین وخوانندګان محترمتقدیم است بنده رانظر براین است دواصل قبول شده دردنیاموجوداست ۱ـ طریقه کسب تابیعت ازطریق خون ۲ـ طریقه کسب تابیعت از طریق خاک درصورت که اقوام افغانستان از چندین نسل درکشورعزیز مازندګی دارند بی انصافی خواهد بود که درقسمت از افغانستان نبودن شان تبصره داشته باشیم درضمن به اثر مهاجرت ها ازدراج ها همجوار زیستن هافشار های جنګی زبانها شاید تعغیرخورده باشد که ما فعلا شاهد بسی بشتون ها تاجیک اوزبیک ها ترکمن هاوغیره اقوام استیم ګه زبانهای مادری خودها رافراموش کرده به زبان های محلی صحبت می نمایند بی انصافی نخواهد بودکه اوشان راازاین قوم وآڼ قوم بدانیم تکیه براثرات استوره یی وګنګ خالی از اشتباه نخواهد بودسرزمین آریانا کهن که مرکز آن بلخ بوده سه فرزند فریدون تور وسلم ایرج در سرزمین آریانا سلطه داشته وامروز قسمتی از اروباروس هند چین فارس خودرا آریایی میدانند بی انصافی نخواهد بود که مادر قسمت اقوام که شاید چند نسل قبل برادر ان مابوده باشد بګویم که از مرز بوم مانیست ویاآریایی نیست در ثانی همه اولاده بابا آدم -ع- استیم دررابطه به احمد شاه بابا اوتوانسته حکومتی رابا سرحدات وسیع ثبت تاریخ نمایند وګرنه دوستان شاید مطالعه فرموده باشند که هند فارس بخش های آسیای میانه کشور عزیز ما را ازآن خود می دانند وزبان مهد آریانا دری بشتو وسایر زبانهای مروج افغانستان امرز نبوده چه خوب است که به عقب ندیده درفکر آبادی کشور خود باشیم بااحترام

احمدضياء21.10.2013 - 15:36

  ميخواهم كه در باره تاجك ها معلومات پيدا كنم

خیرالله ( رحمانی ) 20.10.2013 - 10:01

 اول از همه سلام احترام خدمت تمام دوستان که دررابطه به اولین اقوامکه در افغانستان زندگی میکنند معلومات ارایه کرده اند قدردانی میکنم اما ثابت نشد که کدام اقوام برای اولین باره به افغانستان آمده اند باید معلومات بیشتر ارایه گردد

نجم اله پشتون مل19.10.2013 - 16:40

  من تنها گفته میتوانم کی اولین شعر پشتو در سال 1724م توسط امیر فولاد کرور انجام شده است.

کریم پوپل06.10.2013 - 21:59

  دوستان سلام مقاله را خواندم کمی جانبداری است خوب به هر صورت تابه اکنون در طول تاریخ کسی نشنیده است که کدام پادشاه بالای پکتیا وخوست که مناطق کوه بندی است حمله کرده باشد. هیرودت نیز ازاین قوم یاد نموده است. چون این قوم در طول تاریخ بدون حکومت زندگی نمودند خیلی آزاد منش تربیه شده وتمدن پذیر نیستند. اولین دسته این قوم در زمان سلطان محمود سربازی مینمود. درزمان غوریان اینها صاحب قدرت شدند. ولی زبان اولی غوریان پشتو نبود از اینکه در همجواری پشتونها زندگی داشتند عده از آنها زبان پشتو را اختیار نمودند. در زمان مغلان تیموریان و هوتکیان اینها ساحات زراعتی را اشغال نموده و همانجا مسکن گزین شدند. مفولان به جز بدخشان دیگر تمامی ملت افغان را از تیغ کشید. در همین مواقع زمینها بی صاحب ماند و نسل پشتونها ازدیاد یافت. پشتونها بدو بخش وهفت شاخه مشخص شده اند. غرغشت سربن وبیتن که سه برادر بودند. گروه دیگر کرلای ،اومر، متی ، و پشتونهای غیر آریائی است که به گمان اغلب همان قیس است که بنام عبدالرشید نام نهاده شده بود ودر حوالی کابل کشته شد. کنون بنام شاه دو شمشیره می نامند.گروه دوم اقوام است که اولاده دختر ویا داماد پشتونها ویا صرف زبان پشتورا در همجواری فرا گرفته است. اگر بنظر شما جاهل اند که خود را انتحار می نمایند.این علت بیسوادی ودوری از علم است که جاهلیت در وجود هر بیسواد ممکن باشد. بدبختانه همیشه جنگهای کشوری بار دوش همین مردم بوده وهمیشه در جنگ بوده است. اوغان یا افغان کلمه است که ایرانی ها به پشتونهای که در سمت غربی کشور زندگی میکردند نام گذاشته بودند. علت آن اینست که این نسل در دو قدمی به بسیار بلندی صحبت می نمودند. در نتیجه اگر تاریخ قوم را برای دانش نوشته شود خوب است اگر برای توهین نوشته شود کار خراب است هموطنان مارا از هم تفریق می دهند.

مهدی هزاره27.09.2013 - 18:26

 قبل از تهاجم یا هجرت اریایی ها در محدوده ی کوه های هندوکش مردمانی در جنوب هندوکش که مناطق کوهستانی و صعب العبور بودند مردمان سکونتگاه خودشان را به خاطر دست نارسی مهاجمین در طول تاریخ حفظ نمودند.دوم اینکه چون در این مناطق در اکثریت زمانها نطقه مرکزی حکومتی به وجود نیامد مهاجمان کمتر در صدد تسخیر ابن منطقه بر امدندو بومیان پا بر جا ماندند.و در انجا در دورانهای متعدد پناهگاه هایی برای فراریان قرار گرفت و به باشندگان این سرزمین افزوده شدند و در اواخر پایگاه های حکومتی در نقاط مختلف این سرزمین بوجود امدند مثل نیمروز بست قندهار زابلستان غزنی بامیان و غور اقوام اریایی ها تاتارها اغوزها ایغوریها قرلوقها مغولها و اقوام دیگری که ناشناخته بودند قوم مسما به قوم هزاره فعلی را تشکیل دادند.

مهدی هزاره 25.09.2013 - 15:20

 دوستان جنگ و عداوت بس است.تمام اقوام زیستگاهشان را میخواهند.برای چه پشتونها هزاره ها تاجیکها اوزبیکها و بقیه اقوام برای ماندن در این سرزمین ادعای پیشینه را ملاک قرار میدهند؟ فعلا این خاک از ان همه ی اقوام می باشد.مجبورند باهم بسازند.ادعای حاکمیت یک قوم بر اقوام دیگر غلط است و به جایی نخواهد رسید.در تاریخ دیدیم حکومت های ظالم که می خواستند اقوام غیر خودشان را تحقیر یا از بین ببرند مانند عبدالرحمان خان با قوم هزاره چه کرد و نتیجه چه شد.ان حکومت هایی که می خواستند زبانهای غیر زبان خودشان را از بین ببرند چه کردند؟ حال زمان تفاهم اتحاد احترام گذاری بر همنشینان پذیرش قانون کشوری است. زنده باد افغانستان زنده باد اقوام این کشور

ازبیک12.09.2013 - 08:27

 باشنده گان این سرزمین واقعاًقهرمان هستنددرصورتیکه کاربه اهل کارسپرده شود.مسلیکه درمسابقه فتبال جنوب آسیامشاهده گردید.اززمامداران دولتی نیزخواهش مندیم مانندمجیب ولشکری درمیدان سبزدرانتخاب واستخدام دقیق بوده ازاستخدام خویشاوندان وقوم خودشان خودداری نموده افرادشایسته رادرکارهای دولتی بگمارندانشاالله موفقیت ازآن ماخواهدبود.بااحترام

ایران27.08.2013 - 09:18

 دوستان و برادران ساکن در افغانستان خواهش میکنم بامطالعات تاریخی خود ریشه واقعی خودرادریابید تابازیچه دروغ های غرب نشوید مردمان پشتون هم مانند اقوام بلوچ ، تاجیک ، کرد ، فارس ،لر ، آذری و... ازاقوام ایرانی هستند درحالیکه انگلیسیهاسال ها تلاش کردند تا در ایران باقرار دادن اقوام ایرانی دربرابر فارس ها آنها رابه جدایی وتشکیل سرزمین موهونتشویق کنند اما حال پس ازسال ها درایران اسلامی ده ها قوم با ده ها زبان درکنار یکدیگر زندگی میکنند و همه خود را ایرانی میدانند و کشور پارس یا ترک وبلوچ معنایی ندارد کشور کنونی افغانستان هم یک سرزمین موهون بدون هیچ پیشینه تاریخی است که توسط انگلیس برای ایجاد یک منطقه امن (سرزمین حایل)برای جلوگیری از نفوذ روس ها به هندوستان (نگین مستعمرات بریتانیا)تشکیل شد و آن زمان تلاش آنها براین بوده که با تفرقه میان اقوام ایرانی ساکن در این کشور ودور کردن آنها ازهویت ایرانی خود هم کشور افغانستان راعقب مانده نگه دارند وهم از قدرتگیری ایران جلوگیری کنند من به عنوام یک هموطن ایرانی ازهمه برادران پشتون تاجیک هزاره بلوچ و ... میخواهم که با شناخت هویت ایرانی خود زمینه رابرای بازگشت افغانستان به ایران و قرار گرفتن یک ملت زیر یک دولت نقشه شوم استعمار را نافرجام بگذارند.

ازبیک27.08.2013 - 08:01

 باابرازتشکرازجناب مرادی که تاریخ پیدایش افاغنه رادراین سرزمین شرح نمودند.درطول تاریخ،این سرزمین مردخیزجزءقلمروچنگیزیان،تیموریان،سلجوقیان،بابریان وغیره ترکه تبارهای قهرمان بوده است.آثارتاریخی که ازهرنقطه آن بدست می آیدگواه این حقیقت میباشدمثلاًشهرغزنی که امروزمرکزتمدن اسلامی جهان مسمی گردیده یاموزیم این کشورکه پرازآثارتاریخی مربوط دوره تیموریان میباشد.از دوستانیکه درموردابرازنظرفرموده انداظهارتشکری میکنیم وامیدوارهستیم دوستان ازتاریخ سرزمینی که درآن زندگی می کنندمعلومات دقیق داشته باشندکارخوبی است امااینکه تمام ملیت های ساکن این سرزمین برادرهمدیگرهستنددرآن هیچ شک وجودنداردمطالعه وداشتن معلومات به هیچ وجه نمایانگرتبعیض یاملیت پرستی نمیباشد.احترام

احسان ( مطمئن)26.08.2013 - 08:58

  ای صاحب نظران معلمان مهندسان ادیبان محصلین دکتوران آن اقوامی که به اثرنداشتن علم وسوادسلاح بدست گرفته وازماوشمابیگانه شده انداین نظریات تعصب آورشماراکه بشنوندتفرقه وبرادرکشی زیادشده میروددیگرامیدی به خوبی امنیت صلح وآشتی نداشته باشیم چرانکوشیم آنهاکه واقعاًنیستندملامت دوست ودشمن خویش رانمیدانندبروی یک دسترخوان افغانی دعوت نکنیم شماکه خودشاهدتاریخ پرخم وپیچ افغانستان هستیدآیا نمیدانیدکه هرامپراتور وابرقدرت جهان که قدم به این خاک قهرمانان نهاده این خاک وسرزمین راگورستان برای اونهامبدل نموده قهرمانانه جنگیدنددربرابرجان وعیال خودازاین سرزمین مردانه واردفاع نمودنددرین قهرمانی هاهمه ی اقوامی مسلمان ومتحدافغان شامل هستندتاریخ گواه هست هیچ قومی برتری بالای قوم دیگری ندارد همه اقوام مسلمان اندپس باهم برادراندگفته پیامبربزرگ ماوشماحضرت نبی کریم (ص) میباشدیک خداراپرستش وعبادت میکنندامت رسول اکرم(ص)میباشندقانون شان قران وسنت نبوی واهل قبله میباشدبرای ماوشمااهل علم ودانش نمیزیبداین چنین گفتاری پوچ وبی مفهومی رااریه کنیم آنهم درصفحات انترنت. دشمنان این سرزمین همیش کوشیده است تااقوام متحدویکپارچه ی این دیاررابه نام های گوناگونی به تفرقه وبرادرکشی تحریک کنند گروهی راپشتون که مالک این سرزمین خوشماهستیدتاجک وهزاره کیهاهستند گروهی راشیعه گروهی راهزاره وغیره وغیره...امروزبه بینیم قومی تروریست قومی جنگ سالارقومی زورمندقومی القاعده قومی طالب به این نامهابین اقوام کم بخت تفرقه انداخته خارجی ها قرارحکومت میکنند. من مرده وشماهاراخداندتبارک وتعالی زنده داشته باشداولین حساب ومحاکمه بااین اشخاص که امروزبه پست های بلندرتبه خویش فخرمکنندخواهدبودازنقطه نظرامریکاوغربی هاسه ویاچهارنسل افغانهاکه ازبین بروندبعداًنسل های پنجم وآیندهابدردبخورآنهامیباشدنسل های که بایدوشایدازبین بروندمانندامروز پشتون تاجک رامیکشدهزاره ازبک راوآیساف همگی راباورکامل داشته باشیم...

دگرمن پیلوت محمد عارف حمیدی30.07.2013 - 03:45

  بنام خداوند بزرگ مهربان عرض سلام وادب خدمت خوانندهگان عزیز- هموطنان عزیز نظریات شما را دقیق مطالعه نمودم من هم به نوبه خود میخواهم نظریات خویش را خدمت شما ابراز بدارم0 خداوند متعال در قران اعظیم الشان می فرماید که من ادم را از خاک افریدم وبران روح را دمیدم وبی بی هوا راازجسم ادم پیدانمودم 0 نظر به گفته خداوند پدر ومادر همه انسان ها ادم وهواست وهمه بشر اولاد بابا ادم وبی بی هواست ودر حقیقت برادرو خواهر هم دیگر هستند فلهذا هیچ کدام بر دیگری برتری نداریم وبه گفته خداوند که می فرماید بهترین شما درنزدم پهریز گار ترین شماست بنابر این هیچ میلتی برمیلتی دیگر برتری ندارد فقط برتری درتقوا است و بس

عبدالقیوم تاجیک25.07.2013 - 16:14

  باسلام خدمت تمام مردم ستمدیده افغانستانبیاید افکار وکردار قرون وسطی خود را کنار گذاشته واز خود فروختگیهاوذلت واستعمار وخیانتهای که از گذشته تاحال برسر مردم افغانستان امده است ظلم هایی که از طرف همسایگان به نظر دوست بر سر ما مردم امدهاست پند بگیریم وبیدار شویم این وطن از تمام اقوام است پس از خواب غفلت بیدار شویم ونه گذاریم دوباره سر به بیسامانی وبی وطنی بگذارد جوانان این مرز بوم امیدوارم با هوش ودرایت خود افغانستانی بسازیم که دیگر به هیچ قدرت خارجی متکی نباشیم حال دیگر وقت ان نیست تا سر این مسایل پوچ وبی معنی خودرا تلف بسازیم که وطن از کدام قوم است زمین خداوند(ج)راما انسانهای حریص تقسیم میکنیم ودم از مسلمانی میزنیم وبندگی ان بی همتا رافراموش کردیم بعد ازمردن جای تمامی من وشما قبر است پس بیایید زندگی وبندگی خدا را بکنیم نه زندگی وبندگی انسانها رافرهنگ وتمدن خود را حفظ کنیم وبیرق وطن عزیزمان را به بلندای تاریخ برسانیم تا ایندگانمان از ما عبرت بگیرن نه ذلت ودر اخر گویم (ازبک هزاره پشتون تاجیک ایماق بلوچ ترکمن وووو...... )همه اول انسانیم بعد (اریایی خراسانی اافغانی )هستیم ولعنت خداوند عزوجل به ان کسانی که تضاد بین قومیتها وملیت این مرز بوم میندازن بیدارشوید بیدارشوید بیدارشوید بیدارشوید

لالا11.07.2013 - 03:34

 سلام به داکتر صاحبنظر مرادی و همه دوستان٬
[۱] قبیله های پشتون به مراتب پیشتر از قرن هجده در در خراسان میزیسته اند. مثلا تاریخ اعراب٬ اوستا٬ ودا٬ سنگ نوشته های بیستون٬ تاریخ ساسانیان٬ سنگ نوشته های رباطک٬ شهنامهٔ فردوسی... و همه ثبوت برآن دارند که شما قصدا دروغ میگوئید.
[۲] کدام منابع تاریخی؟!... شما خود٬ تنها از "ادرسی" مورخ عرب٬ نام میبرید و آنهم به مفاد پشتونها!
[۳] موسس اقتداردودمانی!؟؟...یعنی چه؟ آیا میخواهید بگویید: بنیانگزار توانایی ملی؟ آیا این شماستید که احمدشاه خان تمجید میکنید؟؟.. بعدا٬ کدام حاکمیت های سیاسی؟ شما خود فقط و فقط از هند وخراسان نام میبرید; چنانکه هند برتانوی فاقد حاکمیت سياسی, و خراسان تحت حاکمیت همین احمدشاه خان بوده است!
کدام قبیله ها؟... کدام خصایل؟... این سلیقه های قبیلوی٬ چه استند؟ و این چالش مصدر کدام چالیدن است؟ ...قسمیکه میگویید٬ اگر ديگر اقوام٬ همزیست وهم جوار پشتونها بوده باشند٬ لابد این پشتونها بدون شک آریایی میباشند....
[۴] میفرمایید٬ در زمان تشکیل٬ سلاطین وسرداران بارکزایی و محمدزایی.....کدام بارک؟ کدام محمد؟
یاوه گویی هم سرحد دارد ...ادامه بدهید! ... بگویید که انشاءالله٬ سلطان محمود غزنوی٬ پسر امیرشیرعلیخان میباشد!
[۵] و باز میگویید: پایه تکامل تاریخی!.... این هم حتما از استخراجات فرهنگستان تان باشد؟!
نخست تاریخ را تکامل میبخشید٬ باز تکامل را متحرک میسازید اما تحرک را پایه داده و از حرکت باز میدارید....و بعدا میگوئید: برپایه تکامل تاریخی؟!؟!
[۶] اگر آریاییان ازجنوب دشت های آسیای میانه حرکت کرده و وارد افغانستان شده باشند٬ پس اجداد ما و شما احتمالا٬ چغتایی يا مغل بوده باشند! معلوم میشود که شما مطالعه نمیکنید و از جغرافیه و تاریخ آریاییان بیخبر میباشید!
[۷] هرودوت يا هرودوتس٬ مرثیه خوان و قصه گوی هلینستی بوده تا تاریخدان! [۸] کدام یازده قبیله؟ چیست نامهایشان؟ در کجا بوده اند؟ چرا اوستا و ویدا٬ از آنان نام نمیبرد؟
[۹] کلمه افغان معنی "ناله وزاری" را نمیرساند. این مردمان فارس بودند که اسیر و زندانی بخت النصر شده بودند...نه افغانان....بروید و قند بخورید! مگر این ماما داریوش شما نبود که "ناله و زاری" کنان از گیر سکندر٬ پای لچ٬ طرف افقانستان میدوید؟
با حرض احترام به همه

رامین 08.07.2013 - 13:20

  ما به تمام اقوام این کشور احترام داریم اما انتظار داریم که دیگران هم همین نظر را داشته باشند ازقوم پرستی چیزی جور نمی شود براداران پشتون ما که نسبت به دیگران قوم پرست تر اند بشتر از قوم خود ضرر میبینند شما ببینید از دست طالبان وحشی وبی فرهنگ بیشتر در معرض خطر قرار دارند از داشتن مکتب درس وتعلیم محروم اند , فرزندان همین پشتون ها دم توپ انتحاری اند وصد ها مواردیکه از دست طالبان این ها تباه شده اند ولی عده اند که هنوزهم ازین طالبان که ننگ بشریت اند این هارا دافغان بچیان میخوانند وتیشه را به ریشه خود مزنند بیائید منحیث یک ملت واحد زندگی کنیم وعلیه پدیده های زشت ملیت خود اول خود برزمیم تا دیگران مارا متهم به ملیت پرستی متهم نسازد .445460

میرزا حسین (حسینی)04.07.2013 - 09:02

  برادران عزیز بنده یک کلمه برای تان پیشنیهاد میکند که ( هم پذیری داشته باشید)

رضاجعفری14.06.2013 - 09:21

  ازدید کاه من افغانستان و ایران دارای فرهنک مشترک میباشد وازهم جودا ناپذیر می باشد حالا حدود 18سال من در ایران زندگی مکنم باچشم های خودم دیدم اداب روسوم ما بایران چندان فرقی ندارد کوچک شما جعفری

آزاده31.05.2013 - 12:41

  واقعاً مقالۀ زیبا و جامع بود و دروغ دروغگویان و کذب کذابان را به خوبی بازگو می کند. این مقاله که با استفاده از منابع معتبر و بشکل جامع نوشته شده، به خوبی بیان می کند که صاحبان اصلی این سرزمین کی ها هستند و کی ها هستند که با یغماگری و تجاوز، به این خطۀ نجیب وارد شده و با پیش گرفتن سیاست های انسان ستیزانه و ضد انسانی (به ویژه سیاست زمین سوخته)، ملکیت ها و جایدادهای دهگانان (مالکان اصلی آریانای بزرگ و خراسان پاینده) را اشغال کرده اند. آنچه لازم به ذکر می نماید، اشغال سایر مناطق و سرزمین های این خطۀ باستان است که به وسیله این متجاوزین صورت گرفته و می گیرد که مبارزه و ایستادگی در برابر این دشمنان قسم خورده و آگاهی و مقاومت در برابر آن ها از لازمه ها و اولویت های زندگی دهگانان باید باشد. سپاس از جناب صاحبنظر مرادی بخاطر برداشتن پرده هااز روی اسرار و حقایق نا گفته و کمتر شنیده شده. عمر دراز و تلاش های هرچه بیشتر شان را در زمینه نویسنده گی و آگاهی دهی و در کل خدمت به آریانای باستان و خراسان پاینده خواهان هستم

نصیر احمد27.05.2013 - 08:20

 من تعجب میکنم که آیا به نام خراسان کدام کشوری در قره زمین وجود دارد؟ که آقای مرادی در عنوان این مقاله نوشته است.

امیری24.05.2013 - 07:21

  برادران محترم انسان از انسان رنگ میگیرد وگل از گل به به آمریکا نگاه کنید تاریخ آنرا مطالعه کنید پیشرفت یک کشور در وحدت آن است نه در دشمنی اقوام آن بیایید دست به دست هم داده کشورخود را آباد نماییم

عبدالرحیم مرتضوی17.04.2013 - 10:53

 باعرض سلام وادب وادای احترام خدمت نوسینده مقاله ازاینکه ازحقایق چشم پوشی نکرده اید تمام ملت ما مرهون احسان شماست. تاریخ همیشه حقایق وواقعیتها راانعکاس میدهد.امااین قوم که واقعیت رادرک نمی کندچه کنیم!اصلامردمان بومی این خاک(افغانستان)قوم هزاره هاست.چونکه مدنیت تاریخی بومی بودن شان رامجسمه بودا دربامیان نشان میدهد.واین قوم پشتون نتوانیست نشانگر هویت وبومی بودن هزاره هاراتحمل کنند دربامیان ویران کرد؟ منتظر نشرمقالات بعدی شماهستیم.

شعیب07.02.2013 - 16:34

  با اظهار سپاس از نشر همچو حقایق، همهشه حقایق باید چنین ارائه گردد و حیچ وقت نباید از تاریخ چشم چوشی گردد، تاریخ شاهد است که همیشه کی ها از کشور در مقابل تجاوز های روس ها و پاکستان جهاد و مقاومت کرده و کیها با روس و پاکستان ائتلاف کرده و همچنان این معلوم است که کی ها بعد از ائتلاف با پاکستانی ها بر روی خود خورده و باز بار دیگر به پسران واقعی این سرزمین پنا برده. ما باشما هستم خداوند(ج) نگهدار شماباشد.

داکتر وحید الله گلابیار 26.12.2012 - 05:31

  برادران گرمی طوریکه معلوم است سرزمین افغانستان دارای تاریخ مشترک بوده که در اواخر به ممالک جداگانه توسط همسایگان حدود آن تعین یافته است. زمانی نصف ایران و تمام پاکستان و بخش از هند زیر نگین این ملت قهرمان بوده و زمانی هم بخش های این سرزمین زیر نگین بیگانگان رفته است که به همه هویدا است. قبل از اسلام تحت سلطه ساسانیان و راجه های هندی قرار گرفته اند و بعد از اسلام اولا تحت خلافت های اسلامی بوده و به مرور زمان اقوام و قبایل دیگری نیز بالای این سرزمین حکومت نموده اند. که قسمتی آن علی الترتیب قرار ذیل اند. دولت سلجوقیان، خوارزمشاهیان، مغول،ملوک کرت، طاهریان ، غزنویان، غوریان ، صفویان ایران، دولت مفول هند و ابدالیان و محمد زایی ها ، جغرافیه و موقعیت جیو پولیتیک افغانستان این سرزمین را وصل کننده کشور های همجوار ساخته است. و طوریکه دوست عزیز ما فرمودند که افغانهاقبل از اسلام در این سرزمین می زیستند بنابر این چطور میتوان گفت که حدود سه صد سال میشود که افغانها در این سرزمین اقامت دارند. این یک استدلال غیر منطقی بوده و تحریر شما دال بر آن است که افغانها در تحریر ات هیرودوت و کتاب اویستا نیز از افغان ها به اسامی مشابه مثل پکتین ها و پکتویس ها نام برده شده که از این رو معلوم میشود که افغانها بیش از 2500 سال در این سرزمین اقامت داشته اند که در آن وقت نه تاجیک ها شکل یک ملت یک پارجه داشتند و نه دیگر اقوام و قبایل. و مآخد شما راجغ به نسب اسرایلی بودن افغانها نیز موجودیت آنان را تا دوره داود علیه السلام و بخت النصر دراز می کند که این خود دلیل بر این است که افغانها بیش از 3000 هزار سال میشود در این سرزمین زندگی دارند. ولی از نظر اسلام یک شعر علامه اقبال لاهوری به یادم می آید: نه افغانیم و نی ترک و تتاریم جمن زادیم و از یک شاخساریم تمیز رنگ و بو بر ما حرام است که ما پروزده یک نوبهاریم و خطبه حجه الوداع پیغمر صلی الله علیه وسلم نیز به آن اشاره می فرمایند که رنگ و نسل موجب فوقیت هیچ بشری بالای بشر دیگر شده نمیتواند اگر فضیلت است صرف در تقوای است. الحمدالله مایان مسلمان هستیم. خوب است که در مورد هر قوم که در این سرزمین زندگی دارند تحقیقی داشته باشیم ولی نه به شیوه که اقوام را از هم جدا سازند بلکه به شیوه همدست و ممد که همه مارا فرصت دهد به آرامی و برادر وار زندگی کنیم

ع سربخود20.12.2012 - 06:04

 جهان سپاس از اشخاصیکه هم خود راوهم ملیت هاو اقوام کشور خود را می شناسند وروی آن به خاطر شناخت بیشتر تحقیقات می نمایند وبعدا به منافع ملی بخاطر رشد وپیشرفت کشور کار می نمایند.من شخصآ از تعصب وتفرقه بدم می آید.

سجاد07.11.2012 - 06:34

  تشکرازدوستان عزیزم که دراین باره نظریات خودرا شریک کردن.من هم به عنوان یک فردی ازاین سرزمین باید خاطرنشان سازم این است که آیا به همین شکل اشغال صفحات شمال توسط قوم پشتون دوام پیداکند مردم شمال دست زیرچانه نشته تماشاه کنند. این حرف واضیح نه شده که آیا مردم ازراهی قانونی دوباره میتوانند زمین های غصب شده خودرا دوباره بدست بیاورند یاخیر اگرعدالت باشد چرا به عوض یک پاکستانی که ازباجه ورپاکستان آورده شده برای یک فردی ازاین سرزمین دوباره داده نه شود. برعلاوه انیکه اونها ازآب هوای این سرزمین استفاده میکنند یگانه اهداف پاکستان را تعقب میکنند. شما شاهد تمام ناآرامی های این سرزمین دراین چند سال آخربودم وهستم بخاطربقای خودازکشتن بردن وناآرامی هیچ حراثی ندارند پس تاچی وقت این همه نابه هنجاری ها دراین مناطق ادامه خواهد داشت .بدوش سران قوم های تاجک اوزبک مربوط است

منوچهر (ماهنوش)29.05.2012 - 09:41

 در ابتدا نهایت سپاس از آنانکه واقعیت ها را با چهره اصلی بدون آرایش به تصویر میکاشنند. بدون تضاد و زبان و قوم پرستی چنانکه معلوم است تاریخ پیدایش پشتونها در افغانستان بیشتر از سه قرن نمیشود اما دعوای مالکیت این سرزمین آراسته و شائیسته را دارند، قرار که تحریر شده است و تحقیقات که من کرده ام الی چند قرن پیشتر بنام پشتون در این سرزمین کسی دیده نمیشد، بیشتر از ده ها قرن تاجک، ازبک و ترکمن حاکمیت این سر زمین را داشتند بایک اتفاق و همدستی بیگانگان را وقت نمیدادند تاقدم شوم شان را در این سرزمین به اعنوان خیانت بمانند، اما از زمانیکه این طائفه در سرزمین غور قدم به زنده گی نهادند از همان روز برادر کشی و قوم پرستی، زبان، ملیت و نژاد پرستی آغاز شد تا امروز سرزمین آریا یا آریانیان از این بدبختی نجات نیافته است. آخر تابه چه وقت این جنگ و برادر کشی تا چه وقت نارامی و خون ریزی، از هر قوم و قبیله ای که هستیم در این خاک زنده گی میکنم این خاک مربوطه همه اقوام است، این وطن وطن من و توست، زبان و قوم و نژاد پرستی را از میان برداریم یک وطن آراسته از همدستی و برابری چون کشور های دیگر سازیم. به امید یک همدستی و برادر و برابری این ملت تشکر
نام

دیدگاه

جای حرف دارید.

شمارۀ زیر را درج کنید
   



داکتر صاحبنظر مرادی